(چاپ)

گوارش، کبد و مجاری صفراوی
معده شناسی

بسم الله الرحمن الرحیم

و صلّی الله علی محمّد و آله الطّاهرین و لعنه الله علی اعدایهم اجمعین


 

معده شناسی


مقدمه


پیامبر گرامی اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم) می فرمایند: «الْمَعِدَهُ بَیْتُ کُلِّ دَاءٍ وَ الْحِمْیَهُ رَاْسُ کُلِّ دَوَاء: معده خانه همه دردهاست و پرهیز، سرسلسله همه داروها.» (بحارالانوار، ج۵۹، باب ۸۹)


شخصاً علاوه بر باور اعتقادی، در طول سالهای فعّالیت خود به عنوان یک پزشک به باوری عملی در مورد صحّت این حدیث شریف نیز دست پیدا کرده ام. در واقع اگر نبود اراده ضعیف ما مردمان این دوره و زمانه و عادتمان به خوردن چرب و شیرین، می شد تقریباً به همه بیماران به جای یک انبان دارو، تنها یک برگه رژیم غذایی داد و با اطمینان شاهد روند بهبودی آنها بود. به هر حال به نظرم رسید که از جمله قدم های اول در راه تحقق چنین اتفاقی، شناخت منطق حاکم بر رفتارهای معده است.


معده چگونه کار می کند؟


زمانی که در کلاسهای آموزشی«موسّسه تحقیقات حجامت ایران» شرکت می کردم؛ یکی از اساتید، یک جمله به ظاهر ساده در مورد عملکرد معده گفت و آن هم این که: «عملکرد معده مانند یک کوره یا تنور است.» این مقاله یک هدف دارد و آن هم این که این جمله را به زبانی ساده تبیین کند تا تقریباً همه افراد بتوانند درک نسبتاً صحیحی از مشکلات معده خود داشته باشند.


تنور معده


گفتیم که معده در بدن انسان، نقش کوره یا تنوری را دارد که غذاها، سوخت آن را تشکیل می دهند. آتش اولیه این تنور، حرارت اولیه معده است که با هجوم خون به عروق معده پس از ورود غذا به آن تامین می شود و حاصل آن، هضم غذا (سوختن هیزم ها) و تولید حرارت و انرژی برای مصرف در بدن است. بر اساس همین منطق ساده اکثر رفتارهای معده قابل درک است. کافی است که عوامل موثر در کارکرد بهتر یک کوره یا تنور را فهرست کنیم و آنها را بر رفتارهای معده منطبق کنیم:


۱- هر قدر هیزمی که داخل یک تنور انداخته می شود؛ به قطعات کوچکتری تقسیم شود؛ شعله بهتری حاصل خواهد شد و هیزم ها زودتر خواهند سوخت. هیزم معده، غذاست؛ پس هر قدر غذا به قطعات کوچکتری خرد شود؛ سوختن آن (بخوانید هضم آن) آسانتر می شود. بنابراین هر قدر غذا بیشتر جویده شود بهتر هم هضم خواهد شد. به عکس، اگر هیزم های خیلی درشت در تنور بیاندازیم، عمل سوختن با اختلال مواجه می شود و حاصل آن چوبهای نیم سوخته و مقدار زیادی دود خواهد بود. در صورت مصرف غذایی که خوب جویده نمی شود هم مقدار زیادی غذای خوب هضم نشده(نیم سوخته) و نفخ و باد(دود) به وجود می آید.


سوال: چرا بسیاری از ما، علیرغم نجویدن غذا، احساس نامطلوبی در معده نداریم؟ جواب این سوال بسیار ساده است. تا وقتی که معده از قدرت و قوّت کافی برخوردار است – به خصوص در سنین کودکی تا اواخر جوانی – حرارت اولیه بسیار بالایی دارد که تا حد زیادی غذاهای خوب جویده نشده را نیز در آتش خود می سوزاند؛ ولی هر قدر که سن فرد بیشتر می شود؛ قدرت معده تحلیل می رود و مشکلات، خودنمایی می کنند. همچنین در این سنین، به علت قدرت بالای روده ها و کبد، مواد خوب هضم نشده معده، تحمل می شوند؛ ولی به تدریج، تجمع این مواد در بدن، مشکلاتی را به وجود می آورد که آرام آرام، خود را نشان می دهند. بنابراین هر کس در هر سن و هر وضعیتی، از نجویدن غذا، دچار زیان خواهد شد.


* یک تجربه: بسیاری از بیماران دیابتی تنها اگر همین دستور ساده؛ یعنی خوب جویدن غذا را رعایت کنند، کاهش قند خون را تجربه می کنند. برخی بیماران را دیده ام که تنها با کشیدن چند دندان و مشکل در جویدن غذا، از صف افراد سالم به خیل انبوه بیماران دیابتی پیوسته اند. شاید بتوان این را به عنوان یک تیوری خام پذیرفت که یک علت مهم افزایش بیماران دیابتی در ایران، عادت ما به سریع خوردن غذاست.


۲- مقدار هیزمی که داخل یک تنور می ریزیم باید با حجم و ظرفیت تنور متناسب باشد؛ به همین ترتیب، مقدار غذای ورودی معده باید متناسب با حجم آن باشد و گرنه باز هم حکایت تخریب معده، نیم سوز شدن غذا، تولید دود(نفخ) و … تکرار خواهد شد. از آنجا که معده تنوری هوشمند است که با مراکز هوشمند دیگر – مثل مغز – هم مرتبط است؛ میزان مناسب سوخت را خودش تعیین می کند. این مقدار همان است که در احادیث حضرات معصومین(علیهم السلام) به «قبل از سیری» تعبیر می شود. بنابراین همان گونه که یک تنور یا کوره پر از سوخت، خفه می شود و نخواهد سوخت؛ یک معده انباشته از غذا هم قادر به هضم صحیح غذا نخواهد بود.


۳- فرض کنیم مقداری هیزم نازک و ترکه ای، مقداری چوب متوسط، مقداری هم کنده کلفت داخل یک تنور بیاندازیم. برخی از این هیزم ها تر باشند و بعضی خشک، آیا تنور قادر به تولید آتش مطلوب است؟ اگر زود به سراغ تنور برویم، هیزم های نازک و خشک، سوخته اند ولی هیزم های کلفت تر و مرطوب، یا نیم سوزند یا هنوز شروع به سوختن هم نکرده اند؛ و اگر دیر به تنور سر بزنیم؛ هیزم های نازک و خشک کاملاً خاکستر شده اند و از بین رفته اند و هیزم های کلفت و مرطوب کماکان در حال سوختن.

 

این دقیقاً همان بلایی است که با خوردن غذاهای رنگارنگ بر سر معده ما می آید. معده باید غذا را هضم و ماده حاصله را به تدریج از خود خارج کند؛ اما وقتی با ملغمه ای از غذاها مواجه می شود که نیاز به زمانهای متفاوت هضم و میزان های گوناگون حرارت برای پختن دارند؛ چه باید کند؟ اگر دهانه معده بر اساس غذاهای زود هضم گشوده شود؛ مقدار زیادی از غذاهای دیر هضم، به صورت خام از معده خارج می شوند و بر عکس، بنابراین هر قدر که تنوّع غذاهای سفره کمتر باشد؛ معده ما سالم تر خواهد بود. این همان چیزی است که در احادیث متبرّک معصومین (علیهم السلام) از آن به «کفایت یک خورش» تعبیر می شود.


۴- آتش نیاز به اکسیژن دارد. هر آتشی که دچار کمبود اکسیژن شود؛ ناقص می سوزد یا خاموش می شود. گفتیم که اکسیژن رسانی به تنور معده را عروق خونی بسیار زیاد موجود در جداره آن به عهده دارند. حال اگر به هر دلیلی، خون رسانی به معده کم شود؛ هضم غذا دچار مشکل می شود. به عکس هر قدر توجه خون به سوی معده بیشتر شود؛ غذا راحت تر هضم می شود. با این حساب:


۱-۴- غذا خوردن در حال استرس که فرامین مغز، خون را متوجه ارگانهای دیگر می کند؛ باعث سوء هاضمه می شود؛ چنانکه اکثر ما این تجربه را داریم. پس خوردن غذا در حال آرامش از ضروریات است.


۲-۴- اسلام تاکید زیادی به استراحت و دراز کشیدن (و نه خوابیدن) پس از غذا نموده است. علت این دستور نیز واضح است. بدن در این فرصت آرامش، امکان می یابد که خون را از مناطق مختلف بدن به سوی معده گسیل کند و غذا را هضم کند.


۳-۴- توجه به نکات فوق، یکی از اسرار دستور مهم اسلام مبنی بر پرهیز از خوردن غذا در میانه روز – یعنی همان وعده ناهار – را روشن می کند. در طول روز که جسم و روح بیشترین اشتغال و کمترین آرامش را دارند؛ سهم معده از خون رسانی به حداقل می رسد. بنابراین غذا خوردن در این حال مضر است و باید آن را محدود به دو وقت آرامش یعنی صبح و شب(صبحانه و شام) نمود.


۵- آیا کسی را دیده اید که قبل از روشن کردن یک تنور، آن را خیس کند؟ یا در هنگام برافروخته شدن آتش، روی آن آب بریزد؟ طبیعتاً چنین کسی از نظر ما نمی تواند آدم صحیح العقلی باشد!

 

اما جالب اینجاست که این کار را بسیاری از ما به طور روزمره انجام می دهیم. یعنی قبل از روشن کردن تنور معده (قبل از شروع غذا) یا پس از برافروختن آتش در آن (حین و پس از غذا خوردن) آن را از مایعاتی مثل آب، دوغ، نوشابه، چای و مانند آنها پر می کنیم. طبیعتاً در چنین حالتی، هضم غذا ناقص خواهد بود و در عین حال مقادیر زیادی دود (نفخ) هم به وجود می آید. به همین جهت بسیار ضروری است قبل از غذا خوردن (از حداقل نیم ساعت قبل)، در حین تغذیه و پس از آن (حداقل تا دو ساعت و نیم بعد از تغذیه، یعنی زمان تخلیه معده و خاموش شدن آتش آن) از مصرف مایعات پرهیز کنیم. به تجربه برای بنده ثابت شده است که مصرف مایعات به همراه غذا از بدترین اتفاقات ممکن برای معده است.


یک مثال: اگر یک ظرف چینی را روی حرارت آتش قرار دهید و سپس روی آن مقداری آب خنک بریزید؛ ظرف متلاشی خواهد شد. مطمین باشید که خوردن مایعات به همراه غذا، همین بلا را بر سر معده شما خواهد آورد؛ اما به خاطر نجابت معده! چند سالی طول می کشد تا متوجه وضعیت نابسامان آن شوید.


۶- برای روشن کردن مجدد تنور، باید خاکسترهای قبلی را از آن تخلیه کرد؛ به همین دلیل ساده باید یبوست بیمار را به خوبی درمان کرد تا بتوان انتظار کارکرد خوبی از معده داشت.


نکته: به همین دلیل ساده فوق، اگر همراه با داروهای تقویت معده، در صورت ضرورت، داروهای ملین مناسب هم تجویز شوند؛ اثر بخشی داروهای مقوی معده بسیار زیاد خواهد شد.


۷- اگر تنور خوب نمی سوزد می توانیم کمی سوخت قوی به آن اضافه کنیم (مثل ریختن نفت روی هیزم). نقش داروهایی مانند زیره و عسل در درمان مشکلاتی مانند نفخ و زخم معده هم از این سنخ است.


۸- هر چند وقت یک بار باید مدتی را به تعمیرات اختصاص داد. این یعنی همان ضرورت ساده روزه داری یا پرهیز غذایی در هنگام بیماری ها.


۹- گفتیم که معده به سان یک کوره باهوش عمل می کند. بنابراین وقتی که سرد می شود؛ خود به خود مطالبه سوخت جدید می کند. به همین جهت کسی که معده سردی دارد یا غذاهای با طبع سرد مصرف می کند زودتر گرسنه می شود تا کسی که معده گرمی دارد یا گرمی مصرف می کند. علت وجود اشتهای کاذب یا ریزه خواری در بعضی افراد هم همین سردی معده است که با مصرف داروهای گرمی بخش معده بر طرف می شود.


۱۰- شاید برای عده ای این سوال مطرح باشد که چرا خوراکی هایی مثل سماق، گردغوره، لیموعمانی و برخی موارد دیگر که مزه ترشی دارند و طبیعتاً طبع سردی دارند، به هضم غذا کمک می کنند؟ با توجه به اینکه طبق مطالب فوق، سردی و آتش با هم سر مخالفت دارند. توجیه ساده این مساله آن است که درست است که طبع این خوراکی ها سرد است؛ اما به لحاظ رطوبت، اینها خوراکی های بسیار خشکی هستند؛ یعنی طبع آنها سرد و خشک است. به همین جهت عملاً نقش یک هیزم مناسب و آماده سوخت را دارند که به کمک آتش اصلی معده خواهند آمد و غذا را هضم می کنند.


۱۱- اگر هیزم ها را قبل از آتش زدن کمی آغشته به ماده ای مثل نفت یا بنزین کنیم، چه خواهد شد؟ این همان اتفاقی است که در هنگام خوردن غذا با دست به وجود می آید. در واقع یکی از حکمت هایی که برای توصیه اسلام مبنی بر خوردن غذا با دست مطرح می شود آن است که سر انگشتان ما منبع سرشاری از انرژی هستند و این انرژی قابلیت انتقال دارد. (این نکته ساده، پایه اصلی انرژی درمانی است). وقتی غذا با دست خورده شود؛ مقدار زیادی انرژی از سر انگشتان فرد به غذا منتقل می شود و حداقل نتیجه این مساله آن است که هضم غذا بسیار بهتر صورت می گیرد. اگر باور ندارید؛ امتحان کنید. بسیاری از کسانی که دچار سوء هاضمه هستند؛ اگر غذا را با دست بخورند؛ احساس بهبودی را تجربه خواهند کرد.


۱۲- اگر هیزم ها یکدست نیستند، اول نازکترها را آتش می زنیم؛ بنابراین، اول غذاهای سهل الهضم و بعد بقیه غذاها را مصرف می کنیم.


۱۳- اگر دیواره و خود تنور، خیس باشد؛ مشکل به وجود می آید. به همین دلیل هم هست که افراد بلغمی که میزان رطوبت بالایی دارند؛ اغلب از مشکلات گوارشی رنج می برند.


۱۴- انعطاف تنور معده در مقابل نوسانات فاحش دما محدود است؛ این نکته ساده علّت تاکید احادیث شریف بر پرهیز از خوردن یک باره آب در حال تشنگی (که حرارت معده و کبد بالاست)؛ را روشن می کند. پرهیز از مصرف غذاهای بسیار گرم و بسیار سرد نیز به همین گونه توجیه می شود.


۱۵- وقتی که آتش یک تنور خیلی شعله ور است بهتر است که برای خاموش کردن آن کمی صبر کنیم؛ کم کم سوخت تنور تمام می شود و آتش خود به خود خاموش و تنور سرد می شود. اگر روی چنین آتش فروزانی آب بریزیم؛ تنها کمی از شدت شعله ها کاسته خواهد شد؛ ولی سوختن آن تا تمام شدن سوخت ادامه خواهد یافت؛ یعنی عملاً با ریختن آب، خاموش شدن آتش را به تاخیر می اندازیم.

 

مشابه این مساله برای معده ما زمانی به وجود می آید که مقدار زیادی غذای چرب مصرف کرده ایم و متعاقب آن احساس عطش و تشنگی زیادی می کنیم. اشتباه اکثر ما این است که در این حال مرتّب آب مصرف می کنیم و عملاً سوختن چربی ها را با تاخیر مواجه می کنیم و باعث می شویم تا چند ساعت این احساس ناخوشایند حرارت و تشنگی و سنگینی معده ادامه داشته باشد؛ در حالی که اگر در مقابل احساس نیاز ظاهری خود به آب مقاومت کنیم، خیلی سریعتر، غذای چرب، هضم خواهد شد و حرارت بدن فرو خواهد نشست.

 

جالب است که احادیث شریف نیز بر این نکته که به دنبال مصرف غذاهای چرب نباید آب خورد؛ تاکید نموده اند. (آب نخوردن پس از غذا، قاعده ای عام است و در مورد غذاهای چرب، تاکید بیشتری دارد.)


۱۶- هیچ گاه در حالی که هنوز هیزم های قبلی موجود در تنور نیم سوزند؛ نباید هیزم جدید به آن اضافه کرد. این کار باعث خفه شدن آتش خواهد شد. به همین دلیل باید اکیداً از مصرف غذا در حال سیری پرهیز نمود.

 

نکته آخر


طبیعی است که می توان با کمی اندیشه، موارد بیشتری به مجموعه فوق افزود. به هر حال به نظرم می رسد که مطالعه و تامّل در این مقاله، برای هر فردی راه را برای «مدیریت معده!» باز می کند که حاصل این کار بهبود تغذیه و افزایش سطح سلامتی است.