احسنت به شما و زحمات شما و مشی شما که گرانپسند و گرانقدر و گرانبهره اید
تراب

عالیه
سیدمهدی

خیلی خوبه حتما امتحان کنید
سیدمهدی

سلام ما هم مثل شما سلامتی بچه مون برامون مهمه. ما هم دوست نداریم به فرزندمون واکسن بزنیم و نابودش کنیم. ولی واقعا راه حل چیه؟ مثلا شما از چه راهی استفاده کردید دلبنداتون و واکسن نزدید و مدرسه بردید؟ ما بی چاره ها باید چکار کنیم؟ کاش امام زمان زودتر ظهور کنن... یه جواب امیدبخشی بهمون بدید.
ترانه

سلام خداقوتت بخاطر مطالب مفید اینکه مفرمایدبرای درمان ناباروری 40مرتبه منظور 40بارر است ممنون
مهربان

سلام
مریم

سلام؛به نمیرسه 4 لیوان برای مدت 3 هفته خیلی. کم باشه اآیا ازدوره درمان راکامل کرد
بهنام

عالی عالی عالی ممنون
یاس

خدا قوت بنده از مطالب شما برای پایان نامه ات استفاده نمودم باتشکر
11

خیلی عالی است....
farnaz
زندگی استعماری؛ طبّ استعماری
افسانه پیشرفت(مقاله انتخابی)
تعداد: 0 میانگین: 0
[تعداد بازدید : 1731]

[نسخه چاپی]

بسم الله الرّحمن الرّحیم

و صلّی الله علی محمّد و آله الطّاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین

افسانه پیشرفت

کرک پاتریک سیل1 


چکیده: 

 
در یکى دو قرن اخیر، شاید هیچ اندیشه اى به اندازه اندیشه پیشرفت و ترقى، پژواک و انعکاس نداشته است. بشر جدید سرمست از نظریه اى است که مى گوید تاریخ بشر رو به ترقى و پیشرفت داشته و هر روز از روز قبل بهتر و متکامل تر مى شود، اما آیا چنین نظریه اى مبتنى بر واقعیت است و اگر هست، آیا در ازاى بهایى که براى این پیشرفت پرداخته شده، نتایج به دست آمده، مطلوب بوده است؟ مقاله زیر به موشکافى این مسأله مى پردازد. 



به وضوح پانزده سالگیم را در حالى که با پدرم در اتاق ناهار خورى پشت میز نشسته بودیم و در مورد پیشرفت بحث مى کردیم، به خاطر مى آورم. در آن زمان از تمام تجربه و دانشى که داشتم، در حرف هایم استفاده کردم. به پدرم گفتم که در عصر پیشرفت و ترقى زندگى مى کنیم و براى مثال از او خواستم، ماشین هاى زشت و غیرقابل اعتماد و کندروى گذشته را با ماشین هاى مجلل و کارآمد و تندروى امروزى مقایسه کند. 

 
پدرم مشتاقانه به بحث ادامه داد و درباره نتایج داشتن این ماشین هاى پرزرق و برق امروزى سؤال کرد. حرفى براى گفتن نداشتم. اطلاعاتم براى جواب دادن بسیار اندک بود. وى سخنانش را ادامه داد و پرسید: چند نفر سالانه به خاطر این ماشین هاى تندرو جان خود را از دست مى دهند؟ چند نفر معلول و فلج مى شوند؟ زندگى براى سازندگان این ماشین ها چگونه است؟ کسانى که درست مثل فیلم هاى چارلى چاپلین، کار یکنواختى را ساعت به ساعت، روز به روز بر روى آن خط هاى مونتاژ انجام مى دهند؟ چقدر جاده و راه براى گذر و توقف همین ماشین ها در مزارع و جنگل ها، شهرها و روستاها ساخته شده اند؟ سوخت مصرفى آن ها به چه قیمت و از کجا تهیه شده است؛ و اگر تمامى سوخت را به مصرف برسانیم، چه اتفاقى خواهد افتاد؟ 


خوشبختانه قبل از این که بتوانم جوابى براى سؤال هایش بیابم، وى شروع به توضیح درباره مقاله اى کرد که در باب پیشرفت نوشته شده بود، با مفهومى که پیشتر هرگز در آن مورد نیاندیشیده بودم. مقاله در حیطه دانش اجتماعى بود، حیطه اى که هرگز به آن قدم نگذاشته بودم و نویسنده آن کارل بکرِ2 معروف بودکه در آن زمان نامش را نشنیده بودم. 


مقاله، پانزده سال قبل از بحث من و پدرم نوشته شده بود و در این فاصله، همان طور که دنیاى مدرن پیشرفت مى کرد و اختراعات جدید به ثبت مى رسید، دلیل منطقىِ تردید پدرم نسبت به ترقى را دریافتم. اختراعاتى مانند تلویزیون، متّه برقى، میکروفر، قدرت هسته اى و... همگى ذات مشکل ساز ترقى را نشان مى دهند. 


هنگامى که بالاخره از مقاله بکر آگاه شدم، هیچ نیروى علمى و خاصى لازم نبود تا مرا قانع کند که پیشرفت مفهومى تاریخى و خاص دارد و وجهه آن نه به عنوان اصل اجتناب ناپذیرى مانند قانون جاذبه ـ آن گونه که در نوجوانیم مى اندیشیدم ـ بلکه به صورت طرحى تاریخى براى هر هدف قابل تحققى در دوران رنسانس و پیشرفت تبلیغات براى سرمایه دارى است. 


این تعریف به جز یک تصور پایدار نبود، طرحى که همانند تمام اسطوره هاى تاریخى تحقق یافت و از طریق استثمار طبیعت و دست یابى به مواد جدید به مقیاس زیاد، از تمام عقاید دوره اى و جاودانه بشریت مبنى بر پیشرفت شرایط زندگى انسان ها حمایت کرد. 


هم اکنون به طور حتم عده بسیارى چنین استنباطى دارند. پانزده ساله هاى امروزى زیادى با دیدن مخاطرات بسیارى که باعث آن ها تکنولوژى جدید بوده است، (مخاطراتى که تعدادى از آن ها حتى ادامه حیات آدمى را تهدید مى کند)، متوجه این مسأله شده اند که چیزى در این تصور از پیشرفت اشتباه است. فهمیدن این موضوع که جنگل ها با سرعت سالانه 56 میلیون جریب در حال تخریبند؛ و این که سالانه میلیون ها هکتار زمین در جهان بیابان مى شوند و هفده منطقه عمده ماهیگیرى جهان در ورطه نابودى اند؛ و تنها چند دهه با اتمام منابع سوختى فاصله داریم و... دردناک است. سیستم اقتصادى این جهان که عملکردش چنین بهایى را طلب مى کند، مدعى است که در مسیر صحیحى گام بر مى دارد و این مسیر به نام «پیشرفت» خوانده مى شود. 


تعبیر اى کامینگز3 از پیشرفت در دنیاى امروز که بى تردید دوست انسان هامحسوب نمى شود، این چنین است: «بیمارىِ راحت طلبى» و به راستى این گونه بوده است. ولى از زمان موفقیت سرمایه دارى، مى توان گفت تنها عده محدودى از جمعیت جهان در راحتى و آسایش زندگى مى کنند که البته آسایش آن ها همواره در خطر نابودى است و به بهاى گزافى به دست آمده است. 


برآورد شده است که امروزه از جمعیت تقریبا شش میلیارد نفرى کره زمین، حداقل یک میلیارد نفر در فقر کامل زندگى مى کنند؛ زندگى هایى پوچ، آکنده از ظلم و خوشبختانه کوتاه. دو میلیارد نفر زندگى بسیار ساده اى را با حداقل ها مى گذرانند؛ غذایشان معمولاً نشاسته است؛ آب آشامیدنى در اختیار ندارند و از امکانات بهداشتى استفاده نمى کنند. بیش از دو میلیارد نفر با حداقل شرایط اقتصادى مطلوب زندگى مى کنند؛ با درآمد سالانه کمتر از پنج هزار دلار، بدون هیچ ملک و اندوخته اى یا ثروتى که پس از مرگ براى فرزندانشان به جاى بگذارند. یک میلیارد نفر باقى مانده، در حال تلاش براى ساختن زندگى اى سرشار از آسایشند، با شغل و درآمدى نسبتا مناسب و تنها عده کمى از این جمعیت، به زندگى راحتى دست یافته اند. (به دلار آمریکا) در جهان حدود 250 میلیاردر و تقریبا سه میلیون نفر میلیونر وجود دارد که دارایى خالصشان، مجموعا بیشتر از 45% کل دارایى مردم جهان است. 


آیا این پیشرفت است؟ بیمارى اى که تنها عده محدودى بدان دچار شده اند؟ و با چنین بى عدالتى و نابرابرى؟ در آمریکا ـ پیشرفته ترین کشور جهان که مفهوم پیشرفت و ترقى در آن به صورت آرمانى تحقق پذیر است ـ بیش از چهل میلیون نفر زیر خط فقر زندگى مى کنند و حدود بیست میلیون نفر دیگر فاقد وضعیت مالى مطلوبند. شش میلیون نفر بى کار وجود دارد و سى میلیون نفر از پیدا کردن کار نا امید شده اند. چهل و پنج میلیون نفر به صورت قراردادى کار مى کنند؛ کارهاى موقتى یا نیمه وقت بدون هیچ سود یا بیمه اى. تقریبا دو سوم دارایى کشور تحت مالکیت پنج درصد صدرنشین باقى مانده است. شصت درصد مردم دارایى ملموسى ندارند یا بدهکارند. بیست درصد صدرنشین، مالک نیمى از درآمد کل هستند و بیست درصد جمعیت کشور، کمتر از 4% کل درآمد کشور را دارند. 


آمارهاى ارائه شده، به سختى بیانگر وجود پیشرفت مالى است. به طور حتم انسان هاى زیادى در سراسر آمریکا و کشورهاى صنعتى به گونه اى زندگى مى کنند که سال ها پیش آرزویش را داشته اند ولى مى توان گفت، تقریبا یک سوم از جمعیت کشورهاى صنعتى، زندگى مرفهى دارند. با این وجود، آمار نشان مى دهد که دقیقا همین جمعیت از یک بیمارى رنج مى برند که آن را بیمارى پیشرفت یا آفلونزا4مى خوانند. مشخصات این بیمارى این چنین است: بیمارى قلبى، استرس، کار بیش از حد، مشکلات خانوادگى، الکلیسم، ناامنى، کم خونى، تنهایى، مصرف گرایى و از همه مهم تر، سرد شدن قلب ها. 
لیوپل کر5 اقتصاددان اتریشى، که مقاله تأثیرگذار او «شکست جوامع» وسیلهمهمى براى درک خطاهاى ترقى سیاسى در نیم هزاره گذشته بوده است، در بیشتر مواقع، سخنرانى اش را این گونه پایان مى برد: 


«تصور کنید در قطار پیشرفت نشسته ایم که به سرعت و راحتى به سمت جلو پیش مى رود. سوختش به سرعت تحلیل مى رود ولى قطار با انگیزه تشویق اقتصادانان پیش مى رود. عکس العمل ما هنگامى که متوجه مى شویم تنها چند مایل جلوتر، جایى که ریل به رودخانه اى عمیق ختم مى شود، آبشار و پرتگاه خطرناکى وجود دارد و مستقیم به سمت آن در حرکتیم، چیست؟ آیا به پیشنهاد همان اقتصاددانان، مبنى بر مصرف سوخت بیشتر براى رسیدن به سرعتى بیشتر گوش فرا مى دهیم؟ با این احتمال که با این سرعت زیاد مى توانیم ابرى از بخار بسازیم که آن چنان قدرتى داشته باشد که بتوانیم از روى آن به آن سوى پرتگاه برویم. یا به سوى ترمزها مى رویم و براى هر چه زودتر توقف کردن قطار، با تمام توان از آن ها استفاده مى کنیم؟» 


پیشرفت و ترقى همانند تصورى است که به ما اطمینان مى دهد، این سرعت زیاد به خودى خود هیچ وقت اشتباه نیست؛ شناخت بهتر محیط زیستمان، دانشى است که به ما مى آموزد، این سرعت زیاد براى ما همچون یک بلا است. 


قبل از آغاز این پیشرفت ها که با دانش و فن آورى جدید به وجود آمد، جامعه مدرن صنعتى از منابع طبیعى استفاده هاى بسیار کرد و در این حکومت جدید، آیین مذهبى و مسلک ها، با تقلیدى بسیار مجلل تر و ویرانگرتر با غرور و خودبینى مشابهى بر سیطره طبیعت استوار شد. اکنون این گونه به نظر مى رسد که ما حتى براى قربانى کردن زیست زمین نیز آمادگى داریم. 


هیچ کس از این که زیست زمین تا چه حد ترمیم پذیر است، آگاهى ندارد. این که قبل از این که از کار بیفتد، توان تحمل چه مقدار آسیب را دارد و یا حداقل قبل از این که بتواند آن چنان خوب کار کند که بتواند نوع بشر را زنده نگاه دارد. در سال هاى اخیر، انسان هاى بانفوذ و صاحب نظر درباره پیشرفت هاى تکنولوژیکى هشدار داده اند. آنان مى گویند، در صورت ادامه این روند، به زمین ـ که پیشرفت بدان وابسته است ـ آسیب هاى جدى وارد خواهد آمد. 


مؤسسه «ناظر جهانى» که آمار چنین آسیب هایى را به صورت سالانه منتشر مى کند، هشدار داده است که امنیتى براى زندگى بشر بر روى زمین ـ که باید از هواى سالم آب، خاک، دما ـ براى ادامه زندگى استفاده کند، وجود ندارد و این کره خاکى هر دهه از دهه قبل وضعیت خطرناک ترى پیدا مى کند . 


چندى پیش، تنى چند از دانشمندان محیط زیست و نخبگان و فعالان در این زمینه، ساکن در مورلیاى مکزیک، اخطاریه اى در باب «تخریب محیط زیست» منتشر کردند که نظریه متفق القولى در باب خطر نابودى زندگى بر روى سیاره زمین را توضیح مى داد. به تازگى انجمن دانشمندان آمریکایى حامى محیط زیست، در بیانیه اى که به امضاى بیش از یکصد تن از نامداران و هزار و ششصد نفر از اعضاى آکادمى هاى بین المللى سراسر جهان رسیده بود، اخطاریه اى براى نوع بشر صادر کردند و در آن اعلام نمودند که در صورت ادامه تجاوز به طبیعت و رشد بى رویه صنعت، مصیبت هاى زیادى براى جوامع انسانى به بار آمده و سیاره زمین به صورت جبران ناپذیرى لطمه خواهد خورد. در آن زمان، دیگر ادامه زندگى در این سیاره امکان پذیر نخواهد بود. 


اقتصاد جهانى به چنین اخطارهایى توجه نمى کند و برعکس توسعه و استعمارش را به سرعت ادامه مى دهد. وضعیت اقتصاد جهانى در پنجاه سال اخیر، پنج برابر رشد داشته است و تا زمان به اتمام رسیدن منابع جهانى، با سرعت سرگیجه آورى به این روند ادامه خواهد داد. این روند اسراف گرایانه، باعث تولید مقادیر کاهش ناپذیر آلودگى مى شود و نابرابرى و بى عدالتى را بین جوامع جهانى افزایش مى دهد. 


تصور کنید، ناظرى بى طرف مأمور سنجش موفقیت «ترقى» که به نام کاپیتال ـ پى خوانده مى شود، شده است. ترقى از زمانى که از دانش و سرمایه برخوردار شد، این چنین نام گرفت و همین اتفاق، بنیان گذار تمدن مدرن و صنعتى شد. 


آیا پیشرفت براى نوع بشر مفید بوده است یا خیر؟ براى سایر موجودات زنده چطور؟ آیا براى انسان ها نسبت به گذشته، شادى بیشترى را به ارمغان آورده است؟ عدالت بیشتر؟ برابرى بیشتر؟ رضایت بیشتر؟ و اگر این پیشرفت به واقع منافعى براى بشر داشته است، آن منافع به چه بهایى به دست آمده است؟ آیا این منافع ادامه خواهند داشت؟ 


اگر خوش بینانه به موضوع نگاه کنیم، غیرقابل انکار است که مردم رفاه مادى بیشترى به دست آورده اند؛ البته تنها یک ششم از مردم جهان. جهان داراى سیستم هاى حمل و نقل و ارتباطات پیشرفته اى شده است که به انسان ها این امکان را مى دهد که با سرعت و شتابى که در گذشته هیچ گاه امکان پذیر نبوده است، به تبادل کالا و اطلاعات بپردازد. طول عمر افراد براى حدود یک سوم از کل جمعیت جهان افزایش یافته است. بهداشت و سلامت افراد نیز افزایش بسیارى یافته است و این امر، باعث ده برابر شدن جمعیت جهان در سه دهه گذشته شده است. 


و اگر از دید منفى گرایانه به مسأله پیشرفت نگاه کنیم، قیمت و بهایى که براى به دست آوردن این امکانات پرداخته ایم، به چشم مى آید. نتایج این پیشرفت بر روى موجودات زنده و سیستم هایى که براى تأمین آسایش بیش تر به وجود آمده است، همان گونه که دیدیم، مهلک و ویرانگر بوده است. یکى از آمارهاى به دست آمده، نشانگر این موضوع است که تنها در قرن گذشته، نسل هزاران نوع موجود زنده منقرض شده است. 


اثرات پیشرفت بر روى پنج ششم باقى مانده از انسان ها نیز به همین گونه ویران کننده بوده است. این انسان ها همانند سایر موجودات منقرض نشدند، بلکه اجتماعاتشان پراکنده و نابود شده، اقتصادشان درهم پیچیده و خراب شده و از همه بدتر، محیط زیست شان نابود شده است و انسان ها را به سوى فقر و محرومیت سوق داده است و قبل از این که جوامعشان صنعتى شود، عوارض آن را تحمل مى کنند. 


اما آیا آن یک میلیارد نفر باقى مانده که در استانداردهاى زندگیشان، استفاده کامل از تمام منابع در دسترس جهان گنجانده شده است، از نتیجه این زندگى احساس شادمانى مى کنند؟ این چنین به نظر نمى رسد. هیچ آمار اجتماعى از جوامع صنعتى و پیشرفته بر این موضوع دلالت نمى کند که مردم خشنودتر از نسل هاى گذشته زندگى مى کنند. بررسى هاى متفاوت نشان مى دهد که «میزان ناراحتى» میان مردم این گونه کشورها افزایش یافته است و شواهد قابل ملاحظه و مستندى مانند افزایش بیمارى هاى روانى، مصرف مواد مخدر، جرم و جنایت، طلاق و افسردگى، این بحث را مطرح مى کند که تحول و توسعه مادى نتوانسته است در زندگى انسان ها شادى به وجود آورد. 


به راستى در مقیاس وسیع، تقریبا همه پیشرفتى که انتظار به دست آمدنش مى رفت، با وجود تکنولوژى و پول زیادى که براى آن صرف شد، به دست نیامده است. 


تمام رؤیاها و آرزوهاى واهى بر باد رفته اند و آن هایى که هدر نرفته و به واقعیت پیوسته اند، مثل انرژى هسته اى، کشاورزى شیمیایى و رفاه اجتماعى، به صورت کابوس هایى براى بشریت درآمده اند. این «ترقى» حتى در پیشرفته ترین جوامع نیز فقر را به طور کامل از بین نبرده است. در بیست و پنج سال اخیر، تعداد فقرا افزایش و سطح درآمد کاهش یافته است. کار شاق به معناى افزایش ساعات کارى براى هر دو جنس زن و مرد بوده و میزان بیمارى (بسترى شدن در بیمارستان ها، مریضى و میزان مرگ و میر)، از سال 1980 افزایش یافته است. 


ساده به نظر مى رسد، زیر پوشش آسایش و طول عمر و هر آنچه که تنها به عده محدودى منحصر شده و هر کدام نتایج خسارت بارى بر محیط زیست باقى گذارده اند، «پیشرفت» کار مهمى نکرده است. البته به طور حتم براى وارثان این پیشرفت، چنین نظریه اى صادق نیست؛ زیرا ثروت همواره براى بشر درخور ستایش بوده و براى زندگى بهتر و سعادت بارتر لازم و کافى دانسته شده است. جزئیات این پیشرفت براى این وارثان، بسیار واضح و ساده است، پیشرفت مادى هر چه بیشتر، سریع تر، بهتر و دیگر هیچ. 


اما ناظر بى طرف کوته بین نیست و قادر به دیدن عمق فاجعه بار و مرگ آور نارسایى هاى این دیدگاه مى باشد. این ناظر به آسانى به این نتیجه مى رسد که با توجه به نتایج مثبت بسیار کم حاصل از این پیشرفت، بهاى پرداخت شده براى آن بسیار زیاد است. اگر جوامع و زیست کره تا کنون از نتایج این پیشرفت، صدمات جبران ناپذیر نخورده باشند، قادر به پرداخت چنین بهایى براى بیش از چند دهه دیگر نخواهند بود. 


منبع: www.primitivism.com 




منبع :

سیاحت غرب شماره 15



نظرات
نظر خود را ثبت کنید

کاربر گرامی؛ سلام علیکم


به حول و قوّه الهی، از تاریخ 18 بهمن 1393، توفیق ادامه تحصیل در دوره P.h.D طبّ سنّتی در دانشکده طبّ سنّتی و مفرادت پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی را دارم. اختصاصات ذاتی دوره های P.h.D به همراه سخت گیری شیرین و علمی مسؤولین و اساتید این دانشکده، عملا بنده را تا پایان دوران تحصیل از یکی از علائق خود، یعنی ارتباط با کاربران معزّز پایگاه «طبّ شیعه» دور خواهد ساخت.

 

لذا خواهشمندم از این پس، از طرح سوال در بخش نظرات خودداری کنید چراکه به دلایل فوق، توان و وقت کافی برای پاسخگویی نخواهم داشت. البته کماکان از نظرات سازنده و نقدهای دلسوزانه شما استفاده خواهم کرد.

 

دعای خیر خود را بدرقه راه برادر کوچکتر خود در راه خدمت به بندگان خدای متعال نمایید.


با سپاس و امتنان

دکتر وحید علیان نژادی

نام :  
ایمیل :
* نظر شما
 

سایر مقالات این موضوع

واکسن؛ ایمنی‌زا یا ایمنی‌زدا؟[527بازدید]
بحران غرب پزشک زده(مقاله انتخابی)[1852بازدید]
افسانه پیشرفت(مقاله انتخابی)[1732بازدید]
خانواده بدون فرزند!(مقاله انتخابی)[1915بازدید]
منشأ ایدز؛ گفته ها و ناگفته ها(مقاله انتخابی)[2209بازدید]
واکسیناسیون از نگاهى دیگر(مقاله انتخابی)[2099بازدید]
مسلمانان و معضل تفریحات مدرن(مقاله انتخابی)[1982بازدید]
از این دارو استفاده کنید!(مقاله انتخابی)[2063بازدید]
کامپیوتر و سرعت(مقاله انتخابی)[1597بازدید]
من به شبکه متصل ام، پس هستم(مقاله انتخابی)[1435بازدید]
خطاهاى پزشکى مدرن(مقاله انتخابی)[1243بازدید]
لابى صنعت مواد غذایى چاق کننده(مقاله انتخابی)[940بازدید]
روان شناسى به مثابه دین(مقاله انتخابی)[929بازدید]
خطرات استفاده از آنتى بیوتیک ها در غذاى حیوانات(مقاله انتخابی)[962بازدید]
مردن براى اطلاعات(مقاله انتخابی)[882بازدید]
تلویزیون و زوال کودکى(مقاله انتخابی)[1062بازدید]
خانواده مستحکم و جمعیت جوان؛ دیگ‌هایی که برای غرب نجوشید[933بازدید]
«سه معجزه»؛ سلسله مقاله‌هایی پیرامون نفوذ جریانی دشمن در حوزه سلامت/ 3 بررسی رویکردهای «خطرآفرین» فرهنگستان علوم پزشکی در موضوع «سلامت معنوی»؛ آیا پزشکان می توانند «هدایت‌گر» جامعه از بعد معنوی باشند؟[1246بازدید]
«سه معجزه»؛ سلسله مقاله‌هایی پیرامون نفوذ جریانی دشمن در حوزه سلامت/ 2 علیرغم تأکیدات رهبر انقلاب مبنی بر جبران خطای تحدید نسل، «عقیم‌سازی» همچنان ادامه دارد/ دیگر از دلارهای سازمان های بین المللی برای جلوگیری از پیری جمعیت ایران خبری نیست![1291بازدید]
«سه معجزه»؛ سلسله مقاله‌هایی پیرامون نفوذ جریانی دشمن در حوزه سلامت/ 1 ناگفته‌هایی از پروژه امریکایی «تحدید نسل ایرانیان»؛ «طرح عقیم‌سازی میلیونی ایرانی ها» و معرفی ایران به عنوان الگوی برتر شیوه غیرانسانی تحدید نسل[1300بازدید]

نمایش تمامی عناوین این موضوع

آخرین مقالات

واکسن؛ ایمنی‌زا یا ایمنی‌زدا؟
مَرهَم؛ توصیه‌هایی از طبّ سنّتی ایران به راهیان سفر اربعین
بحران غرب پزشک زده(مقاله انتخابی)
افسانه پیشرفت(مقاله انتخابی)
خانواده بدون فرزند!(مقاله انتخابی)
منشأ ایدز؛ گفته ها و ناگفته ها(مقاله انتخابی)
واکسیناسیون از نگاهى دیگر(مقاله انتخابی)
مسلمانان و معضل تفریحات مدرن(مقاله انتخابی)
از این دارو استفاده کنید!(مقاله انتخابی)
کامپیوتر و سرعت(مقاله انتخابی)
من به شبکه متصل ام، پس هستم(مقاله انتخابی)
خطاهاى پزشکى مدرن(مقاله انتخابی)
لابى صنعت مواد غذایى چاق کننده(مقاله انتخابی)
روان شناسى به مثابه دین(مقاله انتخابی)
خطرات استفاده از آنتى بیوتیک ها در غذاى حیوانات(مقاله انتخابی)
مردن براى اطلاعات(مقاله انتخابی)
تلویزیون و زوال کودکى(مقاله انتخابی)
خانواده مستحکم و جمعیت جوان؛ دیگ‌هایی که برای غرب نجوشید
«سه معجزه»؛ سلسله مقاله‌هایی پیرامون نفوذ جریانی دشمن در حوزه سلامت/ 3 بررسی رویکردهای «خطرآفرین» فرهنگستان علوم پزشکی در موضوع «سلامت معنوی»؛ آیا پزشکان می توانند «هدایت‌گر» جامعه از بعد معنوی باشند؟
«سه معجزه»؛ سلسله مقاله‌هایی پیرامون نفوذ جریانی دشمن در حوزه سلامت/ 2 علیرغم تأکیدات رهبر انقلاب مبنی بر جبران خطای تحدید نسل، «عقیم‌سازی» همچنان ادامه دارد/ دیگر از دلارهای سازمان های بین المللی برای جلوگیری از پیری جمعیت ایران خبری نیست!
«سه معجزه»؛ سلسله مقاله‌هایی پیرامون نفوذ جریانی دشمن در حوزه سلامت/ 1 ناگفته‌هایی از پروژه امریکایی «تحدید نسل ایرانیان»؛ «طرح عقیم‌سازی میلیونی ایرانی ها» و معرفی ایران به عنوان الگوی برتر شیوه غیرانسانی تحدید نسل
قرن بیوتکنولوژى و گزینه هاى پیش رو(مقاله انتخابی)
شش افسانه کشاورزى صنعتى(مقاله انتخابی)
تأثیرات تلویزیون بر مغز کودکان(مقاله انتخابی)
معضل جهانى سلامت(مقاله انتخابی)
مواد شیمیایى و سلامت کودکان(مقاله انتخابی)

تحلیل آمار سایت و وبلاگ