سلام. دود عنبر نسا برای زخم فیشر و هموروئید هم مناسبه؟
:-)

سلام و علیکم در زندگی شهرنشینی دسترسی به آب غیرکلردار و طبیعی غیرممکن شده از اونجایی که مصرف اب لوله کشی مضر هست چه راهکار دیگه ای وجود داره؟
محمدجواد

سایتی که میزنین لطفا پاسخگو باشین من میگم زالو اندازی کردم شما میگین در مقاله ذکر شده ...
محمدی

سلام من 29 سالمه چپ گرید3 دارم راست هم گرید2 زالو درمانی هم 9 بار انجام دادم ولی تاثیری نداشته حدود 20 درصد در مجموع کم شده قطر ورید ها بنظرتون چیکارکنم؟
محمدی

سلام و خسته نباشید. برای حجامت آلرژی از دکتر بخواهیم که فقط بین دو کتف رو حجامت کنه یا باید مثل حجامت معمولی سه چهار قسمت از پشت رو حجامت کنیم؟؟؟؟
علی

سلام واحترام خدمت شما بنده الحمدلله هشت هفته باردارم بسیاربی حال واحساس سرما دردست وپاهایم دارم اشتهاخیلی کم آزمایش خون کمبود فریتین ودی نشون داده تالاسمی مینورهم دارم ،رقیق کننده خون هم مصرف میکنم،آیا دراین هفنه میتوانم ترکیب پوست تخم مرغ فرمودید مصرف کنم؟برای فریتین خون چه کنم خدایی نکرده برای جنین مضرنباشد،؟ وآیا میتوانم روغن بادام شیرین دربینی بچکانم؟چون به شدت خشک میشود وجلوی تنفس راحت رامیگیرد.خدابه شما خیرکثیر عنایت کند پاسخ مارا میدهید اجرکم عندالله
فاطمه

با سلام، همسرم 45 ساله سرطان تیروئید نوع پاپیلاری متاستاز دارد که به ریه و تعدادی از مهره های ستون فقرات نیز سرایت کرد. آیا رژیم غذایی 15 روزه برایشان مفید است؟ آیا کمکی برای درمانش محسوب میشود؟ البته قرص های محدود کننده از جمله دابرافنیب و ترامتنیب را روزانه مصرف میکند
حسن

سلام دکتر خواستم بدونم این واکسن رو بعد از اینکه رو محل حجامت زدیم بزاریم خشک بشه خودش یا باید پاکش کنیم؟؟.و تا چند بار باید بعد از حجامت خودمون اون واکسن رو به محل حجامت بزنیم. ممنون بابت پاسخگویی
محمد

سلام. من پریودی هام تقریبا منظم بود و برای اینکه زودتر باردار بشم از پریودی قیبلیم پیاز درمانی انجام دادم ولی الان ۲۰ روزه از زمانی که باید پریود میشدم گذشته و هنوز نشدم. درد زیر دل دارم آزمایش خون بارداری هم دادم منفی بود میشه بگید الان باید چیکار کنم؟
باران

با سلام و احترام مورد 6 خوردن که مهترین هم هست و فرمودید مقاله جدا میذارید مقالشو پیدا نکردم ممنون میشم راهنمایی بفرمایید
حسن
کد : 12565
تاریخ انتشار : ۲۵ تير ۱۳۹۷
یادداشت ها
Share Email
روایتی تاسف بر انگیز از حزب‌اللهی‌های «برندپوش»

 

 

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم 

و صلّي الله علي محمّد و آله الطّاهرين  و لعنة الله علي اعدائهم اجمعين 

 

 

 

 

روایتی تاسف بر انگیز از حزب‌اللهی‌های «برندپوش»

 

 

 

آنچه در ادبیات اجتماعی به نام «مصرف‌زدگی» خوانده می‌شود در واقع آشکارا با مبانی انقلاب و دینی که ساختارهای اتفاق بزرگ سال ۵۷ به دنبال آن بودند در تعارض است، اما این تعارض کم‌کم می‌آموزد که پنهان شود؛ دیده نشود و به زیرلایه‌های شلوغ‌بازی های این سالها و این روزها برود.


 

به گزارش جهان نيوز، بعضی جمله‌ها، بعضی اتفاق‌ها و بعضی برخوردها، در لحظه رخداد، با بی‌توجهی محض مواجه می‌شوند؛ به فاصله چند دقیقه به شکلی طبیعی فراموش می‌شوند؛ در موقعیتی که در جریان است تأثیر چندانی نمی‌گذارند، در کل هم اهمیت چندانی ندارند؛ یک حاشیه جزئی بی‌تأثیر در کل ماجرا، یک مثال برای شرح بیشتر و یا یک برخورد پیش‌بینی‌نشده جزئی؛ اما به طرز عجیبی ماندگار می‌شوند؛ در جایی، در خودآگاه یا ناخودآگاه یا هر جای دیگری، باقی می‌مانند؛ باقی می‌مانند و بی‌اعتنا به جریان زندگی، در موقعیتی بی‌حساب و کتاب، به‌یکباره به روی آدمیزاد می‌آیند.

 
چیزی حدود ۱۱ سال پیش بود، سال آخر دبیرستان و نبرد نفس‌گیر فتح صندلی‌های زواردررفته دانشگاه‌های ایرانی، رونقش بسیار بیشتر از امروز بود. کار مشاوران کنکور تازه گرفته بود و مشاور کنکور مدرسه ما هم جوانکی بود که یاد گرفته بود وقت بی‌حوصله‌گی، آن دفترچه‌های کذایی برنامه‌ریزی آبی‌رنگ قلم‌چی را جلوی چشم ما نیاورد و وقتی حوصله‌مان سر جایش بود، حسابی بالای منبر برود. وسط یکی از این منبرهای طولانی، درباره این حرف می‌زد که هر چیزی وقتی دارد و هر مناسبتی ملاحظاتی؛ و آن وقت جمله معهود را گفت: «ببینید بچه‌ها، مثلاً من هر وقت مشهد می‌روم، دیگر استخر نمی‌روم، فقط می‌روم حرم؛ و هر وقت هم شمال می‌روم، نماز جمعه نمی‌روم، می‌روم جنگل و ساحل».
 
زیاد جدی‌اش نگرفتم؛ زیاد جدی‌اش نمی‌گرفتیم. بعدها معلوم شد مدرسه ما برایش محلی برای شکار دانش‌آموز برای پروژه‌های درآمدزای شخصی‌اش بود و نامش با خوشنامی در ذهنمان نماند. اما نمی‌دانم چرا از آن به بعد، هر از چند گاهی، بی‌ربط یا باربط، این جمله‌اش به یادم می‌آمد و درباره‌اش فکر می‌کردم و حالا در موقعیتی تقریبا نامربوط، حرف مشاور نگون‌بخت یکی از مذهبی‌ترین مدارس مشهور تهران به ذهنم رسید. زندگی دوگانه مذهبی‌ها حالا در روزگار جدید رسمیت قابل‌توجه‌تری پیدا کرده است و کم‌کم در حال تبدیل شدن به مدی عادی در زندگی بخشی از جامعه ایران است. جامعه‌ای که زندگی‌اش را به دو بخش کاملا مجزا تقسیم کرده است. حال «آنِ» زندگی‌مان را می‌بریم و به وقتش انقلابی نیز هستیم. اما این دو را با هم قاتی نکنید لطفا!
 
زندگی در ایران دهه ۹۰ با انبوهی از تناقضات باورنکردنی همراه است. تناقضاتی که از فرط تکرار تبدیل به وقایعی طبیعی شده‌اند؛ اما در شرایطی طبیعی و نگاهی از دور می‌توانند به عنوان نمونه‌هایی جالب از زندگی دوگانه به حساب آیند.
 
به گزارش مهر، این روزها در صفحات اینستاگرام ایرانی، به صفحاتی برخورد می‌کنیم که متعلق به جوانانی مذهبی هستند. از انقلاب و آرمان‌های آن دفاع می‌کنند. یکی در میان عکس‌های رهبری را می‌گذارند و وابستگی فکری‌شان به نظام را بی‌پروا داد می‌زنند، عکس‌های عاشقانه‌ای در حرم شریف معصومین(ع) منتشر می‌کنند و در عین حال این بخش از زندگی‌شان ارتباطی به جریان روتین زندگی‌شان ندارند. گویی زایده‌ای اضافه شده به جریان زندگی‌شان است؛ یک احساس وظیفه. در این صفحات پرطرفدار اینستاگرامی، عکس‌های جالبی از سبک زندگی گرانقیمت این جوانان مذهبی که در عرف جامعه ایران حزب‌اللهی خوانده می‌شوند منتشر شده است. از استخرهای خصوصی لوکس و ویلاهای لاکچری شمال تا استفاده از ساعت‌های چند ده میلیونی و کفش‌ها و کیف‌ها و تیشرت‌ها و.. که با عنوان «برند» در جامعه ایران شناخته می‌شوند. سبک زندگی مسرفانه آنها به کنار؛ حس تفاخر آنها به «مصرف» آنچه همه ندارند و آنها دارند، کمی بیش از حد دل‌آزار است.
درباره غیراخلاقی‌بودنش حرف نمی‌زنیم. بخشی از جوانان حزب‌اللهی در دهه چهارم انقلاب به این نتیجه رسیده‌اند که زندگی به سبک اشرافی نه تنها هیچ منافاتی با آرمان‌های انقلابی ندارد؛ بلکه جلوه جذاب و جذب‌کننده‌ای از طرفداران دین و انقلاب به مخاطبان بیرونی عرضه می‌کند که «مشتریانش» را هم افزون خواهد کرد. تا چند سال پیش بحث‌ میان انان و منتقدان سبک زندگی‌ آنها داغ بود. مخالفین استدلال می‌کردند که اینگونه زندگی مصرف‌زده هیچ تناسبی با بخش دیگر زندگی آنها که پر است از وابستگی و عشق به اهل بیت و انقلاب ندارد و آنها این‌گونه استدلال می‌کردند که تمام هزینه این سبک زندگی از راه حلال به دست آمده است.
 
«میلیون‌ها ماهی در یک ماه گذشته در خشکی دریاچه هامون تلف شدند»؛ «موج مهاجرت از استان به تدریج در حال افزایش است و تعدادی از روستاهای این منطقه بدون سکنه رها شده‌اند»؛ «دومین کودک سیستانی و بلوچستانی در تابستان اخیر زیر آوار مدرسه‌ای فرسوده‌ جان داد»؛ «بیش از هزاران تن از کودکان سیستانی و بلوچستانی همچنان در مدارس کپری تحصیل می‌کنند»؛ «زنان روستایی در بخش جنوبی بلوچستان همچنان در دریاچه روستا استحمام می‌کنند»؛ «میزان رشدیافتگی استان سیستان و بلوچستان، کماکان در رده آخر ۳۲ استان کشور است» و...
 
اخباری از این دست در سال‌ها و ماه‌های اخیر که نمایش ویرانگی تبدیل به مدی پرطرفدار شده است به شکل مرتب و متناوبی در رسانه‌های ایرانی تکرار می‌شود و طرفداران بی‌شماری هم دارد که به محض انتشار اینگونه اخبار سریعا آن را بازنشر می‌کنند و به دوستان و آشنایان و گروه‌ها می‌فرستند با کپشن‌هایی در باب تاسف از بیچارگی آنها و ملامت عدم رسیدگی  به آنها. بمبارانی از اخبار تلخ و تکان‌دهنده درباره محروم‌ترین استان ایران که متضمن به وجود آوردن نوعی خشم اخلاقی بی‌پیرایه است. وحشتی بی‌پرده و عریان از نابسامانی که به شکل برجسته‌ای دائماً فوران می‌شود.
 
این انفجار اخبار ناامیدکننده از فقر و درماندگی در کشور، اما در سال‌های اخیر با واکنش‌ها به ظاهر همراهانه و دلسوزانه‌ای مواجه شده است که نهایتا منجر به این نتایج شده است. شخصیت انقلابی؛ دلسوز محرومین و ارزشمدار قصه ما سهم خود از محرومیت استان سیستان و بلوچستان را اگر سلبریتی باشد با اعلام یک شماره حساب و جمع‌آوری کمک برای آنها و اگر نباشد با واریز مبلغی به شماره حساب یک سلبریتی که مطمئن است به دست آنها خواهد رساند! پرداخت می‌کند. راه‌های دیگری هم وجود دارد که البته نیاز به همت بلندتری دارد. در فرایندی شیک، سریع و بی‌دردسر، با سرپرستی یک کودک درمانده در روستاهای محروم منطقه، ماه به ماه بدون این‌که حتی یک روز به تأخیر بیفتد سهمش از عقب‌ماندگی سیستان و بلوچستان را پرداخت می‌کند و حالا دیگر وجدانش آسوده است. گویی حق‌السکوتی برای دیگر نشنیدن صدای کودکان درمانده آن منطقه و تضمینی برای وجدان آرام گرفته بعد از این؛ حالا با خیال راحت می‌تواند «مصرف» کند و سبک زندگی سابقش را دنبال کند. بدون اینکه درد کودکان بی‌پناه سیستان و بلوچستان آزارش دهد ساعت چند ده میلیونی‌اش را آویزان کند و به معترضانش اینگونه یادآوری کند که شما چه می‌دانید من در سیستان و بلوچستان چه کرده‌ام.
 
طلبه و دانشجوی بسیجی ما، دو هفته در سال را به سیستان و بلوچستان اختصاص می‌دهد و بقیه سال را طبق روال زندگی معمول‌شان روزگار می‌گذارند، با این تفاوت که از کشیدن بار دیدن و شنیدن محرومیت منطقه‌ای در نظام اسلامی کمی راحت شده‌اند، چون سهم خودش را پرداخت کرده‌ است.حالا با خیال راحت می‌تواند هر آنچه میلش می‌کشد و در واقع جامعه او را به آن سمت هدایت می‌کند «مصرف» کند. کاهش‌دهنده سریع و تضمینی رنج برخوردار بودن خود و برخوردار نبودن دیگری و مجوزی برای «مصرف»؛ یک معامله دو سر سود. دو هفته در شرایط جنگی زیست می‌کند، شام و ناهار را مثل محرومین سیستان و بلوچستانی مصرف می‌کند و به تهران که برمی‌گردد برندهای مصرفی خوردنی پایتخت در انتظار او هستند.  
 
این مسیر ادامه پیدا می‌کند تا به بزرگ‌ترین خیرین ایرانی می‌رسد. عجیب نیست که خیلی‌ها وقتی از نزدیک با بزرگ‌ترین خیرین ایرانی برخورد می‌کنند که سالانه صدها میلیون تومان صرف امور خیریه می‌کنند، متعجب می‌شوند حاج آقاهای بازاری ظاهرالصلاح و نمازخوان کلاش و بی‌رحمی که برای رسیدن به سود بیشتر هر مانعی را از سر راه خود برمی‌دارند و بخشی از این سود سالانه که رقم اندکی هم نیست را به طور منظم و بی‌تأخیر به نیازمندان می‌بخشند؛ خرج هیئت سالانه‌شان برای محرم ترک نمی‌شود و آخرین مدل‌های گوشی آیفون در دست آقازاده‌ها؛ آخرین مدل ماشین‌های وارداتی زیر پای خانم و بچه‌ها و مدرن‌ترین رستوران‌های تهرانی محل مصرف غذای حاج آقا و رفقا و حلوای  سفره ابوالفضل سلام الله علیه حاج خانم؛ حتما باید از «هانی» باشد. سبک جدید زندگی متمولانه در ایران این چنین است. واقعیت‌های دردناک اجتماعی بیرون حالا دیگر انکار نمی‌شود. دور زده می‌شود. کسی منکر فقر و محرومیت نیست: چه قدر متاسف کننده است این اتفاقات! اما ما سهم خودمان را پرداخته ایم و حالا می‌توانیم راحت مصرف کنیم. تناقضی را هم حس نمی‌کنیم.
 
این سبک زندگی متمولانه جدید مذهبیون در ایران، البته در عمیق‌ترین لایه‌های توجیهی خود به روایاتی دست‌چندم می‌رسد که فراهم کردن زندگی خوب ( مشخصا بدون تعریف مشخص) را وظیفه مومنین می‌داند. این سبک زندگی البته در فرزندان مسئولین ایران، آنها که در عرف جامعه ایرانی به نام بدنام آقازاده‌های مزین شده‌اند هم طرفداران قابل‌توجهی دارد؛ اما تقلیل آن به فرزندان مقامات سیاسی در واقع ندیدن کامل ماجراست. آنچه در ادبیات اجتماعی به نام «مصرف‌زدگی» خوانده می‌شود در واقع آشکارا با مبانی انقلاب و دینی که ساختارهای اتفاق بزرگ سال ۵۷ به دنبال آن بودند در تعارض است، اما این تعارض کم‌کم می‌آموزد که پنهان شود؛ دیده نشود و به زیرلایه‌های شلوغ‌بازی های این سالها و این روزها برود. 
 
نویدهای روشنی که این روزها از سوی بخشی از همین جوانان انقلابی در مواجهه با این سبک زندگی شنیده می‌شود؛ البته امیدوارکننده است. این نبرد تاریخی مطمئنا؛ با هزینه پیش خواهد رفت.

 

 

منبع :

جهان نیوز



نظرات
نظر خود را ثبت کنید

کاربر گرامی؛ سلامٌ علیکم

 

لطفا پیش از ثبت نظر خود توجه داشته باشید:


تجویز دارو و پیچیدن نسخه برای بیماری و مشکلات شخصی و موردی، نیاز به شرح حال کامل و معاینه بالینی دارد که طبیعتاً از طریق ارتباط مجازی، قابل حصول نیست.

 

 

لذا خواهشمندیم از تقاضای نسخه و دارو برای بیماری های موردی، اجـتناب فرمایید.

 

سایر نکات:


❶از اعلام نشانی و تلفن درمانگاه معذوریم. درصورت تمایل از طریق پایگاه «طبیب شهر»، پزشک مورد نظر خود را جستجو کنید.

ابتدا مقالات مربوطه را مطالعه کنید و پس از اطمینان از نبود اطّلاعات مورد نظرتان، نسبت به طرح سؤال اقدام کنید. از پاسخگویی به سؤالاتی که در متن مقاله پاسخ داده شده اند معذوریم.

❸از طرح سؤال هایی که نیاز به پاسخ های خصوصی و ارسال به پست الکترونیک دارد خودداری فرمایید.

❹پاسخگویی به سؤالاتِ کلّی و نیازمند پاسخ های مفصّل در توان پایگاه نیست.

❺نشانی پست الکترونیک شما در نزد پایگاه طبّ شیعه محفوظ است.

❻هرنظر را تنها یک بار ارسال کنید و از تکرار ارسال نظرات خودداری کنید.

❼حتّی المقدور از ارسال نظرات به صورت «فینگیلیش» خودداری کنید.

❽پاسخ هاي ارائه شده، كلّي و عمومي هستند و پاسخ دقيق و تخصّصي، تنها با ويزيت بيمار امكانپذير است

 

 

با سپاس و امتنان        

دکتر وحید علیان نژادی

نام :
ایمیل :
* نظر شما

آخرین مقالات

داروی گیاهی کرونای مدبر غدیر[12327بازدید]
ارزش های پست مدرن، نارضایتی از پزشکی؛ گرایش به طب مکمل[15008بازدید]
غذا درمانی از دیدگاه قرآن و علم(مقاله انتخابی)[35204بازدید]
نظام بهداشت و سلامت در اسلام(مقاله انتخابی)[46184بازدید]
بهداشت روانی اعتقادی در اجتماع(مقاله انتخابی)[17261بازدید]
بررسي ناهمخوانی آيات طبّي با علوم پزشكي(مقاله انتخابی)[23136بازدید]
قرآن و بهداشت روان(مقاله انتخابی)[63604بازدید]
چند نکته ساده در مورد از شیر گرفتن کودک[536020بازدید]
زردی نوزادان[493846بازدید]
ارتباط عطر و اسباب بازی با چاقی کودکان (مقاله انتخابی)[11429بازدید]
علم، سنّت، مدرنیته(مقاله انتخابی)[11566بازدید]
پزشکی نوین و تردید های پیش رو(مقاله انتخابی)[11252بازدید]
آشنایی با ابعاد آشکار و پنهان ترویج همجنس بازی در جهان(مقاله انتخابی)[16116بازدید]
توصیه های طبی از مرحوم آقا فخر تهرانی [50874بازدید]
نقد طب مدرن از دیدگاه آیت الله جوادی آملی(مقاله انتخابی)[17721بازدید]
وقتی پیامبران غرب دروغ می گویند (تبارشناسی علوم جدید)(مقاله انتخابی)[15209بازدید]
اثبات کجی دیوار پزشکی مدرن(مقاله انتخابی)[10963بازدید]
القاى بیمارى به جامعه(مقاله انتخابی)[8432بازدید]
ایدز ؛ گلوله‌ بیولوژیک آرپا(مقاله انتخابی)[13015بازدید]
نگاهی به جنايات بيوتروريستي آمريكا(مقاله انتخابی)[14368بازدید]

از میان مقالات

ساده انگاری در مقوله «مُد»!!
چگونه یک مصرف کننده هوشمند و فهیم محصولات بهداشتی و آرایشی باشیم؟ (مقاله انتخابی)
حجامت شناخت؛ مقاله نخست؛ سیر تاریخی
یک بطری پر از مرض، به افتخار صهیونیسم!
تغذیه جرم و جنایت (مقاله انتخابی)
خواص تاثیرگذاری قارچ گانودرما تا چه حد واقعیت دارد؟
کبد چرب
پرسش هایی از استاد حسین خیراندیش درباره حجامت
سرطان، ساخته دست بشر است! (مقاله انتخابی)
چگونه فرهنگ بیمار ما دختران را وا می دارد فکر کنند، برای دوست داشته شدن باید زیبا و خوش اندام باشند ؟(مقاله انتخابی)
آداب زناشویی و انعقاد نطفه
چرا برخی از زنان ایرانی پلنگ شده‌‎اند؟ (مقاله انتخابی)
عصر تستوسترون (مقاله انتخابی)
نگاهی ویژه به بیوتروریسم دارویی آمریکا(مقاله انتخابی)
کودکان ثروتمندان از طعم غذاهای سالم‌ بیشتر لذت می‌برند (مقاله انتخابی)
حجامت آلرژی؛ راه حلّی ساده برای مشکلی بزرگ
واکسن؛ ایمنی‌زا یا ایمنی‌زدا؟
خطاهاى پزشکى مدرن(مقاله انتخابی)
شش افسانه کشاورزى صنعتى(مقاله انتخابی)
خاکروبه های شفابخش (1)؛ پوست انار