سلام خدمت شما جناب دکتر ، من تا حالا از سایت شما خلیی چیزا یاد گرفتم و به شخص شما ارادت دارم اما تفکر شما رو نمی پسندم ، کی از بچه بدش میاد ؟ وقتی نمیدونم بچه ی من در این مملکت بی سر و سامان قرار چه سرنوشتی داشته باشه چرا باید بچه بیارم تا مثل خودم ی عمر درس بخونه اما ی کار گیرش نیاد و هزار جور مشکل داشته باشه ، اگه شرایط درست بود لازم نبود شما به کسی توصیه کنید خودمون با کمال میل میاوردیم


ناشناس

سلام دكترچطورباشماصحبت كنيم داروبگيريم اصلن كجابريم؟


رضا

ممنون
ناصرصافی

با سلام و آرزوی تبسم بر لبان شما. من خودم بعنوان یک مرد پژوهشگر در طب سنتی کنار شغل اداریم , عطاری هم در شهرستان زنجان دارم (شهرم را ازین بابت نوشتم که یکی از بهترین قطبهای گیاه پزشکی ایران بدلایل متعدد هستش). خاطره ای را میخواهم بگویم که بچشم خود و در مورد خودم دیدم. دو هفته مانده شب عید همین امسال,حساسترین قسمت پوستی مردانه دچار سوختگی پوستی با حرارت شد. و عفونت کرد . با دادن دود عنبرنساء بهبودی در زمانی خیلی سریعتر از تصور رخ داد. بطوریکه هر دفعه که دود میدادم بهبودی را بعین و با چشم خودم بوضوح میدیدم و شاکر خلقت خدا. و اقوام پزشکم معترفند که هیچ داروی طب نوین نمیوانست در زمان مختصر درمان سریع و جالب و کامل کند. با سپاس از بذل توجه
تبسم بخش

سلام با خوندن پیامهاتون گریه کردم قراره دو روز دیگه دخترمو از شیر بگیرم خیلی احساس بدی دارم مدام استرس دارم برامون دعا کنید
مادر ساغر

خداوند خیر دنیا واخرت را به شما عزیزان عطا کند که سنت پیامبر اکرم رواج میدهید و مردم را اگاه میکنید التماس دعا
مجید صدیق

داخل مخلوط کن یا اب میوه گیری بریزیم من ریختم داخل مخلوط کن پوست لیمو سفته مخلوط کن قدرت چرخوندن نداشت دستگاه سوخت
مجید

سلام ممنون از زحماتتون عالى بود اجرتان با خدا
زهرا مجدى

با سلام برای درمان و معاینه باید به کجا مراجعه کنیم؟
الناز

سلام وخسته نباشید واقعا ترنجبین عالیه ممنون از مطالب خوبتون خدا خیرتون بده
هستی
طبّ سنّتی، مبانی نظری و کلّیات
نگاهی به مبانی طبّ سنّتی ایران
تعداد: 1 میانگین: 4
[تعداد بازدید : 9114]

[نسخه چاپی]

بسم الله الرّحمن الرّحیم

وصلّی الله علی محمّد و آله الطّاهرین  و لعنه الله علی اعدایهم اجمعین


نگاهی به  مبانی طبّ سنّتی  ایران

 

قبل از شروع: این مقاله به صورت فعلی، بیشتر برای مطالعه کاربرانی نوشته شده است که آشنایی اوّلیه با این مبحث دارند ولذا ممکن است برای سایرین، کمی نامفهوم باشد. ان شاءالله، در اوّلین فرصت، ویرایش جدید این مقاله همراه با توضیحات مبسوط، تقدیم خواهد شد. 


عــنــصــر


بنابر نظر طبّ سنّتی ایران که مورد تایید طبّ اسلامی و تقریبا تمامی مکاتب طبّی قدیم می باشد؛ تمام هستی از ترکیب 4 عنصر( رکن، اسطقسّ) به نام خاک، آب، هوا(باد) و آتش تشکیل شده است. عناصر اجسامی هستند ساده و غیر قابل تجزیه به جزءهای کوچکتر که همه هستی از ترکیب آنها به وجود آمده است. 


قوای اوّلیه عناصر


عناصر و هرچه که از ترکیب آنها حاصل می شود؛ دارای 4 (و در واقع، دو زوج)  کیفیت یا قوّه هستند: حرارت و برودت(گرمی و سردی) و رطوبت و یبوست(تری و خشکی).


عناصر اربعه


تذکّر مهم: مفهوم عنصری خاک، آب، هوا و آتش، با آن چه که در زندگی عادّی از آنها می شناسیم؛ متفاوت است. در واقع، خاک، آب، هوا و آتشی که ما می بینیم، از تظاهرات و جلوه های خاک، آب، هوا و آتش عنصری هستند وگرنه مثلا در خاک یا زمین، ترکیبی از عناصر خاکی، آبی، هوایی و آتشی موجود است.


1-  خاک: سنگین مطلق است و در مرکز سایر عناصر قرار می گیرد و دیگر عناصر به سوی او حرکت می کنند(قانون جاذبه). ثابت و ساکن است و پایداری دیگر عناصر به اوست. در موجودات، باعث به هم پیوستگی، پایداری و حفظ شکل است. طبع آن سرد و خشک است.


2-  آب: سنگین نسبی است و اطراف خاک را فرا می گیرد. هر شکلی را به آسانی می پذیرد و به آسانی نیز از دست می دهد. به دیگر عناصر قابلیت شکل گیری می دهد. در موجودات، باعث نرمی، همواری و شکل پذیری می شود. طبع آن سرد و تر است.


نکته: اجسام مرطوب، زود می گیرند و زود هم از دست می دهند ولی اجسام خشک، دیر می پذیرند و دیر از دست می دهند. اگر خشک و تر به هم بیامیزند؛ خشک از تر، نرمی و آسان شکل گرفتن را می گیرد و تر از خشک، قوام و حفظ هیات را.


3-  هوا: سبک نسبی است و اطراف آب را گرفته است. با عناصر دیگر می آمیزد و باعث تخلخل و سبکی و گشادگی آنها می شود. در موجودات، نرمی، سبکی و سهولت بلند شدن را سبب می شود. از آب فرمانبردارتر است. طبع آن گرم و تر است.


4-  آتش: سبک مطلق است و بالاتر از سایر عناصر قـرار می گیرد. باعث می شود هوا به دو عنصر سرد نفوذ کند؛ سردی آنها را بشکند و آنها را از عنصر به مزاج تبدیل کند. در موجودات، پختن، نرم کردن و آمیختن را باعث می شود. طبع آن گرم و خشک است.


نکته 1: در موجودات زنده، آب و خاک که سنگین ترند؛ بیشتر در پیدایش اندامها و حفظ ثبات آنها دخیلند امّا آتش و هوا اوّلا در پیدایش ارواح و روانها دخیلند و درثانی، حرکت و جنبش( هم در ارواح و هم در اندامها) را سبب می شوند.


نکته 2: خواص ذکر شده در حالت طبیعی از این عناصر مورد انتظارند امّا در صورت غلبه رکن پنجم یعنی رکن یا عنصر معنوی بر آنها، هر رفتار خرق عادتی ممکن است مشاهده شود.( شفای بیمار با خوردن تربت حضرت سیدالشّهداء علیه السّلام، آثار درمانی آب نیسان، بَرد و سلام شدن آتش بر حضرت ابراهیم علیه السّلام، ...)


نحوه اثر عناصر بر هم


در برخورد ارکان با یکدیگر، اگر یک رکن بر دیگری اثر کند و به طور کامل بر آن غلبه نماید و آن را جزیی از خود نماید؛ به این صورت غالب جدید، کاین و به پدید آمدن آن کون می گویند. به رکنی که مغلوب شده است نیز فاسد و به این رخداد، فساد اطلاق می شود. امّا اگر ارکان، توانایی غلبه بر یکدیگر را نداشته و طبیعت میانه ای را به وجود آورند، به این عمل، استحاله گفته می شود. کیفیّت جدید حاصل شده؛ طبع یا مزاج  نامیده می شود.


مـــــــزاج


چنان که گفته شد؛ مزاج، کیفیتی است که از واکنش متقابل دو یا چند عنصر حاصل می شود؛ به عبارت دیگر، از واکنش متقابل اجزای ریز موادّ متضادّ با یکدیگر، کیفیت همگونی حاصل می شود که به آن مزاج می گوییم. برای مثال اگر آب و خاک با نسبتی مساوی به هم بیامیزند؛ مادّه حاصله مزاج سردی خواهد داشت امّا از نظر تری و خشکی به تعادل نزدیک است. چون تمام خلقت از این 4 رکن آفریده شده است؛ تمام حقایق مادّی و معنوی دارای مزاج خواهند بود.


مزاج زمانها:

 الف- شب نسبت به روز سردتر و مرطوب تر است.


 ب- بهار، گرم و تر؛ تابستان، گرم و خشک؛ پاییز، سرد و خشک و زمستان، سرد و تر است.


 تذکر: فصل طبی به لحاظ زمانی، کاملا منطبق بر فصل نجومی نیست.


مزاج مکانها: توجه به حالات مردم نواحی مختلف، تفاوت مزاج مکانها را آشکار می سازد؛ برای مثال مردم اروپّا بیشتر اهل قانون، سیاست و اقتصاد هستند(مزاج سردتر) و مردم آسیا( به ویژه خاورمیانه) تا حدّی قانون گریز و اهل شعر و عشق و عرفان(طبع گرمتر).


مزاج گیاهان: برای مثال، گردو و خرما، گرم و خشک؛ گلابی و خربزه، گرم و تر؛ گوجه سبز و انار ترش، سرد و خشک؛ و هندوانه و خیار، سرد و ترند. تفاوت طعم، عطر، تندی و ... گیاهان مختلف در مناطق گوناگون و با روشهای نگهداری متفاوت نیز به همین دلیل است.


مزاج حیوانات: گوشت شتر، گرم و خشک؛ گاو، سرد و خشک؛ گوسفند، گرم و تر و ماهی، سرد و تر است.


مزاج زن و مرد: زنها نسبت به مردها، طبع سردتر و مرطوبتری دارند.


مزاج سنین: کودک، گرم و مرطوب است امّا نوجوان و جوان، با همان میزان حرارت، رطوبت کمتری دارند. با افزایش سن، گرما و رطوبت کمتر می شود اگرچه در پایان عمر(که طبع، سرد و خشک است) ممکن است رطوبت های غیرعادی و خارجی در بدن جمع شوند.


مزاج جمادات: برای مثال، طبع کاهگل گرم و طبع گچ، سرد است.


مزاج غذاها: غذای انسان منحصر در خوردنی ها و نوشیدنی ها نیست.


الف: غذاهای دیداری: آبی و سبز، رنگهای متعادل( با گرایش بیشتر سبز به گرما)؛ زرد و قرمز، رنگهای گرم و سفید و سیاه، رنگهای سرد هستند.


ب: غذاهای شنیداری: کلمات محبّت آمیز و امیدآفرین، انسان را گرم می کنند و فحش ها و ناسزاها، او را به سردی می کشانند.


ج: غذاهای استشمامی: بوهای لطیف، سوزاننده، شیرین و اکثر بوهای خوش، طبع گرمی دارند امّا بوی عفونت، نا، کپک، ترشا و برخی از بوهای خوش( مثل بوی کافور) طبع سردی دارند.


د: غذاهای رفتاری: بخل و ترس که رفتارهای سرد هستند، معمولا با هم دیده می شوند و شجاعت و سخاوت، با هم.


هـ: غذاهای لمسی: پشم، با تماس با پوست انسان، طبع او را گرم می کند و پنبه، خنک.


و: خوردنی ها و نوشیدنی ها: مزه های گرم، به ترتیب عبارتند از تندی، تلخی، شوری و شیرینی که این مزه آخر به تعادل بسیار نزدیک است. تـرتیب مزه های سرد نیز گس، قابض، ترش و بیمزه است. چربی مزه ای متعادل است.


خـــلـــط و روح


خلط، رطوبتی است که در تن انسان جاری است و جایگاه آن در رگها و اندام توخالی مانند معده، جگر، طحال، زَهره و ... است. اخلاط که شامل دم، بلغم، صفرا و سودا می باشند؛ از هضم و تبدیل غذا به وجود می آیند. اخلاط، در تعامل و آمیزش دایمی با هم هستند و اوّلین جسمی که از آمیزش آنها حاصل می شود، اندام است. در واقع، اندام، اجسامی هستند که از قسمت سنگین و کثیف و متراکم اخلاط، به وجود می آیند. در عوض، روح از قسمت لطیف و بخاری اخلاط به وجود می آید. به این معنا، روح طبّی یا همان روح بخاری، حدّ فاصل جسم و نفس است. نسبت روح به اخلاط، مانند نسبت اخلاط است به غذا و نسبت اندام به اخلاط، مانند نسبت موادّ دفعی است به غذا.


اخلاط اربعه(خلط های چهارگانه)


 معادل ارکان اربعه در بدن انسان، اخلاط اربعه هستند و عبارتند از:


1- خون یا دم(معادل هوا): گرم و تر است؛ ناشی از کودکی، بهار و حرکات و شادی های معتدل؛ رنگ آن سرخ؛ بوی آن خوش؛ مزه اش شیرین و قوام آن معتدل است.


2- بلغم(معادل آب): سرد و تر و درواقع، خون نپخته است که با دیدن حرارت به خون تبدیل می شود. رنگ آن سفید است و حالتی شبیه سفیده تخم مرغ دارد.


3- سودا(معادل خاک): سرد و خشک و درواقع، رسوب خون است. رنگ آن سیاه است. محرک اشتهاست.


4- صفرا(معادل آتش): گرم و خشک و درواقع کف روی خون است. رنگ آن زرد و مزه آن تلخ است. خلطی است تیز و سوزاننده و مسیر را برای دیگر اخلاط باز می کند. به هضم غذا کمک می کند و حرکات روده را زیاد می کند.


وجود این چهار خلط برای سلامتی انسان ضروری است. هرکس بسته به این که در بدنش، کدام یک از این اخلاط نسبت به بقیه غلبه دارد؛ دارای مزاج دموی، بلغمی، سوداوی و یا صفراوی خواهد بود.


مزاج های انسانی


دموی مزاجها: مزاج آنها گرم و تر و چهره آنان قرمز و پرخون است. سر و اندامها سنگین بوده؛ معمولاً کسل هستند و خواب زیاد و سنگینی دارند. دهان دره، کش و قوس بدن و کشیدن دستها به اطراف، جزء عادات آنان است. معمولاً خوش اخلاق و اهل بگو و بخند هستند و در دیـگـران ایـجـاد نــشـاط می نمایند. شجاع و فرمانبردار هستند. مزه دهان آنان شیرین و پوست، زبان و چشم آنان قرمز است. خونریزی از نقاط مستعد مثل بینی و لثه در آنان شایع است. محل فصد و حجـامـت آنان دچـار خـارش می شود. در فصل بهار علایم مذکور تشدید می شود.


بلغمی مزاجها: مزاج این افراد سرد و تر است؛ چهره سفیدی دارند؛ پوست آنان سرد، نرم و شفاف است. گاه، به علت رطوبت زیاد، پوست آنان در ناحیه زیر چشم و گلو دچار چین خوردگی می شود. آب دهان زیاد، کم بودن تشنگی و عطش، نرم بودن گوشت اندامها، تنبلی، آروغ ترش و ترش کردن از علایم دیگر افراد بلغمی است. حرکات این افراد کند است و حوصله انسان از پرحوصلگی آنان سر می رود؛ آرام حرف می زنند؛ در راه رفتن عقب می مانند و زود خسته می شوند. ماست، دوغ و غذاهای دارای طبع سرد، دشمن آنان می باشد. خوش خوابی، کند فهمی، افت حافظه، کم رنگی ادرار صبحگاهی و  زبان نرم با پرزهای تحلیل رفته و گاهی پوشیده از بار سفید از علایم آنها می باشد. در فصل زمستان بیماری های آنها شدت پیدا می کند.


صـفراوی مزاجها: دارای مـزاج گـرم و خــشـک می باشند. چهره و سفیدی چشم آنان، کمابیش به زردی می زند؛ دهان و بینی آنان خشک است و زبانشان خشک، زبر و گاهی تلخ می شود. عطش آنان زیاد و اشتهایشان کم است. لاغر هستند. مطالب را سریع درک می کنند و سر آنها کلاه نمی رود. بی خوابی و سبک بودن خواب از مشکلات آنان است. تحریک پذیر هستند و زود عـصبانی و مـضـطرب می گردند. پوست آنان گرم و خشک و بی حالت است. دور چشم آنان به علت از دست دادن رطوبت گود می افتد. خارش پوست و وزوز گوش در آنها شایع است. سردرد به خصوص در هوای گرم و هنگام عصبانیت بعضی از آنها را آزار می دهد و گاهی دچار گزگز اندامها می شوند. هنگام لمس، اندامهای آنها گرم است و از هـوای خـنـک لـذت می برند. اولین ادرار صبحگاهی آنها پررنگ و گاهی سوزان است. گرمی و خشکی در این افراد در فصل تـابـستـان شـدت می یابد. افراد صفراوی مزاج در سن جوانی دچار بیشترین مشکلات در سلامتی خود می شوند و به خصوص، بیشتر این مشکلات در فصل تابستان بروز می نماید.


سوداوی مزاجها: مزاج این افراد، سرد و خشک، چهره آنها تیره، پوستشان خشک و بی طراوت است؛ خونشان در هنگام حجامت، سیاه و غلیظ است. زیادی فکر و خیال و نگرانی نسبت به مطالبی که در اطرافشان می گذرد و خوابهای آشفته و تیره و تار از مشکلات این افراد است. به علت سرعت فکر، در بین این افراد، شاعران و سیاستمداران بیشتری یافت می شوند ولی در صورتی که روش زندگی و تغذیه این افراد تصحیح نشود مشکلات روحی روانی جدی بروز می کند. افسردگی و گوشه گیری و کم جوشیدن با دیگران یکی دیگر از خصوصیات افراد سوداوی است. سوزش سر معده و زیر جناغ، گرفتگی در عضلات پشت ساق پا، گرفتگی در ناحیه گلو به صورت یک حلقه، اشتهای کاذب و ریزه خواری، پرمویی و بروز لکه های تیره در پوست در این افراد شایع است. این افراد در فصل بهار از وضعیت تعادلی بهتری برخوردار می شوند و در فـصـل پـایـیز بیماری هایشان شدت می گیرد.


جـــدول مــقــایــســه مـــزاج هــــا 


     مــــزاج هـــا

خـصـوصـیـات 

سوداوی 

بلغمی 

دموی 

صفراوی 

رنـگ چـهـره 

تیره 

سفید 

سرخ 

زرد 

رنـگ چـشـم 

کدر 

سفید و بی فروغ 

سرخ 

زرد 

مــوی ســر 

پرمو با موهای تیره و ضخیم 

سفیدی زودرس مو 

موی معمولی، ریزش مو، طاسی 

پرمو، ریزش مو، طاسی 

مـوی بــدن 

پرمو با موهای تیره و ضخیم 

بی مو 

پرمو 

کم مو 

هــیــکـل 

لاغر، باریک و خشک(جرّه) 

چاق و درشت 

تنومند، چاق و درشت 

لاغر، باریک و خشک 

ترشّحات بینی 

عادی 

رقیق و فراوان 

عادی 

کم و خشک 

تــعریــق 

کم 

زیاد و سرد 

زیاد و گرم 

کم 

کنش کرداری 

کند، آرام، کم انرژی و منظّم 

 بسیارکند، آرام، کم انرژی و منظّم 

پرانرژی، نامنظّم   

پرانرژی، نامنظّم، چالاک و سریع   

کنش پنداری 

وسواسی، دودل، منفی گرا، شکّاک، درون گرا، حسّاس، محتاط، یکدنده و بدون انعطاف. 

منفی گرا، درون گرا، واقع گرا، فراموشکار، کندذهن، بی اراده و تحت تاثیر، حسّاس، مستعد افسردگی، محتاط ، خودخور.  

خوش بین، خنده رو، شجاع، جسور، بـانـشـاط، راحت و بی قید.  

تیزهوش، حاضرجواب، متهوّر، عصبانیت های آنی، کلّه شق و یکدنده. 

مـزه دهـان 

ترش یا شور 

شور یا ترش 

بی مزه یا شیرین 

تلخ 

بـــــزاق

معمولی 

فراوان 

معمولی 

کم و خشک 

سازگاری با غذاها 

گرمی 

گرمی 

خنکی 

خنکی 

اشــتــها 

اشتهای کاذب فراوان با سیری زودرس، ریزه خواری 

اشتهای فراوان بدون مقاومت 

اشتهای فراوان با مقاومت 

کم 

تمایل به آب 

کم 

کم(تمایل به نوشیدنی های گرم) 

عطش نسبی 

عطش فراوان 

گـــوارش 

یبوست 

یبوست، ترش کردن، مشکلات گوارشی فراوان 

مناسب 

سوزش معده، بدون یبوست. 

تاثیر فصل ها 

علاقه به بهار و تابستان 

بدحالی در بهار و زمستان 

علاقه به پاییز و زمستان 

علاقه به پاییز و زمستان 

میل جـنسی 

میل زیاد، توان کم 

میل و توان کم 

میل و توان زیاد 

میل زیاد و توان متغیّر 

خــــواب 

معمولی 

زیاد 

زیاد 

کم 

رویـــــا 

کابوس، دیدن خرابه ها و قبرستان ها 

رنگ های سفید، آب، برف و باران 

رنگ های سرخ، خون 

رنگ های زرد، آتش، جنگ و ستیز 

استعداد بیماری 

سرطان، بیماری های پوستی، بواسیر، واریس 

بیماری های مفصلی، روماتیسمی و گوارشی. 

فشارخون، سکته، جوش و دمل های چرکی 

هپاتیت و یرقان 

استعداد شغلی 

شعر، سیاست 

شغل های آرام و بی دردسر 

اکثر شغل ها، مدیریت 

سربازی و  جنگاوری 

 

تذکّر: موارد فوق الذّکر در مزاج های کاملا نمونه(کلاسیک)، به هنگام سلامتی و در حال اعتدال قابل مشاهده هستند. اکثر افراد در طیف های بینابینی قرار می گیرند ولذا، تفسیر مزاج هر شخص، کاملا منحصر به فرد بوده؛ با عنایت به عواملی چون سن، جنس، نـژاد، سلامـتی و بیماری و ... صورت می پذیرد.


مزاج اندام ها


اندام های دارای مزاج گرم( به ترتیب): 1- روان و خاستگاه آن که دل است. 2- خون 3- جگر 4- گوشت و ماهیچه 5- طحال 6- کلیه 7- رگهای ضربان دار(سرخرگ) 8- رگهای بدون ضربان(سیاهرگ) 9- پوست


اندام های دارای مزاج سرد( به ترتیب): 1- بلغم 2- پی 3- چربی 4- مو 5- استخوان 6- غضروف 7- زرد پی(رباط) 8- وتر 9- غشاء(شامّه) 10- عصب 11- نخاع 12- مغز 13- پوست


اندام های دارای مزاج مرطوب( به ترتیب): 1- بلغم 2- خون 3- چربی 4- پی 5- مغز 6- نخاع 7- گوشت، پستان و بیضه ها 8- شش 9- جگر 10- طحال 11- کلیه 12- ماهیچه 13- پوست


 اندام های دارای مزاج خشک( به ترتیب): 1- مو 2- استخوان 3- غضروف 4- زردپی 5- وتر 6- غشاء 7- سرخرگ ها 8- سیاهرگ ها 9- عصب حرکتی 10- قلب 11- عصب حسّی 12- پوست   


چیز هایی که باعث ایجاد گرما در بدن می شوند


خوردن در حدّ اعتدال؛ حرکات و ورزش معتدل؛ ماساژ و مالش معتدل بدن؛ بادکش کردن؛ غذاها و دارو های دارای طبع گرم؛ استحمام معتدل؛ مالیدنی ها، ضماد ها و مرهم های گرم؛ خواب و بیداری معتدل؛ خشم؛ غم و اندوهی که بیش از حدّ نباشد؛ شادی و نشاط در حدّ اعتدال؛ بعضی عفونت ها؛ تراکم در سطح بدن و تخلخل درونی بدن.


چیز هایی که باعث ایجاد سرما در بدن می شوند


جنبش مفرط (به دلیل تحلیل بردن حرارت غریزی)؛ آرامش مفرط( به حهت خفه شدن حرارت غریزی)؛ پرخوری و کم خوری؛ غذاها و داروهای دارای طبع سرد؛ زیاده روی در برخورد با گرمی بخش ها مانند هوای گرم، ضماد های گرم و آب گرم حمّام؛ تخلخل زیاد در سطح بدن؛ زیاده روی در احتباس( یعنی نگه داشتن موادّ بیرون ریختنی از جسم که بر اثر آن، حرارت غریزی، جمع و متوقّف می شود)؛ تخلیه در حدّ افراط؛ بند آمدن مجاری؛ سفت بستن اندام ها؛ اندوه، ترس، شادی و لذّت بیش از حدّ.


چیز هایی که باعث ایجاد رطوبت در بدن می شوند


آرامش؛ خواب؛ ماندگاری موادّی که باید تخلیه شوند؛ تخلیه خلط خشکی افزا؛ پرخوری؛ غذاها و داروهای مرطوب؛ تماس با رطوبت بخش ها به ویژه استحمام با شکم سیر؛ تماس با سردی دهنده ها که رطوبت را جمع و متوقّف می کنند؛ تماس با چیزهایی که گرمی لطیف می دهند و رطوبت را به جریان می اندازند.


چیز هایی که باعث ایجاد خشکی در بدن می شوند


جنبش؛ شب زنده داری؛ تخلیه زیاد؛ جماع؛ کم خوری؛ مصرف غذاها و داروهای خشک؛ حرکات نفسانی از هر نوع که مفرط باشد؛ تماس با خشکی دهنده ها؛ شستشو با آبهای قابض؛ سردی یخ کننده که نمی گذارد غذا به اندام برسد؛ قابض ها؛ چیزهای بسیار گرم و شستشوی زیاد بدن.

 

حرارت غریزی


نیروی اوّلیه حیات است که از ابتدای زندگی، در انسان وجود دارد و به تدریج تحلیل می پذیرد تا آن که در هـنـگام مرگ، زوال می یابد. از باب تشبیه، حرارت غریزی، همان روغن چراغ وجود انسان است.


قوای انسانی


 قوّه سرمنشاء فعل هستند؛ افعال به قـوا شناخته می شوند و بالعکس. هر فعلی که از انسان نیز سر می زند؛ ناشی از قوّه ای در وجود اوست. هر قوّه، مرکزی مخصوص خود دارد که فعل، از آن عضو صادر می شود که به این اعضاء، اعضای رییسه می گوییم. قوای وجودی انسان، سه تا هستند: طبیعی، حیوانی و نفسانی.


قوّه طبیعی: استفاده از غذا برای سوخت و ساز خود انسان و نیز ساخت نسل او را به عهده دارد. بنابراین دو فعل اصلی او عبارتست از:


1-  تبدیل غذا به موادّ مورد نیاز؛ مرکز آن، کبد است و آلت آن(وسیله اجرایی) رگهایی که از کبد در بدن پخش می شوند.


2-  جدا کردن مادّه منی  از امشاج و اخلاط سراسر بدن و پختن آن تا شایسته تولّد شود؛ مرکز آن، بیضه ها و آلت آن، دسته دیگری از رگهای کبدی است که در سراسر بدن پخش می شوند.


قوّه حیوانی: قوّتی است که اندام ها به وجود او، پذیرای سایر قوا می گردند و در واقع، به وجود او، فعل و معنی حیات، به وجود می آید. مرکز قوّه طبیعی، قلب و آلت آن، شریانها(سرخرگ ها) هستند که از قلب به همه بدن می رسند. روح بخاری در قلب متولّد می شود و بلافاصله، قوّت حیوانی که مرکز آن چنان که گفته شد؛ همان قلب است در آن القاء می شود. روح که حالا قوّت حیوانی را به خود گرفته است در سراسر بدن گردش می کند و در هر جایی، به تناسب اندام مربوطه استحاله می یابد و مزاج آن اندام را به خود می گیرد و به این ترتیب، آن عضو برای پذیرش دو قوّه دیگر، قـابـلیّت پیدا می کند. برای مثال چشم و گوش موجود است، قوّه طبیعی برای تغذیه آنها موجود و قوّه نفسانی برای صدور فرمان دیدن و شنیدن هم، موجود؛ امّا همه اینها با هم منجر به شنیدن و دیدن نمی شوند تا وقتی که قوّه حیوانی سوار بر مرکب روح بخاری، وارد آنها شود و شکل آنها را بگیرد و آن گاه، افعال از چشم و گوش، صادر خواهد شد. به همین جهت، اگر قوّه نفسانی از عضوی خارج شود؛ تا وقتی که قوّه حیوانی موجود است، آن عضو زنده است(مثل فلج شدن یک عضو) و با برگرداندن قوّه نفسانی به آن عضو، می توان بیماری را رفع کرد. امّا با خروج قوّه حیوانی از یک اندام، آن عضو مـرده محسوب می شود.( به همین دلیل، عضو دچار قانقاریا در طبّ جدید، قطع می شود و در طبّ قدیم، درمان.)


قوّه نفسانی: تکفّل حسّ و حرکت را در بدن به عهده دارد، مرکز آن دماغ(مغز) و آلت آن اعصابی است که از مغز و نخاع خارج می شوند. حسّ به دو نوع ظاهری و باطنی است که اوّلی همان حسهای پنجگانه بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی و لامسه است. حسّ های باطنی نیز پنج تا هستند که مختصرا به آنها می پردازیم:


حسّ مشترک: حسّی است که ادراک همه محسوسات، نـخـست به او می رسد و در او جمع می شود و سپس به سایر حسّها، منتقل می شود.


مخیّله: انبار صورت های محسوس ذهن است و صورتی را که قبلا درک شده است، عینا و بدون دخل و تصرّف، تصویر می کند.


مفکّره: در انبار مخیّله دست می برد و به تجزیه و ترکیب آنها اقدام می نماید و تـصـاویـر جـدیـد می سازد. ایـن تـصـاویـر، هـرچند ممکن است غیر واقعی باشند و مابه ازای خارجی نداشته باشند امّا جنس آنها از محسوسات است؛ مثل پرواز کردن انسان یا دیدن کوهی از جواهر.


متوهّمه: از چیزهای محسوس، ادراک نامحسوس می کند مثل این که از دیدن گرگ، مفهوم درندگی و دشمنی را درک می کند.


حافظه یا مذکّره: انبار معانی نامحسوسی است که از صورت های محسوس درک شده است.


اعراض نفسانی


 توانایی های وجودی انسان وابسته به قلب و قوّت حیوانی موجود در اوست. این قوّت حیوانی از عوامل بیرونی، تاثیراتی می پذیرد که به آنها اعـراض نـفـسـانـی گـفـتـه مـی شـود کـه از آن جمله اند: غم، شادی، خشم، لذّت، ترس، آسودگی خاطر، خجالت، نگرانی، امید و ....


اعراض نفسانی باعث تغییر در تن و مزاج اخلاط، ارواح و قوّت ها می شوند و اثراتشان از طعام و شراب و خواب و بیداری و حرکت و سکون، قویتر است. واضح است که هرقدر روح حیوانی ضعیفتر باشد یا کارآزموده نباشد؛ این اثرات، قویتر خواهند بود. همه اعراض نفسانی باعث حرکت روح یا ناشی از آنند.


حرکات روح بخاری


حرکت روح، یا یا به سمت درون است یا به سمت بیرون و یا تدریجی است یا آنی. حرکت خروجی آنی مانند خشم و تدریجی مثل لذّت و انبساط خاطر. حرکت درونی آنی مانند ترس و تدریجی مانند غم.  در حرکات آنی احتمال مرگ یا غش وجود دارد به این ترتیب که در صورت حرکت آنی روح به خارج، درون، سرد و بیرون به شدّت گرم می شود و در صورت شدید بودن این حالت، روح، ناگهان، تحلیل می رود؛ درون و بیرون، سرد می شود و مرگ یا غش رخ می دهد. در صورت حرکت آنی روح به داخل نیز ، درون، بسیار گرم و بیرون بسیار سرد می شود و احتمال دارد که روح بر اثر شدّت حصر، خفه شود؛ در این حالت نیز درون و بیرون، سرد می شود و مرگ یا غش رخ می دهد. در حرکات تدریجی روح به داخل و خارج، بیشتر احتمال پژمردگی روح وجود دارد. گاهی نیز حرکت همزمان روح به داخل و خارج را می بینیم که نمونه آن، حالت همّ است که ترکیبی از غم و خشم است.


انواع اعراض نفسانی


اعراض نفسانی به دو گروه کلّی تقسیم می شوند:


الف- اعراض گرم کننده: که اخلاط و ارواح و اندامها را گرم نموده بر میزان حرکت و جنبش انسان می افزایند؛ ازجمله خشم، شادی، لذّت، امید و نگرانی. در این میان، خشم از بقیه اثر قویتری دارد.


ب- اعراض سرد کننده: که اثری معکوس اثرات فوق الذّکر دارند ازجمله اندوه، ترس و مانند آن.


* خشم معتدل: برای بیشتر مزاجها به ویژه سردمزاجان و کـسـانی که ورزش نمی کنند سودبخش است. خشم معتدل باعث گسترش خون در بدن و رسـانـدن قـوّت روح و حـرارت، به ظاهر جسم می شود.


* خشم افراطی: صفرا را می سوزاند و این صفرای سوخته را در تمام بدن پخش می کند و باعث زردی رنگ و رو می شود و به خصوص برای صفراوی ها به شدّت مضرّ است امّا برای مزاجهای سرد و مرطوب، کسانی که دچار ضعف حـرارت غـریزی، کاهش قوّت ها، پژمردگی جسم و پریدگی رنگ و رو هستند؛ سودمند است.


* لـذّت و شـادی مـعـتدل: حـرارت غـریـزی را برمی افروزند و در تمام بدن، پراکنده می کنند و باعث گرمی و رطوبت مزاج می شوند و در نتیجه، باعث فربهی بدن، قدرت گرفتن قوا، هضم بهتر غذا و بهره بیشتر بدن از آن، تازگی رنگ و رو و دفع فضولات و بیماریها از بدن می شوند. به همین جهت هم هست که در چهره مردم شادکام، آثار پیری نمایان نمی شود.


* اندوه و ترس: خون و حرارت غریزی را به قعر بدن می فرستند و با سرد و خشک کردن مزاج، باعث پیری زودرس، زردی رنگ و رو، ضعف قوا و تسلّط بیماری می شوند.


* خجالت: حرارت و خون را گسترش داده به سطح بدن می رسانند و رطوبت ها و سستی ناشی از آنها را تحلیل می برند؛ به همین سبب در ابتدا رنگ و رو سرخ می شود و در ادامه به علّت گداختن رطوبت ها چهره زرد می شود و در صورت تداوم این حالت، به علّت تحلیل گرما، مزاج، سرد می شود و حتّی به علّت تحلیل زیاد رطوبت، قدری ضـعف هم حادث می شود.


* امید و احساس امنیّت: مثل شـادی مـعـتدل عمل می کنند امّا در امـید افـراطـی، اثرات اندوه ظاهر می شود. 

 

منابع:


1- قانون ابن سینا.

2- سلامتی و مکاتب مختلف پزشکی؛ دکتر محسن ناصری.

3- یادداشت ها و جزوات دوره آموزشی موسّسه تحقیقات حجامت ایران.



نظرات
  سلام علیکم جناب دکتر خواهشمندم در صورت امکان مقاله ای برای تشخیص هم کف بودن دختر و پسر در ازدواج بر اساس معیارهای طب سنتی تألیف فرمایید. این که مثلا چه طبع هایی بهتر در زندگی زناشویی با هم می سازند و ... با تشکر
ارسال کننده نظر : مصطفی      تاریخ ارسال نظر : ۲۵ مرداد ۱۳۹۳


  سلام و خسته نباشید پسر عموی من نزدیک به 30 سال سن دارد و الآن وقت ازدواج این شخص هست، ولی به دلیل مشکلاتی که دارد، فعلا نتوانسته است ازدواج کند! ایشان تقریبا در یک محیط کاملا زنانه ( و آنطور که خودش میگوید: پراسترس) رشد کرده است، به همین خاطر حالات زنانه در ایشان بسیار زیاد است: مثلا اگر با کسی بحث کند، زود بغض کرده و گریه اش میگیرد! اصلا جسارت و دل و جرأت و قدرت ریسک که از حالات مردانه محسوب میشود، در وی پیدا نمیشود! کاملا ترسو هستند! وقتی میخواهند با کسی صحبت کنند، صدایشان میلرزد و از این دست حالات... چند بار به پزشک مراجعه کرد، ولی یک مشت داروهای شدید آرامبخش و اعصاب برایش تجویز کردند که درنهایت بی نتیجه بود! اخیرا یکی از آشنایان به ایشان استفاده از هورمون های مردانه را توصیه کرده است، ولی ایشان از ترس اینکه نتیجه عکسی بگیرد، از این حقیر درخواست مشورت نموده است! آیا در طب سنتی گیاهی جایگزین این هورمون های مردانه داریم؟ خیلی ممنون
ارسال کننده نظر : محسن      تاریخ ارسال نظر : ۱۱ خرداد ۱۳۹۳
  

سلام. ایشان بیش از دارو نیاز به مشاوره و تمرین دارند. توصیه می کنم علاوه بر حضور در جمع های مردانه و انجام ورزش های نسبتا سنگین، روزی سه استکان از مخلوط عرق های بیدمشک و بهارنارنج و گلاب میل کنند.


ارسال کننده نظر : مدیر وب سایت      تاریخ ارسال پاسخ : ۱۲ خرداد ۱۳۹۳



  باسلام مردی 40ساله هستم بیشتروقتهادچارسوزش وعفونت ادراری میشم دکترهم یه سال پیش رفتم دارودادبعدازدوروزداروراچون خوب شدم قطع کردم زیاداهل دارونیستم میخوام گیاه درمانی شم تاداروهای شیمیایی .چندروزپیش هم تب داشتم هم سوزش ادراری باخوردن آب زیادخوددرمانی کردم تبم رفع شدولی یه کم سوزش دارم میخواستم بدونم چه داروی گیاهی بایدمصرف کنم وچندروز؟باتشکرفراوان ازمدیرسایت
ارسال کننده نظر : طاها      تاریخ ارسال نظر : ۲۶ بهمن ۱۳۹۲
  

سلام، روزی سه استکان از مخلوط عرق های کاسنی و شاهتره میل کنید. هرروز جوشانده ای از عناب و گل پنیرک و گل خطمی بخورید. تند و چرب و مصنوعی نخورید. با مشورت پزشک حجامت هم بکنید. 


ارسال کننده نظر : مدیر وب سایت      تاریخ ارسال پاسخ : ۲۷ بهمن ۱۳۹۲



  باتشکرازجواب شما.میخواستم بگم من یک هفته هست که خودم شربت خاکشیرمیخورم تاتوشیرم اثرکنه واگزمای بچه ام که 5ماهه هست رفع بشه چون نمی دونم میشه بهش دارودادیانه. موثره یاادامه ندم وهمین طورروغن بنفشه راهر3یا4ساعت روصورتش میمالم میخواستم بدونم براش ضرر داره اصلااین رغن بنفشه چه ترکیباتی داره که مثل هیدروکورتیزون التهاب وخارش روکم میکنه آیاعوارض جانبی نداره میتونم دورچشمش هم بزنم
ارسال کننده نظر : محیا      تاریخ ارسال نظر : ۲۶ بهمن ۱۳۹۲
  

سلام، هردو مورد را می توانید برای نوزاد هم استفاده کنید.


ارسال کننده نظر : مدیر وب سایت      تاریخ ارسال پاسخ : ۲۶ بهمن ۱۳۹۲



  سلام خواهش میکنم کمکم کنیدبچه5ماهه من3ماهه اگزماداره بیشترروی صورتش شیرخودم رامیخوردچیکارکنم برطرف بشه درضمن 2ماه اول زایمان خرماوکره گاوی وآبمیوه زیادخوردم باتشکرازشمالطفازودتر جواب بدین ممنون
ارسال کننده نظر : محیا      تاریخ ارسال نظر : ۲۲ بهمن ۱۳۹۲
  

سلام، روزی سه استکان از مخلوط عرق های کاسنی و شاهتره میل کنید. هرروز جوشانده ای از عناب و سپستان و گل خطمی بخورید. تند و چرب و مصنوعی نخورید. با مشورت پزشک حجامت هم بکنید. از داروها کمی به کودک هم بدهید.


ارسال کننده نظر : مدیر وب سایت      تاریخ ارسال پاسخ : ۲۳ بهمن ۱۳۹۲



  ممنون از راهنمایی مفید تون من دختری 22 سال هستم که بسیار از خشکی بوست در نواحی با و اگزما رنج میبرم با خارش زیاد بوست باها بعد استحمام چیکار باید انجام بدم؟
ارسال کننده نظر : نیکان      تاریخ ارسال نظر : ۲۵ مهر ۱۳۹۲
  

سلام، روزی سه استکان از مخلوط عرق های کاسنی و شاهتره میل کنید. هرروز جوشانده ای از عناب و گل خطمی بخورید. تند و چرب و مصنوعی نخورید. با مشورت پزشک حجامت هم بکنید.


ارسال کننده نظر : مدیر وب سایت      تاریخ ارسال پاسخ : ۲۸ مهر ۱۳۹۲



  با عرض سلام و خسته نباشيد لطفا چندتا كتاب خوب معرفي كنيد كه با خواندن آنها بتوان به صورت اصولي و صحيح، با مفاهيم پايه اي طب سنتي آشنا شد.مثلا كتابهايي در زمينه ي مزاج اندام ها و طريقه اصلاح آنها، زالو درماني، حجامت... با تشكر
ارسال کننده نظر : سعید      تاریخ ارسال نظر : ۱۶ مهر ۱۳۹۲
  

سلام، درسنامه مزاج شناسی که تا کنون دو مقاله اش را روی سایت گذاشته ام تا یکی دوماه آینده کامل می شود و نیاز شما را برطرف می کند.


ارسال کننده نظر : مدیر وب سایت      تاریخ ارسال پاسخ : ۱۷ مهر ۱۳۹۲



  با سلام خانمی 27ساله هستم،مزاجم صفراوی با غلبه سوداست. مشکل یبوست،رفلاکس معده و کیست تخمدان داشتم که با مراجعه بهیکی از مراکز درمانی طب سنتی در حال درمان هستم. همچنین دچار اگزمای پوستی شدید هستم،به علت نسخه طولانی که برای مشکلات بالا داشتم به صورت اختصاصی برای این مشکل مراجعه نکردم و فعلا فقط شربت سکنجبین میخورم.میخواستم لطف بفرمایید و برای اصلاح مزاجم مرا راهنمایی کنید.ضمنا اخیرا دو بار حجامت کردم که فکر میکنم به علت غلظت خون چندان موفق نبوده،طبق دستور پزشک آسپرین مصرف میکنم،لطفا راه درمان غلظت خون در طب سنتی را هم بفرمایید.اجرتان با خدا
ارسال کننده نظر : زهرا ش      تاریخ ارسال نظر : ۸ مهر ۱۳۹۲
  

سلام، شرایط شما طوری نیست که بتوان بدون ویزیت اظهارنظر کرد.


ارسال کننده نظر : مدیر وب سایت      تاریخ ارسال پاسخ : ۸ مهر ۱۳۹۲



  سلام.خسته نباشید خانمی هستم 28 ساله..از طریق سایت tabaye.irو آزمون آن مشخص شد مزاج من دموی با غلبه بلغم و سودای شدید است..چه غذاهایی باید بیشتر مصرف کنم؟ بدنم گرمه ولی همیشه دست و پاهام مخصوصا نزدیک به انگشتان بسیار سرده در تمام فصول،چه باید بکنم؟مشکل از کجاست؟ و اینکه بسیار سریع عصبانی میشم به طوری بعدش سردرد شدید میگیرم و این برام مشکل سازشده آیا ربطی به مزاجم داره؟
ارسال کننده نظر : shiba      تاریخ ارسال نظر : ۲۳ شهريور ۱۳۹۲
  

سلام، روزی سه استکان از مخلوط عرق های کاسنی و شاهتره میل کنید.


ارسال کننده نظر : مدیر وب سایت      تاریخ ارسال پاسخ : ۲۳ شهريور ۱۳۹۲



  با عرض سلام.من پسری جوان هستم با گروه خونی ب، با مزاج سردوتر(بلغم).از بچگی با مزه شیرین ارتباط خوبی نداشتم.اما بر خلاف هم مزاجانم که از مشکل چاقی رنج می برند من مشکل لاغری دارم.چگونه ممکن است مزاج سرد وتر داشت اما لاغر بود؟جواب ازمایشات هم حاکی از عدم وجود مشکل در بدنم بود.لطفا راهنمایی بفرمایید که چه کنم.ممنونه
ارسال کننده نظر : متین      تاریخ ارسال نظر : ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۲
  

سلام؛در یک لیوان آب، یک تا یک و نیم قاشق غذاخوری عسل حل کرده کمی آب لیموترش تازه، اضافه و میل کنید.(روزی دو بار)پودر جوانه گندم، روزی یک قاشق غذاخوری به هر نحو که مایل بودید مصرف کنید.روزی ده عدد مغزبادام درختی خام و دو قاشق مرباخوری کنجد سفید خام را با حوصله جویده میل کنید. از مغزهای خام، توت و انجیر خشک، شاهدانه، مویز و ... استفاده کنید.


ارسال کننده نظر : مدیر وب سایت      تاریخ ارسال پاسخ : ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۲



 
12
نظر خود را ثبت کنید

کاربر گرامی؛ سلام علیکم


به حول و قوّه الهی، از تاریخ 18 بهمن 1393، توفیق ادامه تحصیل در دوره P.h.D طبّ سنّتی در دانشکده طبّ سنّتی و مفرادت پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی را دارم. اختصاصات ذاتی دوره های P.h.D به همراه سخت گیری شیرین و علمی مسؤولین و اساتید این دانشکده، عملا بنده را تا پایان دوران تحصیل از یکی از علائق خود، یعنی ارتباط با کاربران معزّز پایگاه «طبّ شیعه» دور خواهد ساخت.

 

لذا خواهشمندم از این پس، از طرح سوال در بخش نظرات خودداری کنید چراکه به دلایل فوق، توان و وقت کافی برای پاسخگویی نخواهم داشت. البته کماکان از نظرات سازنده و نقدهای دلسوزانه شما استفاده خواهم کرد.

 

دعای خیر خود را بدرقه راه برادر کوچکتر خود در راه خدمت به بندگان خدای متعال نمایید.


با سپاس و امتنان

دکتر وحید علیان نژادی

نام :  
ایمیل :
* نظر شما
 

سایر مقالات این موضوع

تدابیر فصل تابستان[4793بازدید]
تدابیر فصل بهار[8416بازدید]
درسنامه مزاج شناسی- مقاله هفتم: راه کارهای عملی و کاربردی مزاج شناسی- آزمون های مزاج شناسی[15729بازدید]
دلایل لزوم احیای طب سنتی ایران(مقاله انتخابی)[8307بازدید]
درسنامه مزاج شناسی- مقاله ششم؛ مزاج شناسی انسانی؛ مزاج صفرا[22308بازدید]
درسنامه مزاج شناسی- مقاله پنجم؛ مزاج شناسی انسانی؛ مزاج سودا[64240بازدید]
درسنامه مزاج شناسی- مقاله چهارم؛ مزاج شناسی انسانی؛ مزاج دم[22352بازدید]
درسنامه مزاج شناسی- مقاله سوّم؛ مزاج شناسی انسانی؛ مزاج بلغم[33582بازدید]
درسنامه مزاج شناسی- مقاله دوّم؛ مزاج شناسی انسانی، مفاهیم پایه[20731بازدید]
درسنامه مزاج شناسی- مقاله نخست؛ مفاهیم بنیادین مزاج شناسی[20735بازدید]
دفاعیه دکتر حدّاد عادل از طبّ سنّتی(مقاله انتخابی)[4763بازدید]
ورزش از دیدگاه طبّ سنّتی و اسلامی[19139بازدید]
گفتگو با دکترتفسیرعلی؛ استاد دانشگاه علیگر درباره طب سنتی ایران (مقاله انتخابی)[12214بازدید]
شش اصل ضروری برای زندگانی سالم(ستّه ضروریه)[16031بازدید]
نگاهی به مبانی طبّ سنّتی ایران[9115بازدید]
چند نکته درباره طب مدرن و طب سنتی(مقاله انتخابی)[10022بازدید]

نمایش تمامی عناوین این موضوع

آخرین مقالات

سالنمای حجامت سال 1396 هجری شمسی(هدیه پایگاه طبّ شیعه)
واکسن؛ ایمنی‌زا یا ایمنی‌زدا؟
مَرهَم؛ توصیه‌هایی از طبّ سنّتی ایران به راهیان سفر اربعین
بحران غرب پزشک زده(مقاله انتخابی)
افسانه پیشرفت(مقاله انتخابی)
خانواده بدون فرزند!(مقاله انتخابی)
منشأ ایدز؛ گفته ها و ناگفته ها(مقاله انتخابی)
واکسیناسیون از نگاهى دیگر(مقاله انتخابی)
مسلمانان و معضل تفریحات مدرن(مقاله انتخابی)
از این دارو استفاده کنید!(مقاله انتخابی)
کامپیوتر و سرعت(مقاله انتخابی)
من به شبکه متصل ام، پس هستم(مقاله انتخابی)
خطاهاى پزشکى مدرن(مقاله انتخابی)
لابى صنعت مواد غذایى چاق کننده(مقاله انتخابی)
روان شناسى به مثابه دین(مقاله انتخابی)
خطرات استفاده از آنتى بیوتیک ها در غذاى حیوانات(مقاله انتخابی)
مردن براى اطلاعات(مقاله انتخابی)
تلویزیون و زوال کودکى(مقاله انتخابی)
خانواده مستحکم و جمعیت جوان؛ دیگ‌هایی که برای غرب نجوشید
«سه معجزه»؛ سلسله مقاله‌هایی پیرامون نفوذ جریانی دشمن در حوزه سلامت/ 3 بررسی رویکردهای «خطرآفرین» فرهنگستان علوم پزشکی در موضوع «سلامت معنوی»؛ آیا پزشکان می توانند «هدایت‌گر» جامعه از بعد معنوی باشند؟
«سه معجزه»؛ سلسله مقاله‌هایی پیرامون نفوذ جریانی دشمن در حوزه سلامت/ 2 علیرغم تأکیدات رهبر انقلاب مبنی بر جبران خطای تحدید نسل، «عقیم‌سازی» همچنان ادامه دارد/ دیگر از دلارهای سازمان های بین المللی برای جلوگیری از پیری جمعیت ایران خبری نیست!
«سه معجزه»؛ سلسله مقاله‌هایی پیرامون نفوذ جریانی دشمن در حوزه سلامت/ 1 ناگفته‌هایی از پروژه امریکایی «تحدید نسل ایرانیان»؛ «طرح عقیم‌سازی میلیونی ایرانی ها» و معرفی ایران به عنوان الگوی برتر شیوه غیرانسانی تحدید نسل
قرن بیوتکنولوژى و گزینه هاى پیش رو(مقاله انتخابی)
شش افسانه کشاورزى صنعتى(مقاله انتخابی)
تأثیرات تلویزیون بر مغز کودکان(مقاله انتخابی)
معضل جهانى سلامت(مقاله انتخابی)

تحلیل آمار سایت و وبلاگ