سلام بنده باوجودگرفتگی رگ قلب دارم همچنین سابقه گشادی دریچه میترال مادرزادی میباشد دارم ایا باخوردن معجون لیمو وسیر به مشکل نمیخورم واینکه از روز مصرف چندروز بعد بهبودرانشان میدهد
علی

سلام. من هم مثل خیلی از دوستان مشکل زود انزالی دارم همسرمم خیلی از دستم شاکیه بخاطر اینکه نمیتونم ارضاش کنم راه و درمانش چیه ؟؟ ممنون میشم راهنماییم کنید
محمد

سلام وقت بخیر من همیشه قبل از شروع عادت ماهانه یا به شدت عصبانی هستم یا به شدت افسرده طوری که بی دلیل گریه میکنم در طول دوره هم عموما زود عصبانی یا ناراحت میشم مصرف عرق رازیانه که ذکر شده تا این حد میتونه تاثیر گذار باشه که قبل از دوره و بعداز دوره هم مثله روزهای عادی باشم ؟ به این دلیل ک غلبه احساساتم باعث میشه تصمیمات غلطی بگیرم یا از زندگی نا امید بشم و کارهایی ک از قبل شروع کردم نادرست بدونم و ادامه ندم و این خیلی ناراحتم میکنه
زهره

با سلام، اينجانب مردي ٣٥ ساله بعد از سرماخوردگي در ناحيه گلو احساس درد خفيفي ميكردم البته براي بهبودي انتي بيوتيك با شير خورده بودم بعد از مدتي در زير گلو و بالاي تيروييد يك توده كيستي كه از نوع عفوني مي باشد ايجاد شده است كه نام علمي ان كيست تيرو گلوسال مي باشد در ضمن تيروييد بنده سالم است و ربطي به تيروييد ندارد، بعضي از پزشكان مي گويند ممكن است از بيرون سر باز كند كه روز به روز بزرگتر مي شود و اگر انتي بيوتيك مصرف كنم دوباره خود را جمع ميكند سرش بسته ميشود و بعد از مدتي دوباره پر ميشود ايا اگر سر باز كندوارد خون ميشود و متاستاز ميدهد؟ لطفا راه درمانش چيست؟ متشكرم
عليرضا

سلام آقای دکتر. من هفته 18 بارداری هستم و سونوگرافی گفته طول سرویکس 30 میلی هست که لب مرزه. بعضی دکترا اعتقادشون عمل سرکلاژ هست و بعضیا میگن با استراحت درست میشه و سرویکس 30 عمل نمیخواد. میشه لطف کنید راهنماییم کنید که برای اینکه دچار زایمان زودرس نشم؛ چه کاری میتونم بکنم؟ مثلا توی آبزن پوست انار بشینم خوبه؟
زهرا سادات

سلام تو یکی از مقاله هاتون خوندم برای کمبود کلسیم پوست تخم مرغ و عسل خوبه سوال من اینه پوست تخم بلدرچین هم مثل پوست تخم مرغ کلسیم داره یا نه؟ می تونه جای گزین اون باشه؟ با تشکر از شما
نغمه

سلام تو یکی از مقاله هاتون خوندم برای کمبود کلسیم پوست تخم مرغ و عسل خوبه سوال من اینه پوست تخم بلدرچین هم مثل پوست تخم مرغ کلسیم داره یا نه؟ می تونه جای گزین اون باشه؟ با تشکر از شما
نغمه

سلام ضمن ارزوی موفقیت برای شما.من درچهارقسمت ازعروق گرفتگی شدیدداشتم که به گفته طبیب باگذاشتن فنریک قسمت ان بازشده حدوددوسال است پلاویکس واسپرن مصرف می کنم ازداروی مخلوط سیرولیمو دوماه است روزی یک لیوان ناشتامصرف می کردم .وتازه مصرف راقطع کردم .ایاشروع دوباره لازم است.باتشکرازلطف شمااکبرنریمانی ازدولت اباداصفهان.
اکبرنریمانی

سلام.من جفتم پاره شد و مجبور شدم سزارین بشم.البته برش طبیعی هم خوردم تا لحظه اخر درد کشیدم.بچم بعد سه روز فوت شد.خیلی دلم بچه میخواد.زخم های سزارینم بعد یک ماه هنوز قرمز و تازه است.دوست دارم طبیعی بیارم دومی رو.چطوری زودتر زخم سزارینم محکم و سفت شه؟چکار کنم.واینکه ایا امکانش هست بعدی رو طییعی سریع بیارم
زهرا

سلام آقای دکتر ببخشید من فکر کنم دچارش شدم اندازه ی نخود اومده بالا وقتی دست میزنم درد ملایمی داره وزیر پوسته باید چیکار کنم چن و قته جواب میده
محمد
زندگی استعماری؛ طبّ استعماری
«سه معجزه»؛ سلسله مقاله‌هایی پیرامون نفوذ جریانی دشمن در حوزه سلامت/ 3 بررسی رویکردهای «خطرآفرین» فرهنگستان علوم پزشکی در موضوع «سلامت معنوی»؛ آیا پزشکان می توانند «هدایت‌گر» جامعه از بعد معنوی باشند؟
تعداد: 0 میانگین: 0
[تعداد بازدید : 2207]

[نسخه چاپی]

بسم الله الرّحمن الرّحیم

و صلّی الله علی محمّد و آله الطّاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین

«سه معجزه»؛ سلسله مقاله‌هایی پیرامون نفوذ جریانی دشمن در حوزه سلامت/ 3

بررسی رویکردهای «خطرآفرین» فرهنگستان علوم پزشکی در موضوع «سلامت معنوی»؛ 

آیا پزشکان می توانند «هدایت‌گر» جامعه از بعد معنوی باشند؟

در بعد فردی وقتی که مردم ببینند، می توان برای دستیابی به سلامت معنوی به پزشک، روانشناس، جامعه شناس و ... رجوع کرد، این تلقی در آنها ایجاد خواهد شد که دین و مذهب، یکی از راه های بسیار زیادی است که برای رسیدن به سلامت معنوی وجود دارد. از این طریق راه باز می شود که برخی از مردم گمان کنند که می توان فردی معنوی بود و از مواهب دنیوی این معنویت بهره برد، ولی لزوما مذهبی و متدین نبود.

 

چه رابطه ای بین موضوع سلامت معنوی و نفوذ جریانی وجود دارد؟ نخستین قدم ها در مورد پروژه ی سلامت معنوی چگونه برداشته شد؟ چه کسانی در آغاز این امر دخیل بوده اند و چه کسانی آن را به پیش می برند؟ بهانه های پیشبرد این پروژه کدامند؟ متولیان بین المللی سلامت معنوی چه نهادها و بنیادهایی هستند؟ آیا ممکن است بین این نهادها و برخی از افراد در کشور ارتباطاتی وجود داشته باشد؟ دبلیو اچ او در کجای این پروژه قرار گرفته؟ هدف از اجرای پروژه ی سلامت معنوی در ایران چیست؟


در بررسی دومین معجزه از یادداشت سه معجزه تا حد امکان به این سوالات پاسخ داده خواهد شد.


 

 

معجزه  دوم: «پروژه سلامت معنوی ایرانیان»

بخش نخست: معنویت، دین، فرهنگستان!

 

ماجرا از این قرار است که به پیشنهاد آقای دکتر مرندی –رئیس فرهنگستان علوم پزشکی- اساسنامه  این فرهنگستان در تاریخ 06/10/1390، توسط شوراي عالي انقلاب فرهنگي مورد بازنگری قرار می گیرد. پس از این بازنگری است که در چندین قسمت از این اساسنامه، سخن از سلامت معنوی به میان می آید. این فرهنگستان طبق اساسنامه ی مزبور موظف می شود که براي تقويت سلامت معنوي راهكار ارائه دهد، در این زمینه نظريه‌پردازي کند و به رصد وضع سلامت معنوی در جامعه بپردازد (1). این که سلامت معنوی چه ارتباطی به فرهنگستان علوم پزشکی دارد را در ادامه پاسخ خواهیم داد.

 

 اما سلامت معنوی (Spiritual Health) چیست و چه سابقه ای دارد؟

 

تعریف تمدن غرب از انسان و منحصر کردن ابعاد وجود او در جسم و روان، مشکلات متعددی را برای این تمدن مادی گرا به وجود آورد؛ معضلاتی بزرگ که متفکران غربی را به فکر چاره می انداخت. به عنوان نمونه در سال 1983 میلادی و در اجلاس سالیانه بهداشت جهانی بود که نماینده نروژ به نام دکتر ملبای (Mellbye) ضمن سخنرانی عمومی خود گفت: "حداقل در کشور من، وخامت بهداشت روان در مصادیقی مانند اعتیاد به الکل و مواد مخدر، جنایت، انحرافات اجتماعی، افسردگی عمومی و ترس از آینده دیده می شود؛ آن هم در حالی که کشورم دارای موقعیت اجتماعی و اقتصادی بسیار خوبی است" ملبای متذکر شد که، نیاز به تحقیقات بیشتری در تعیین کننده های رفتاری سلامت وجود دارد (2).

 

 

به دنبال همین روند و قریب به دو دهه پيش بود که دولتهاي اروپايي، در بيانيه كپنهاگ متعهد شدند كه به نيازهاي معنوي مردمشان نیز بپردازند (3)، تصمیمی مهم که البته برای غرب «گامی به جلو» شمرده می شد و می شود.

 

 اما موضوع سلامت معنوی با مفهوم غربی خود، لااقل دو مولفه عمده دارد: نخست این که کارکردگرا است و سپس این که ماهیتا سکولار است. اکنون خیلی مختصر، این دو مولفه را بررسی می کنیم.

 

چنان که گفته شد غرب به منظور رفع معضلات و چالش های گوناگونی که با آن مواجه بود، به دنبال بحث سلامت معنوی رفت و اساسا همین مسئله باعث شد که تعریف غرب از سلامت معنوی، صرفا معطوف به کارکردها و اهداف مادی آن باشد. هدف از آنچه که غربی ها و غربزده ها، سلامت معنوی می خوانند، نه کسب کمال و معرفت است، نه رسیدن به بهشت و سعادت اخروی و نه حتی ایمانی مستقر که آرامشی پایدار به ارمغان آورد، بلکه هدف، تنها احساس راحتی، آرامش و امید زودگذر در این دنیا، احساس و انرژی مثبت، نشاط، پیشگیری از بیماری ها و از این دست موارد است[1]. روشنفکران داخلی نیز با همین رویکرد به تعریف معنویت پرداخته اند، از جمله «مصطفی ملکیان» که می گوید: «ما معنویت را بر اساس فونکسیون (کارکرد) آن، این‌گونه تعریف می‌کنیم: فرآیندی که فرآورده‌ آن، کم‌ترین درد و رنج ممکن باشد» (4)

 

 اما تعریف کارکردگرایانه از سلامت معنوی آن هم با مختصات صرفاً دنیوی چه آسیب هایی را می‌تواند به دنبال داشته باشد؟ مصادیق زیر کمک می کند که این مسئله روشن شود:

 

با اینگونه تعریف از سلامت معنوی، ستون دین اسلام یعنی نماز، در ردیف قطعات موسیقی و تمرین های مدیتیشن و یوگا قرار می گیرد، که چه بسا همگی بتوانند به آرامش دنیوی مردم کمک کنند. اینجا دیگر این مسئله وجود ندارد که کدام یک از این امور اصالت و حقیقت دارد و انسان را به کمال حقیقی و رستگاری ابدی می رساند؟ بحث تنها بر سر این است که کدام یک، آرامش زودگذر دنیوی را آسانتر و بهتر فراهم می کند.

 

با این تعریف از سلامت معنوی، احساس پشیمانی از گناه که می تواند مقدمه ی امر مبارکی چون توبه باشد، مذموم است، چرا که آرامش را به هم می ریزد. حال برای این که سلامت معنوی حاصل شود، علی القاعده باید این احساس پشیمانی رفع شود، که آن نیز صرفا از طریق عادی سازی گناه ممکن خواهد بود.

 

 در این تعریف، ترس از عواقب اخروی گناه، از آن رو که آرامش را از انسان می گیرد، در تضاد با هدف سلامت معنوی قرار می گیرد، که این مشکل نیز می تواند با نفی وجود معاد حل شود.

 

 صد البته سلامت معنوی با چنین رویکردی، با برخی از دستورات دینی از جمله امر به معروف و نهی از منکر و جهاد نیز در تضاد است، چرا که این امور نیز می توانند آرامش مصطلح را از انسان سلب کنند و همچنین ممکن است خطراتی را نیز به وجود آورند.  

 

با این تعریف باید حقیقتی به نام مرگ را نیز کلا قلم گرفت و فراموش کرد، چون یادآوری آن به بسیاری از آدم ها حس خوبی نمی دهد، هرچند پیامبر اکرم صلی ا... علیه و آله و سلم فرموده باشند: «زیرک ترین مردم کسی است که بیشتر یاد مرگ کند و زیادتر مهیّای آن شده باشد» (5)

 

از همه مهمتر آن که در این طرز تفکر، وقتی فرد، قائل به وجود خدایی باشد که در همه جا حضور دارد و برای انجام تمام کارها موازینی قرار داده است، خلوت، اختیار عمل و حال بی خیالی از او گرفته می شود و این مسئله نیز با اهداف سلامت معنوی در تضاد است. برای رفع این مسئله هم، علی القاعده باید اعتقاد به خدا را قلم گرفت.

 

 با این وصف، در یک کلام می توان گفت که نگرش ابزاری و کارکردگرایانه دنیوی به دین، نگرشی بسیار خطرناک است که نهایتا دین را از حقیقتش تهی می کند و چهره ای مسخ شده از دین به جا خواهد گذاشت. معنویت و دین با چنین رویکردی، تا آن‌جا معتبر، قابل احترام و لازم الاطاعه هستند که بشر، آنها را خادم خویش بیابد و نه مزاحم و سربار (4). در واقع ویژگی کارکردگرا بودن بحث سلامت معنوی، ماهیت سکولار آن را تثبیت می کند و هرچقدر هم که سعی شود با رویکرد اسلامی به سلامت معنوی غربی پرداخته شود، باز خروجی کار، معنویت سکولار خواهد بود، چرا که ما ابزار سنجش آرامش و درد و رنج دنیوی را داریم، ولی ابزار سنجش مسائل روحانی مانند قرب الی ا... را نداریم. با این وصف، اگر کسی برای هدفی متعالی مانند قرب الی ا...، در مسیری گام بردارد که ممکن است درد و رنجی به او برسد، سلامت معنویش را به خطر انداخته، چرا که آنچه می دهد ملموس است و آنچه می گیرد خیر. همچنین اگر فردی لذت های مادی خود را در چارچوبی خاص منحصر کند تا لذت هایی را در مراتب بالاتری از وجود خود، ادراک کند، باز از نظر معنوی سالم تلقی نخواهد شد.

 

 اما در ورای ماهیت سکولار بحث سلامت معنوی، نظریه پردازان علوم انسانی چه نظراتی در مورد سلامت معنوی و ارتباط آن با مذهب دارند؟ در این زمینه سه دیدگاه عمده را می توان شناسایی کرد: نخست آن که برخی می گویند سلامت معنوی هدفی است که از دو طریق می توان به آن رسید، یکی راه مذهبی و دیگری راه غیر مذهبی؛ از این منظر، هستند کسانی که به وجود خدا اعتقاد ندارند، ولی از سلامت معنوی برخوردارند.

 

نظر دوم آن که: سلامت معنوی دو قسمت دارد، یکی در ارتباط انسان با خالق که مرتبط می شود به مذهب و دیگری در ارتباط انسان با خود، جامعه و محيط که مرتبط است با مسائل روانشناختی- اجتماعی و این قسمت ارتباطی با مذهب ندارد.

 

 سومین نظر هم این است که تنها از طریق مذهب می توان به سلامت معنوی رسید و معنویت سکولار، قادر به تامین مواهب دنیوی سلامت معنوی هم نیست. اما رویکرد فرهنگستان علوم پزشکی -به عنوان متولی کنونی بحث سلامت معنوی در کشور- با کدام یک از این سه مورد تطابق دارد؟

 

برای پاسخ به این سوال می توان به برخی از اظهارات، مقالات و عملکردهای مسئولین مربوطه در این فرهنگستان رجوع کرد.

 

در این راستا دکتر مرندی -رئیس فرهنگستان- ضمن اظهاراتی می گوید: "بنای اعتقادی ما بر اساس معارف اسلامی بوده و برخلاف غرب که معنویت را در موسیقی و هنر جست و جو می کند، زیر بنای معنویت ما عبادات و اخلاقیات است" (6) این صحبت از دکتر مرندی نشان می دهد که رویکرد فرهنگستان این است که نمی توان با کنار گذاشتن مذهب، به سلامت معنوی رسید، پس نظر نخست پیرامون ارتباط سلامت معنوی با مذهب رد می شود. اما آیا این صحبت بدان معناست که فرهنگستان قائل است که «تنها از طریق مذهب می توان به سلامت معنوی رسید»؟ به چند دلیل، چنین به نظر نمی رسد.

 

-  این که برخی از پزشکان که مسئولین اصلی سلامت معنوی در فرهنگستان هستند با کمک کارشناسان علوم اجتماعی و روانشناسی و بدون هیچگونه استمداد از کارشناسان دین، سلامت معنوی را تعریف کرده و مولفه ها و شاخص های آن را بر اساس فرهنگ بومی ایران ارائه می کنند، لااقل نشان می دهد که نظریه ی سوم را قبول ندارند و معتقدند که مذهب، حداکثر مسئول قسمتی از بحث سلامت معنوی است (7).

 

- شاهد دیگر مدعای فوق این که: در انجام مهمترین پژوهشی که تاکنون در زمینه سلامت معنوی در کشور صورت گرفته است، با عنوان «طراحی پرسشنامه جامع سنجش سلامت معنوی»، هیچ کارشناس دینی ای دخیل نبوده است (8). با این وصف نخستین سوالی که پیش می آید این است که: پرسشنامه ای که بدون احساس نیاز به عالمان دین و توسط افرادی غیرکارشناس (پزشک، حقوقدان، دانش آموخته ی آموزش بهداشت و متخصص آمار) تهیه شده است، کدام معنویت را خواهد سنجید؟!

 

- از سوی دیگر، اگر مسئولان فرهنگستان معتقد بودند که تنها از طریق مذهب می توان به سلامت معنوی رسید، باید این امر را یکجا به علمای دین می سپردند، در حالی که سلامت معنوی با تعریف فرهنگستان، امری است که عمدتا بر عهده  پزشکان خواهد بود، تا جایی که دکتر مرندی در یکی از صحبت هایش می گوید: "هرچه بتوانیم بر روی سلامت کار کنیم، خود پزشکان می توانند جامعه را هم از بعد سلامت و بعد معنوی آن، هدایتگر باشند!" (9)

 

- همچنین اگر مسئولین مربوطه معتقدند که تنها از طریق دین، سلامت معنوی تامین می شود، می توانند اسم سلامت معنوی را کنار بگذارند و به جای آن بگویند سلامت دینی، چرا که حاصل و خروجی این دو نام یکی خواهد بود. البته در صورت اجرائی شدن این پیشنهاد نیز، از فرهنگستان خلع ید خواهد شد و این امر یکجا به دین شناسان واگذار خواهد شد، نه پزشکانی که علی القاعده تخصصی در زمینه ی دین ندارند[2].

 

 

ضمن این چند بند متوجه شدیم که رویکرد فرهنگستان به سلامت معنوی این است که «سلامت معنوی دو قسمت دارد، یک قسمت مرتبط با علمای دین و قسمت دیگر مربوط به کارشناسان علوم اجتماعی و روانشناسی و البته پزشکان. اما این مسئله چه ایرادی دارد؟

 

در بعد فردی وقتی که مردم ببینند، می توان برای دستیابی به سلامت معنوی به پزشک، روانشناس، جامعه شناس و ... رجوع کرد، این تلقی در آنها ایجاد خواهد شد که دین و مذهب، یکی از راه های بسیار زیادی است که برای رسیدن به سلامت معنوی وجود دارد. از این طریق راه باز می شود که برخی از مردم گمان کنند که می توان فردی معنوی بود و از مواهب دنیوی این معنویت بهره برد، ولی لزوما مذهبی و متدین نبود. این دقیقا همان مسیری است که غرب طی کرده و عواقبش را نیز دیده است. طبق یک نظرسنجی اکنون حدود یک‌چهارم مردم آمریکا خود را افرادی معنوی ولی غیردینی (spiritual but not religious) می‌دانند (10)، اما آیا بر معنویتی که حقیقت و اصالت ندارد و مانند بتها دستساز بشر است، می توان نامی جز خرافه گذاشت؟

 

اما از بعد اجتماعی نیز رویکرد فرهنگستان علوم پزشکی به سلامت معنوی می تواند خطرآفرین باشد و به خصوص می تواند منجر به تضعیف نهاد روحانیت شود؛ اما چگونه؟

 

می دانیم که دوام و بقاي تمام نهادهاي اجتماعي، به کار و وظيفه اي بستگي دارد که در نظام اجتماعي بر عهده دارند. این قاعده برای نهاد روحانیت نیز صدق می کند و اگر کارکردهای این نهاد از آن گرفته شود، بقای این نهاد مقدس نیز به خطر خواهد افتاد. امری که پیش از این، در دوران پهلوی اول پیگیری شد و رضاخان با نوسازي نظام های اداري، قضايي و آموزشي و همچنین با در اختیار گرفتن مسئولیت اوقاف، سعی کرد که اسباب کاهش نفوذ و قدرت روحانيت شيعه را فراهم کند و مانند آتاتورک در ترکیه، از ایران مذهب زدایی نماید.

 

 

با این توضیح اگر دور از جان، خودمان را بگذاریم به جای آمریکا و بخواهیم نهاد روحانیت را در ایران از بین ببریم، آیا راهی بهتر از این وجود دارد که به مرور زمان، کارکردهای این نهاد را گرفته و تقلیل دهیم، تا زمانی که دیگر فایده ای بر وجود نهاد روحانیت مترتب نباشد؟! به همین دلیل، نباید نهادی ایجاد شود که در موازات با عملکرد نهاد روحانیت، مدعی تامین سلامت معنوی مردم شود و دقیقا به همین علت، این که سلامت معنوی، اکنون با چه رویکردی در فرهنگستان علوم پزشکی دنبال می شود، شاید کمترین اهمیت را داشته باشد.

 

ادامه دارد...

 

----------------------------------------

 (منابع):

 

1-  http://www.ams.ac.ir/index.php/2013-11-11-13-22-25/2013-11-11-13-23-07

2-  http://www.medizin-ethik.ch/publik/spirituality_definition_health.htm

3-  http://fa.journals.sid.ir/ViewPaper.aspx?ID=99443

4-  http://borhan.ir/NSite/FullStory/News/?Id=1773

5-  «بحار الانوار» ج‌  6، از طبع‌ آخوندي‌، ص‌  126

6-http://www.ams.ac.ir/index.php/2013-11-12-06-01-40/302-%D8%AE%D8%A8%D8%B...

7-  به عنوان نمونه ر ک مقاله ی «تعریف مفهومی و عملیاتی سازی سلامت معنوی: یک مطالعه روش شناختی»

8- http://fa.journals.sid.ir/ViewPaper.aspx?id=227589

9- http://www.hamshahrionline.ir/details/221834

10- https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%B9%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%AA

 

[پی نوشت ها]:

 

 [1] در نقد تعریف کارکردگرایانه از سلامت معنوی می توان از معتقدین به اینگونه تعاریف پرسید که مقصودشان از آرامش و نشاط ناشی از سلامت معنوی چیست؟ تعریفشان از شادی چیست و نشاط را چه می دانند؟ به صورت مصداقی نظرشان پیرامون عزاداری برای مصائب اهل بیت علیهم السلام چیست؟ آیا این گریه ها و عزاداری ها به سلامت معنوی آسیب می رساند یا این که به هنگام گریه ی چشم، جان می خندد؟ اینها سوالاتی ابتدایی است که می تواند به راحتی معیارهای سنجش سلامت معنوی را به چالش بکشد.

 

[2]  ناگفته نماند که نگرش چهارمی نیز وجود دارد که معتقد است «معنویت، مفهومی وسیعتر از مذهب دارد». رویکرد فرهنگستان در قبال این دیدگاه سکوتی تاییدآمیز است. چنان که در کتابی که رئیس گروه سلامت معنوی فرهنگستان نوشته است آمده: "البته واژه ی اسپریچوالیتی (spirituality) (معنویت) از کلمه ی لاتین اسپریتوس (spiritus) که به معنای تنفس (Breathe) است، گرفته شده و مفهومی وسیعتر از مذهب دارد...  (سلامت معنوی؛ چیستی، چرایی و چگونگی، ص 21، عزیزی، فریدون)

 

در نقد این دیدگاه باید یادآور شد: علت این که در غرب گفته می شود «معنویت مفهومی وسیعتر از مذهب دارد» این است که در آنجا منظور از دین، مسیحیت و یهودیت است که ادیانی تحریف شده هستند و به نیازهای انسان در امور معنوی، پاسخی درخور نمی دهند، اما از آن رو که دین اسلام به عنوان دین خاتم، می تواند به صورت کامل، امور مادی و معنوی انسان را سرپرستی کرده و نیازهای مربوطه را اشباع کند، در آن، نه تنها معنویت مفهومی وسیعتر از مذهب ندارد، بلکه سلامت معنوی تنها یکی از میوه های درخت تناور دین به شمار می آید.

 

پرواضح است که وقتی پذیرفته شود «معنویت مفهومی وسیعتر از مذهب دارد»، معقول خواهد بود که یک انسان بتواند معنوی باشد، ولی مذهبی نباشد و در عین حال آسیب عمده ای هم از این ناحیه متوجهش نشود. این مسئله یکی از خطرات ویرانگر این نگرش است.

 

 

بعدالتحریر ...

 

(لازم به ذکر است که قسمتی از این یادداشت، پیش از این با عناوین «سودای طبابت روح» و «سلامت  معنوی؛ میانبری برای نفوذ» در رسانه ها منتشر شده است که جهت مزید اطلاع کاربران، آن را در این قسمت می آوریم؛ با این تذکر که قسمت های زیادی از این دو مقاله همپوشانی دارند:


درباره سلامت معنوی و عملکرد فرهنگستان علوم پزشکی به عنوان متولی آن؛

سلامت معنوی، میانبری برای نفوذ

هدف از آنچه که غربی ها و غربزده ها، سلامت معنوی می خوانند، نه کسب کمال و معرفت است، نه رسیدن به بهشت و سعادت اخروی و نه حتی ایمانی مستقر که آرامشی پایدار به ارمغان آورد، بلکه هدف، تنها احساس راحتی، آرامش و امید زودگذر در این دنیا، احساس و انرژی مثبت، نشاط، پیشگیری از بیماری ها و از این دست موارد است

حسین مروتی - گروه اجتماعی: ماجرا از این قرار است که به پیشنهاد آقای دکتر مرندی –رئیس فرهنگستان علوم پزشکی- اساسنامه ی این فرهنگستان در تاریخ 06/10/1390، توسط شوراي عالي انقلاب فرهنگي مورد بازنگری قرار می گیرد. پس از این بازنگری است که در چندین قسمت از این اساسنامه، سخن از سلامت معنوی به میان می آید. این فرهنگستان طبق اساسنامه ی مزبور موظف می شود که براي تقويت سلامت معنوي راهكار ارائه دهد، در این زمینه نظريه‌پردازي کند و به رصد وضع سلامت معنوی در جامعه بپردازد (1). این که سلامت معنوی چه ارتباطی به فرهنگستان علوم پزشکی دارد را در ادامه پاسخ خواهیم داد.

 

اما سلامت معنوی (Spiritual Health) چیست و چه سابقه ای دارد؟

تعریف تمدن غرب از انسان و منحصر کردن ابعاد وجود او در جسم و روان، مشکلات متعددی را برای این تمدن مادی گرا به وجود آورد؛ معضلاتی بزرگ که متفکران غربی را به فکر چاره می انداخت. به عنوان نمونه در سال 1983 میلادی و در اجلاس سالیانه بهداشت جهانی بود که نماینده ی نروژ به نام دکتر ملبای (Mellbye) ضمن سخنرانی عمومی خود گفت: "حداقل در کشور من، وخامت بهداشت روان در مصادیقی مانند اعتیاد به الکل و مواد مخدر، جنایت، انحرافات اجتماعی، افسردگی عمومی و ترس از آینده دیده می شود؛ آن هم در حالی که کشورم دارای موقعیت اجتماعی و اقتصادی بسیار خوبی است" ملبای متذکر شد که، نیاز به تحقیقات بیشتری در تعیین کننده های رفتاری سلامت وجود دارد (2).

 

به دنبال همین روند و قریب به دو دهه پيش بود که دولتهاي اروپايي، در بيانيه كپنهاگ متعهد شدند كه به نيازهاي معنوي مردمشان نیز بپردازند (3)، تصمیمی مهم که البته برای غرب «گامی به جلو» شمرده می شد و می شود.

 

 

 

اما موضوع سلامت معنوی با مفهوم غربی خود، لااقل دو مولفه ی عمده دارد: نخست این که کارکردگرا است و سپس این که ماهیتا سکولار است. اکنون خیلی مختصر، این دو مولفه را بررسی می کنیم.

 

چنان که گفته شد غرب به منظور رفع معضلات و چالش های گوناگونی که با آن مواجه بود، به دنبال بحث سلامت معنوی رفت و اساسا همین موضوع باعث شد که تعریف غرب از سلامت معنوی، صرفا معطوف به کارکردها و اهداف مادی آن باشد. هدف از آنچه که غربی ها و غربزده ها، سلامت معنوی می خوانند، نه کسب کمال و معرفت است، نه رسیدن به بهشت و سعادت اخروی و نه حتی ایمانی مستقر که آرامشی پایدار به ارمغان آورد، بلکه هدف، تنها احساس راحتی، آرامش و امید زودگذر در این دنیا، احساس و انرژی مثبت، نشاط، پیشگیری از بیماری ها و از این دست موارد است[1]. روشنفکران داخلی نیز با همین رویکرد به تعریف معنویت پرداخته اند، از جمله «مصطفی ملکیان» که می گوید: «ما معنویت را بر اساس فونکسیون (کارکرد) آن این‌گونه تعریف می‌کنیم: فرآیندی که فرآورده‌ی آن، کم‌ترین درد و رنج ممکن باشد» (4)

 

اما تعریف کارکردگرایانه از سلامت معنوی آن هم با مختصات صرفا دنیوی چه آسیب هایی را می تواند به دنبال داشته باشد؟ مصادیق زیر کمک می کند که این مسئله روشن شود:

 

با اینگونه تعریف از سلامت معنوی، ستون دین اسلام یعنی نماز، در ردیف قطعات موسیقی و تمرین های مدیتیشن و یوگا قرار می گیرد، که چه بسا همگی بتوانند به آرامش دنیوی مردم کمک کنند. اینجا دیگر این مسئله وجود ندارد که کدام یک از این امور اصالت و حقیقت دارد و انسان را به کمال حقیقی و رستگاری ابدی می رساند؟ بحث تنها بر سر این است که کدام یک، آرامش زودگذر دنیوی را آسانتر و بهتر فراهم می کند.

 

با این تعریف از سلامت معنوی، احساس پشیمانی از گناه که می تواند مقدمه ی امر مبارکی چون توبه باشد، مذموم است، چرا که آرامش را به هم می ریزد. حال برای این که سلامت معنوی حاصل شود، علی القاعده باید این احساس پشیمانی رفع شود، که آن نیز صرفا از طریق عادی سازی گناه ممکن خواهد بود.

 

در این تعریف، ترس از عواقب اخروی گناه، از آن رو که آرامش را از انسان می گیرد، در تضاد با هدف سلامت معنوی قرار می گیرد، که این مشکل نیز می تواند با نفی وجود معاد حل شود.

 

صد البته سلامت معنوی با چنین رویکردی، با برخی از دستورات دینی از جمله امر به معروف و نهی از منکر و جهاد نیز در تضاد است، چرا که این امور نیز می توانند آرامش مصطلح را از انسان سلب کنند و همچنین ممکن است خطراتی را نیز به وجود آورند.   

 

با این تعریف باید حقیقتی به نام مرگ را نیز کلا قلم گرفت و فراموش کرد، چون یادآوری آن به بسیاری از آدم ها حس خوبی نمی دهد، هرچند پیامبر اکرم صلی ا... علیه و آله و سلم فرموده باشند: «زیرک ترین مردم کسی است که بیشتر یاد مرگ کند و زیادتر مهیّای آن شده باشد» (5)

 

از همه مهمتر آن که در این طرز تفکر، وقتی فرد، قائل به وجود خدایی باشد که در همه جا حضور دارد و برای انجام تمام کارها موازینی قرار داده است، خلوت، اختیار عمل و حال بی خیالی از او گرفته می شود و این مسئله نیز با اهداف سلامت معنوی در تضاد است. برای رفع این مسئله هم، علی القاعده باید اعتقاد به خدا را قلم گرفت. 

 

با این وصف، در یک کلام می توان گفت که نگرش کارکردگرایانه ی دنیوی به دین، نگرشی بسیار خطرناک است که نهایتا دین را از حقیقتش تهی می کند و چهره ای مسخ شده از دین به جا خواهد گذاشت. معنویت و دین با چنین رویکردی، تا آن‌جا معتبر، قابل احترام و لازم الاطاعه هستند که بشر، آنها را خادم خویش بیابد و نه مزاحم و سربار (4). در واقع ویژگی کارکردگرا بودن بحث سلامت معنوی، ماهیت سکولار آن را تثبیت می کند و هرچقدر هم که سعی شود با رویکرد اسلامی به سلامت معنوی غربی پرداخته شود، باز خروجی کار، معنویت سکولار خواهد بود، چرا که ما ابزار سنجش آرامش و درد و رنج دنیوی را داریم، ولی ابزار سنجش مسائل اخروی مانند قرب الی ا... را نداریم. با این وصف، اگر کسی برای هدفی متعالی مانند قرب الی ا...، در مسیری گام بردارد که ممکن است درد و رنجی به او برسد، سلامت معنویش را به خطر انداخته، چرا که آنچه می دهد قابل اثبات و ملموس است و آنچه می گیرد خیر. همچنین اگر فردی لذت های مادی خود را در چارچوبی خاص منحصر کند تا لذت هایی را در مراتب بالاتری از وجود خود، ادراک کند، باز از نظر معنوی سالم تلقی نخواهد شد.

 

اما در ورای ماهیت سکولار بحث سلامت معنوی، نظریه پردازان علوم انسانی چه نظراتی در مورد سلامت معنوی و ارتباط آن با مذهب دارند؟ در این زمینه سه دیدگاه عمده را می توان شناسایی کرد: نخست آن که برخی می گویند سلامت معنوی هدفی است که از دو طریق می توان به آن رسید، یکی راه مذهبی و دیگری راه غیر مذهبی؛ از این منظر، هستند کسانی که به وجود خدا اعتقاد ندارند، ولی از سلامت معنوی برخوردارند.

 

نظر دوم آن که: سلامت معنوی دو قسمت دارد، یکی در ارتباط انسان با خالق که مرتبط می شود به مذهب و دیگری در ارتباط انسان با خود، جامعه و محيط که مرتبط است با مسائل روانشناختی- اجتماعی و این قسمت ارتباطی با مذهب ندارد.

 

سومین نظر هم این است که تنها از طریق مذهب می توان به سلامت معنوی رسید و معنویت سکولار، قادر به تامین مواهب دنیوی سلامت معنوی هم نیست. اما رویکرد فرهنگستان علوم پزشکی -به عنوان متولی کنونی بحث سلامت معنوی در کشور- با کدام یک از این سه مورد تطابق دارد؟

 

برای پاسخ به این سوال می توان به برخی از اظهارات، مقالات و عملکردهای مسئولین مربوطه در این فرهنگستان رجوع کرد.

 

در این راستا دکتر مرندی -رئیس فرهنگستان- ضمن اظهاراتی می گوید: "بنای اعتقادی ما بر اساس معارف اسلامی بوده و برخلاف غرب که معنویت را در موسیقی و هنر جست و جو می کند، زیر بنای معنویت ما عبادات و اخلاقیات است" (6) این صحبت از دکتر مرندی نشان می دهد که رویکرد فرهنگستان این است که نمی توان با کنار گذاشتن مذهب، به سلامت معنوی رسید، پس نظر نخست پیرامون ارتباط سلامت معنوی با مذهب رد می شود. اما آیا این صحبت بدان معناست که فرهنگستان قائل است که «تنها از طریق مذهب می توان به سلامت معنوی رسید»؟ به چند دلیل، چنین به نظر نمی رسد. 

 

-         این که برخی از پزشکان که مسئولین اصلی سلامت معنوی در فرهنگستان هستند با کمک کارشناسان علوم اجتماعی و روانشناختی و بدون هیچگونه استمداد از کارشناسان دین، سلامت معنوی را تعریف کرده و مولفه ها و شاخص های آن را بر اساس فرهنگ بومی ایران ارائه می کنند، لااقل نشان می دهد که نظریه ی سوم را قبول ندارند و معتقدند که مذهب، حداکثر مسئول قسمتی از بحث سلامت معنوی است (7).

 

-         شاهد دیگر مدعای فوق این که: در انجام مهمترین پژوهشی که تاکنون در زمینه ی سلامت معنوی در کشور صورت گرفته است، با عنوان «طراحی پرسشنامه ی جامع سنجش سلامت معنوی»، هیچ کارشناس دینی ای دخیل نبوده است (8). با این وصف نخستین سوالی که پیش می آید این است که: پرسشنامه ای که بدون احساس نیاز به عالمان دین و توسط افرادی غیرکارشناس (پزشک، حقوقدان، دانش آموخته ی آموزش بهداشت و متخصص آمار) تهیه شده است، کدام معنویت را خواهد سنجید؟!

 

-        از سوی دیگر، اگر مسئولان فرهنگستان معتقد بودند که تنها از طریق مذهب می توان به سلامت معنوی رسید، باید این امر را یکجا به علمای دین می سپردند، در حالی که سلامت معنوی با تعریف فرهنگستان، امری است که عمدتا بر عهده ی پزشکان خواهد بود، تا جایی که دکتر مرندی در یکی از صحبت هایش می گوید: هرچه بتوانیم بر روی سلامت کار کنیم، خود پزشکان می توانند جامعه را هم از بعد سلامت و بعد معنوی آن هدایت گر باشند! (9)

 

-         همچنین اگر مسئولین مربوطه معتقدند که تنها از طریق دین، سلامت معنوی تامین می شود، می توانند اسم سلامت معنوی را کنار بگذارند و به جای آن بگویند سلامت دینی، چرا که حاصل و خروجی این دو نام یکی خواهد بود. البته در صورت اجرائی شدن این پیشنهاد نیز، از فرهنگستان خلع ید خواهد شد و این امر یکجا به دین شناسان واگذار خواهد شد، نه پزشکانی که علی القاعده تخصصی در زمینه ی دین ندارند[2].

 

ضمن این چند بند متوجه شدیم که رویکرد فرهنگستان به سلامت معنوی این است که «سلامت معنوی دو قسمت دارد، یک قسمت مرتبط با علمای دین و قسمت دیگر مربوط به کارشناسان علوم اجتماعی و روانشناختی و البته پزشکان. اما این مسئله چه ایرادی دارد؟

 

در بعد فردی وقتی که مردم ببینند، می توان برای دستیابی به سلامت معنوی به پزشک، روانشناس، جامعه شناس و ... رجوع کرد، این تلقی در آنها ایجاد خواهد شد که دین و مذهب، یکی از راه های بسیار زیادی است که برای رسیدن به سلامت معنوی وجود دارد. از این طریق راه باز می شود که برخی از مردم گمان کنند که می توان فردی معنوی بود و از مواهب دنیوی این معنویت بهره برد، ولی لزوما مذهبی و متدین نبود. این دقیقا همان مسیری است که غرب طی کرده و عواقبش را نیز دیده است. طبق یک نظرسنجی اکنون حدود یک‌چهارم مردم آمریکا خود را افرادی معنوی ولی غیردینی (spiritual but not religious) می‌دانند (10)، اما آیا بر معنویتی که حقیقت و اصالت ندارد و مانند بتها دستساز بشر است، می توان نامی جز خرافه گذاشت؟

 

اما از بعد اجتماعی نیز رویکرد فرهنگستان علوم پزشکی به سلامت معنوی می تواند خطرآفرین باشد و به خصوص می تواند منجر به تضعیف نهاد روحانیت شود؛ اما چگونه؟

 

می دانیم که دوام و بقاي تمام نهادهاي اجتماعي، به کار و وظيفه اي بستگي دارد که در نظام اجتماعي بر عهده دارند. این قاعده برای نهاد روحانیت نیز صدق می کند و اگر کارکردهای این نهاد از آن گرفته شود، بقای این نهاد مقدس نیز به خطر خواهد افتاد. امری که پیش از این، در دوران پهلوی اول پیگیری شد و رضاخان با نوسازي نظام های اداري، قضايي و آموزشي و همچنین با در اختیار گرفتن مسئولیت اوقاف، سعی کرد که اسباب کاهش نفوذ و قدرت روحانيت شيعه را فراهم کند و مانند آتاتورک در ترکیه، از ایران مذهب زدایی نماید.

 

با این توضیح اگر دور از جان، خودمان را بگذاریم به جای آمریکا و بخواهیم نهاد روحانیت را در ایران از بین ببریم، آیا راهی بهتر از این وجود دارد که به مرور زمان، کارکردهای این نهاد را گرفته و تقلیل دهیم، تا زمانی که دیگر فایده ای بر وجود نهاد روحانیت مترتب نباشد؟! به همین دلیل، نباید نهادی ایجاد شود که در موازات با عملکرد نهاد روحانیت، مدعی تامین سلامت معنوی مردم شود و دقیقا به همین علت، این که سلامت معنوی، اکنون با چه رویکردی در فرهنگستان علوم پزشکی دنبال می شود، شاید کمترین اهمیت را داشته باشد.

 

الغرض با توجه به حضور پررنگ و مداوم نمایندگان سازمان جهانی بهداشت (WHO) در مراحل مختلف برنامه های فرهنگستان از جمله برنامه ریزی، اجرا و پیگیری مسائل (11) و از آن رو که سازمان جهانی بهداشت، بر اساس سند دکترین امنیت ملی آمریکا، مستقیما زیر نظر پنتاگون مدیریت می شود (12) این خطر کاملا وجود دارد که طرح مبحث سلامت معنوی به مرور بدل شود به دنباله ی پروژه ی رضاخانی در تحدید حوزه های مسئولیت نهاد روحانیت، آن هم به قصد کاستن از قدرت اجتماعي و نفوذ این نهاد در بین مردم.

 

 

تقدیر رئیس فرهنگستان علوم پزشکی از نماینده ی سازمان بهداشت جهانی در ایران، دکتر جیهان تاویلا

آنچه که در این زمینه نگرانی را بیشتر می کند، این است که تقریبا هیچ پزشکی در مورد سلامت معنوی اظهارنظر نکرده، مگر آن که در مقاله و یا سخنرانی خود به نقش سازمان بهداشت جهانی در این زمینه اشاره کرده است، به عنوان نمونه اخیرا رئیس گروه سلامت معنوی فرهنگستان ضمن مصاحبه ای گفته است: سلامت معنوی به عنوان بعد چهارم سلامت مورد قبول سازمان جهانی بهداشت است و باید در نظام ارائه خدمات سلامت ما نیز گنجانده شود (13).

 

 

سند وابستگی نهادهای بین المللی به پنتاگون

 

البته ناگفته نماند که فرهنگستان علوم پزشکی از برخی روحانیون خوشنام نیز در پیشبرد بحث سلامت معنوی بهره برده است، ولی متاسفانه جایگاه این افراد در بهترین صورت، همردیف با پزشکانی است که هیچ تخصصی در موضوع سلامت معنوی ندارند.

 

............

اما باید معترف بود که یافتن ارتباط بین مقوله ی سلامت معنوی و رشته هایی مانند روانشناسی و علوم مختلف اجتماعی، آسان تر است از یافتن ارتباط این مقوله با رشته ی پزشکی. به واقع چرا پزشکان در این مبحث ورود کرده اند؟ در ادامه، پاسخ هایی که به این سوال داده شده است را مطرح کرده، نقد می کنیم.

 

برخی از مسئولین مربوطه می گویند سلامت معنوی بر سلامت جسم اثر دارد و از این رو باید پزشکان به سلامت معنوی هم بپردازند. اما آیا با اینگونه استدلال، روحانیون نمی توانند بگویند که ما هم باید به سلامت جسم بپردازیم، چون بر سلامت معنوی اثر می گذارد؟ لطیفی از نانوایان گفته بود حالا که کبابی ها، تنور دارند و با کباب داغ، نان داغ می دهند، چرا نانوایی ها کنار نان داغ، کباب داغ نفروشند؟! الغرض، اگر قرار است فرهنگستان علوم پزشکی، متولی سلامت معنوی مردم شود، چرا نباید فرهنگستان علوم اسلامی، متولی سلامت جسم مردم شود و بیمارستان دائر کند؟! از سوی دیگر مگر سلامت روان بر سلامت جسم اثر ندارد؟ حال چرا پزشکان در این زمینه ورود نکرده اند؟ اگر پاسخ این سوال آن است که "سلامت روان متولی خاص خودش را دارد و این مسئولیت عمدتا بر عهده ی روانشناسان است، ولی سلامت معنوی متولی ندارد" باید متذکر شویم که در ایران اسلامی بیش از هزار سال است که سلامت معنوی، متولی خاص خودش را دارد و آن هم کارشناسان دین هستند و نهاد روحانیت، در حالی که بحث های اخیر در مورد سلامت معنوی، نیم قرن هم سابقه ندارند.  

 

علت دیگری که برای ورود پزشکان به بحث سلامت معنوی شمرده می شود، این است که: پاسخگویی به نیازهای روحی و معنوی مردم، سبب پیشگیری از بسیاری بیماری ها می شود، بیماران، امید و کیفیت زندگی بیشتری در مراحل تشخیص، درمان و توانبخشی خواهند داشت، در مقابل بیماری ها تحمل بیشتری از خود نشان می دهند و بیماریشان نیز سریعتر بهبود می یابد.

 

در این زمینه نیز باید مدنظر داشت که: آنچه می تواند این مواهب را به دنبال داشته باشد و به عنوان مثال تحمل بیمار را در مقابل سختی های بیماری بالا ببرد، ایمان و اعتقادی قوی است که معمولا حاصل سالیان متمادی، زندگی مومنانه است و اساسا از طریق خدمات مقطعی سلامت، نمی توان چنین ایمان و اعتقادی را در بیمار ایجاد کرد. به زبان دیگر، اشکالی که هدایت پزشکان دارد، این است که این نوع از هدایت تنها هنگام بیماری و در دوره ی درمان، شامل حال انسان می شود که علی القاعده نمی تواند اثری مانا بر جای بگذارد و از سوی دیگر با این رویه، خدای ناکرده اگر کسی از نعمت سلامت برخوردار باشد، از نعمت بزرگتری به نام هدایت محروم خواهد شد[3]!

 

همچنین اگر علت ورود پزشکان در بحث سلامت معنوی این است که: پزشک حکیم تربیت شود، اخلاق پزشکی ترویج شود، جلوی زیرمیزی گرفتن و انجام جنایت سقط جنین توسط برخی از پزشکان گرفته شود و ... باید گفت که اینها همگی اموری خوب و مبارک هستند، ولی هیچ یک از این موارد، امکان منطقی این مسئله را فراهم نمی کند که پزشکان، متولی سلامت معنوی مردم شوند و به قول دکتر مرندی در بعد معنوی سلامت، هدایتگر مردم شوند.

 

از سوی دیگر، از منظر اسلام جز با عمل به واجبات و ترک محرمات نمی توان به سلامت معنوی حقیقی نائل شد. حال نقش پزشکان در این میان چیست؟ آیا پزشکان می خواهند حدود احکام اسلامی را تدریس کنند؟ به بیان دیگر جز با تزکیه و سیر و سلوک در مسیر حق، نمی توان به سلامت معنوی نائل شد. حال آیا پزشکان می خواهند راهبری سالکان الی الله را بر عهده بگیرند؟!

 

عجبا که در یک سو روحانیون و عرفای پارسایی هستند که پس از سالها سیر و سلوک و تحصیل علوم دینی، حتی در سن سالخوردگی از پذیرش راهبری شاگردان سر باز می زنند و صلاحیت این امر خطیر را در خود نمی بینند و در سوی دیگر استادان رشته ی پزشکی، که قرار است با گذراندن یک سری دوره های بازآموزی، مشاوران روحی و معنوی مردم را تربیت کنند تا از بیماران، مراقبت معنوی به عمل بیاورند! (14) به واقع آیا چنین تصوری، ناشی از سهل اندیشی نسبت به امر خطیر دین و سهل پنداری بحث پیچیده ی معنویت نیست؟

 

همچنین شاید گفته شود که در تاریخ ایران طبیبانی بوده اند که با رویکردی کُل نگر به بحث سلامت، برای ابعاد معنوی انسان نیز نسخه پیچیده اند. در این زمینه نیز باید گفت که: اکنون با توجه به وسعت روز افزون مرزهای دانش و تخصصی شدن و تکثر علوم، یک نفر نمی تواند همزمان در معارف دینی و علوم پزشکی تخصص و تسلط پیدا کند، در حالی که این امر در گذشته ی تاریخ، آن هم برای برخی از اعاظم دانش میسر بوده است.

 

از سوی دیگر در زمان حیات ظاهری حضرات معصومین علیهم السلام در پیش از دوران غیبت، با وجود آن که ایشان بزرگترین طبیبان روحانی بشر بوده اند و متصل به خزانه ی بیکران علم الهی، معمولا مردم برای امراض جسمی خود به ایشان مراجعه نمی کرده اند، بلکه ایشان به منظور الگوسازی برای مردم هم که شده، خود هنگام بیماری به طبیبان رجوع می کرده اند. پس اساس این تفکیک بین مسئولین متولی سلامت جسمی و سلامت معنوی، در سیره ی حضرات معصومین علیهم السلام نیز مورد قبول بوده است. این مسئله اگرچه شواهد زیادی دارد، ولی به عنوان نمونه می توان به این حدیث از حضرت امام صادق علیه السلام نیز اشاره کرد که می فرمایند: «مردم هیچ آبادی از سه گروه بی نیاز نیستند که در کار دنیا و آخرت خویش به ایشان پناه برند و چون آنان را نداشته باشند، شوربخت باشند: فقیه دانا و پرهیزگار، امیر نیکوکار و فرمانروا و طبیب آگاه و مورد اعتماد» (15). در این کلام مبارک نیز، حق بودن تفکیک بین متولیان امر سلامت جسمی و امر سلامت معنوی کاملا مبرهن است.

 

اما نکته ی دیگری که سلامت معنوی فرهنگستانی را بیش از پیش از دیانت دور می کند، این است که اگر قرار باشد که پزشکان مسئولیت سلامت معنوی مردم را بر عهده بگیرند، بی شک باید تعریفی از سلامت معنوی صورت گیرد که ایشان بتوانند از پس این مسئولیت بر آیند. علی القاعده چنین تعریفی دیگر، یک تعریف جامع دینی از سلامت معنوی نخواهد بود. دیدن ترکیب اعضای گروه سلامت معنوی فرهنگستان نیز موجب می شود که همگان یقین حاصل کنند که خروجی این گروه، ارتباط چندانی به دین نخواهد داشت، چرا که رئیس این گروه، پزشکی است که فوق تخصص غدد دارد و در این گروه از داروساز و جراح حضور دارند تا دندانپزشک و بیوشیمیست. در بین 13 نفر اعضای گروه، تنها یک متخصص امور دینی وجود دارد و از قرار معلوم برخی ارتباطات خویشاوندی نیز در انتخاب پزشکان این گروه بی تاثیر نبوده است (16). حال این سوال پیش می آید که: تعریف سلامت معنوی توسط کسانی که درس دین نخوانده اند، آن هم در کشوری که مردمانش معنویت را زندگی می کنند، چه معنایی می تواند داشته باشد؟ این افراد چه صلاحیت و تخصصی برای نظریه پردازی در امر سلامت معنوی دارند؟

 

البته نکته ی بسیار جالبی که وجود دارد این است که برخی از اعضای گروه سلامت معنوی در فرهنگستان معتقدند که سلامت معنوی قسمتی از پزشکی است. با این تلقی، احتمالا علمای دین هستند که وارد حوزه ی غیر مرتبط شده اند! در این راستا صحبت دکتر فریدون عزیزی رئیس گروه سلامت معنوی فرهنگستان بسیار قابل تامل است. وی می گوید: از حدود 40 سال قبل ... سلامت معنوی را به عنوان بعد چهارم سلامت وارد پزشکی کردند (17).

 

البته خطر دیگری که در این مسئله وجود دارد، رویکرد جسم محور پزشکان است که دامن مقوله ای مانند سلامت معنوی را هم خواهد گرفت، یعنی پزشکان به واسطه ی عقل تجربه گرای خود، این تلقی را خواهند داشت که به همانگونه که امراض جسمانی تشخیص داده و مداوا می شوند، می توان به تشخیص امراض معنوی پرداخت و آنها را مداوا کرد. به همین دلیل است که برخی از پزشکان معتقدند که باید برای سلامت معنوی نیز ساختار کلینیکی در ابعاد بستری و سرپایی طراحی شود! (18) با این توصیفات باید منتظر بمانیم که کلینیک های سلامت معنوی نیز به زودی در دانشگاه های علوم پزشکی کشور دائر شود.

 

حال با تمام این توضیحات، ممکن است که باز هم مسئولین فرهنگستان علوم پزشکی بگویند که ما موظفیم طبق اساسنامه به بحث سلامت معنوی بپردازیم، آنگاه خوب است که از ایشان پرسیده شود: در حالی که طبق اساسنامه، فرهنگستان علوم پزشکی موظف است که به نقد سياست‌ها و برنامه‌هاي در حال اجرا در حوزه سلامت بپردازد، تاکنون چه کاری در زمینه ی نقد طرح مهم و حیاتی تحول سلامت انجام داده است؟ شواهد نشان می دهد که این سازمان، تقریبا هیچ کاری در این زمینه انجام نداده است. به راستی چه شده است که مسئله ای با این سطح از اهمیت، فراموش شده است و در این میان «سلامت معنوی» در اولویت قرار گرفته است؟ البته طبق اساسنامه ی مزبور، فرهنگستان علوم پزشکی باید به تحقق امنيت ملي نیز كمك کند و بر این اساس می توان سلامت نظامی – امنیتی را نیز  وارد پزشکی کرد و مسئولیتش را نیز بر عهده ی فرهنگستان علوم پزشکی گذاشت!

 

نهایتا با توضیحاتی که ارائه شد، جای سه توصیه خالی می ماند. نخست این که لازم می نماید، حوزه های علمیه و آنان که درس دین خوانده اند، با صراحت به مسئولان فرهنگستان علوم پزشکی یادآور شوند که سلامت معنوی با هر تعریفی ارتباطی به این فرهنگستان ندارد.

 

بی شک لازم است برای تبیین بحث سلامت معنوی، عالمان سالک، شاگردانشان و البته کسانی که در باب علوم انسانی اسلامی کار کرده اند، تمام عیار ورود کرده، اهمیت این بُعد از سلامت را برای مردم میهن اسلامیمان تبیین کنند و در این زمینه به کار علمی و فرهنگی منسجم بپردازند.

 

همچنین خوب است دلسوزان بحث معنویت در فرهنگستان، که البته در خیرخواهیشان تردیدی نیست، برای کمک به معنویت مردم، پیگیر رعایت اقل ضوابط شرعی - اخلاقی در برخی محیط های درمانی باشند تا به سلامت معنوی مردم آسیب وارد نشود، ارتقای این بُعد از سلامت، باشد برای اهل آن.

 

 

منابع:

1-     http://www.ams.ac.ir/index.php/2013-11-11-13-22-25/2013-11-11-13-23-07

2-     http://www.medizin-ethik.ch/publik/spirituality_definition_health.htm

3-     http://fa.journals.sid.ir/ViewPaper.aspx?ID=99443

4-     http://borhan.ir/NSite/FullStory/News/?Id=1773

5-    «بحار الانوار» ج‌  6، از طبع‌ آخوندي‌، ص‌  126

6-     http://www.ams.ac.ir/index.php/2013-11-12-06-01-40/302-%D8%AE%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%AE%D8%A8%D8%B1-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD-%DA%A9%D8%B1%D8%AF

7-    به عنوان نمونه ر ک مقاله ی «تعریف مفهومی و عملیاتی سازی سلامت معنوی: یک مطالعه روش شناختی»

8-     http://fa.journals.sid.ir/ViewPaper.aspx?id=227589

9-     http://www.hamshahrionline.ir/details/221834

10-           https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%B9%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%AA

11- http://www.ams.ac.ir/index.php/2013-11-12-06-01-40/1947-تقدیر-فرهنگستان-علوم-پزشکی-از-نماینده-کشوری-سازمان-جهانی-بهداشت

12- www.dtic.mil/doctrine/new_pubs/jp1.pdf

ر ک نمودار صفحه ی بیستم از فصل دوم این سند

13- http://isna.ir/fa/news/94081308036/%D8%A7%D8%AF%D8%BA%D8%A7%D9%85-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D9%85%D8%B9%D9%86%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%A6%D9%87-%D8%AE%D8%AF%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AA

14-           http://isna.ir/fa/news/93090804623/%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%AF-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D9%85%D8%B9%D9%86%D9%88%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%86

15-تحف العقول، ص 321- بحارالانوار، ج 78، ص 235

16- http://www.ams.ac.ir/index.php/%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D9%85%D8%B9%D9%86%D9%88%DB%8C

17- http://www.mehrnews.com/news/2193641/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%88-%D8%BA%D8%B1%D8%A8-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D8%B9%D9%85%D8%B1-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%AA%D8%AF%DB%8C%D9%86

18- http://www.kums.ac.ir/fa/news/print/720

 

 


[1] در نقد تعریف کارکردگرایانه از سلامت معنوی می توان از معتقدین به اینگونه تعاریف پرسید که مقصودشان از آرامش و نشاط ناشی از سلامت معنوی چیست؟ تعریفشان از شادی چیست و نشاط را چه می دانند؟ به صورت مصداقی نظرشان پیرامون عزاداری برای مصائب اهل بیت علیهم السلام چیست؟ آیا این گریه ها و عزاداری ها به سلامت معنوی آسیب می رساند یا این که به هنگام گریه ی چشم، جان می خندد؟ اینها سوالاتی ابتدایی است که می تواند به راحتی معیارهای سنجش سلامت معنوی را به چالش بکشد. (آوردن این پاورقی ضرورتی ندارد)

[2]  ناگفته نماند که نگرش چهارمی نیز وجود دارد که معتقد است «معنویت، مفهومی وسیعتر از مذهب دارد». رویکرد فرهنگستان در قبال این دیدگاه سکوتی تاییدآمیز است. چنان که در کتابی که رئیس گروه سلامت معنوی فرهنگستان نوشته است آمده: البته واژه ی اسپریچوالیتی(spirituality) )معنویت) از کلمه ی لاتین اسپریتوس (spiritus) که به معنای تنفس (Breathe) است، گرفته شده و مفهومی وسیعتر از مذهب دارد...  (سلامت معنوی؛ چیستی، چرایی و چگونگی، ص 21، عزیزی، فریدون)

 

در نقد این دیدگاه باید یادآور شد: علت این که در غرب گفته می شود «معنویت مفهومی وسیعتر از مذهب دارد» این است که در آنجا منظور از دین، مسیحیت و یهودیت است که ادیانی تحریف شده هستند و به نیازهای انسان در امور معنوی، پاسخی درخور نمی دهند، اما از آن رو که دین اسلام به عنوان دین خاتم، می تواند به صورت کامل، امور مادی و معنوی انسان را سرپرستی کرده و نیازهای مربوطه را اشباع کند، در آن، نه تنها معنویت مفهومی وسیعتر از مذهب ندارد، بلکه سلامت معنوی تنها یکی از میوه های درخت تناور دین به شمار می آید.

 

پرواضح است که وقتی پذیرفته شود «معنویت مفهومی وسیعتر از مذهب دارد»، معقول خواهد بود که یک انسان بتواند معنوی باشد، ولی مذهبی نباشد و در عین حال آسیب عمده ای هم از این ناحیه متوجهش نشود. این مسئله یکی از خطرات ویرانگر این نگرش است.

 

[3] البته روحیه دادن به بیماران در برخی مواقع ضرورت پیدا می کند، که اگر این امر با رویکرد معنوی صورت گیرد، بهتر و موثرتر خواهد بود. برای پاسخ به این نیاز، می توان از دانش آموخته های روانشناسی استفاده کرد که برای ارائه ی اینگونه مشاوره ها تا حدود زیادی آمادگی دارند و صرفا با گذراندن دوره هایی کوتاه در فهم چارچوب معنویت اسلامی، از پس این امر بر خواهند آمد. همچنین بسیار مناسب به نظر می آید که در مراکز درمانی کارشناسانی حضور داشته باشند که بتوانند به سوالات شرعی و عقیدتی بیماران پاسخ بگویند. 


منبع :

رجانیوز



نظرات
نظر خود را ثبت کنید

کاربر گرامی؛ سلامٌ علیکم

لطفا پیش از ثبت نظر خود توجه داشته باشید:

تجویز دارو و پیچیدن نسخه برای بیماری و مشکلات شخصی و موردی، نیاز به شرح حال کامل و معاینه بالینی دارد که طبیعتاً از طریق ارتباط مجازی، قابل حصول نیست.

لذا خواهشمندیم از تقاضای نسخه و دارو برای بیماری های موردی، اجتناب فرمایید.

سایر نکات

1- از اعلام نشانی و تلفن درمانگاه معذوریم. درصورت تمایل از طریق پایگاه «طبیب شهر»، پزشک مورد نظر خود را جستجو کنید.

2- ابتدا مقالات مربوطه را مطالعه کنید و پس از اطمینان از نبود اطّلاعات موردنظرتان، نسبت به طرح سؤال اقدام کنید. از پاسخگویی به سؤال هایی که در متن مقاله جواب داده شده اند معذوریم.

3- از طرح سؤال هایی که نیاز به پاسخ های خصوصی و ارسال به پست الکترونیک دارد؛ خودداری فرمایید.

4-  پاسخگویی به سؤالاتِ کلّی و نیازمند پاسخ های مفصّل در توان پایگاه نیست.

5- نشانی پست الکترونیک شما در نزد پایگاه طبّ شیعه محفوظ است.

6- هرنظر را تنها یک بار ارسال کنید و از تکرار ارسال نظرات خودداری کنید.

7- حتّی المقدور از ارسال نظرات به صورت «فینگیلیش» خودداری کنید.

8- پاسخ هاي ارائه شده، كلّي و عمومي هستند و پاسخ دقيق و تخصّصي، تنها با ويزيت بيمار امكانپذير است

 

با سپاس و امتنان

دکتر وحید علیان نژادی

نام :  
ایمیل :
* نظر شما
 

سایر مقالات این موضوع

واکسن؛ ابزار کنترلِ جمعیت در دستان بیل گیتس(مقاله انتخابی)[464بازدید]
استعمار نوین در سایه آموزش زبان انگلیسی (مقاله انتخابی)[428بازدید]
بازی با احتمالات؛ بازی با سلامت مردم-محصولات تراریخته؛ نابودگر نسل‌های آینده (مقاله انتخابی)[372بازدید]
جهان فشن؛ صنعتی استثماری برای استحمار دیگران ( مقاله انتخابی)[407بازدید]
بورس‌های تحصیلی؛ ابزاری برای نفوذ و جذب نخبگان (مقاله انتخابی)[347بازدید]
سیاست فرزند آوری: الگوی نژادپرستی اسرائیل (مقاله انتخابی)[379بازدید]
مکمل‌های ورزشی؛ رویای پوچ (مقاله انتخابی)[369بازدید]
به بهانه‌ِی سلامتی؛ به بهای مرگ (مقاله انتخابی)[449بازدید]
خطری که در آب لوله‌کشی پنهان شده است (مقاله انتخابی)[434بازدید]
انتهای راه محصولات تراریخته، ناباروری است؟(مقاله انتخابی)[342بازدید]
الفبای نفوذ! (مقاله انتخابی)[344بازدید]
بررسی و تحلیل سند 2030 یونسکو (مقاله انتخابی)[365بازدید]
اسناد اقدامات ضدبشری بورلاگ و ردپای مامور راکفلر در کشاورزی ایران(مقاله انتخابی)[327بازدید]
زندگی بطری شده؛ واقعیت‌های پنهان شده ​آب‌های معدنی (مقاله انتخابی )[508بازدید]
دانشكده‌ها و دانشگاه‌هاي ما احمق‌هاي تحصيل‌‌كرده پرورش مي‌دهند(مقاله انتخابی)[476بازدید]
آيا ما نسلي از مردان جوان بار آورده‌ايم كه نمي‌دانند چگونه مرد باشند؟(مقاله انتخابی)[504بازدید]
رسانه و دختران (مقاله انتخابی)[450بازدید]
چهره‌ها و اندام‌هاي غير واقعي: آيا بايد حقيقت عكس‌هاي دست‌كاري شده دنياي مد را افشا كرد؟(مقاله انتخابی)[561بازدید]
از هفت ميليارد به پانصد ميليون نفر: دستور كار نخبگان جهاني براي كنترل جمعيت(مقاله انتخابی)[504بازدید]
چگونه سكس، بمب‌ها و برگرها جهان ما را شكل داده‌اند؟(مقاله انتخابی)[605بازدید]

نمایش تمامی عناوین این موضوع

آخرین مقالات

سالنامه حجامت 1395 هجری شمسی؛ هدیه پایگاه طبّ شیعه
سرطان، ساخته دست بشر است! (مقاله انتخابی)
رسانه و دختران (مقاله انتخابی)
مخاطرات پزشکى مدرن(مقاله انتخابی)
بررسی و تحلیل سند 2030 یونسکو (مقاله انتخابی)
اعتياد به زيبايي؟!(مقاله انتخابی)
وبا چگونه به سوریه رسید؟ ویروسی که صهیونیست‌ها به جان نظامیان انگلیس‌انداختند.(مقاله انتخابی)
مواد شیمیایى و سلامت کودکان(مقاله انتخابی)
تاثیر مدرنیته و نوسازی بر افزایش سن ازدواج دختران ایرانی(مقاله انتخابی)
بحرانی به‌نام جمعیت‌شناسان؛ کسانی که آهنگ رشد جمعيت «صفر» را به نظام پیشنهاد می‌دهند + تصاویر(مقاله انتخابی)
کبد چرب
صنعت جدید توریسم و سرقت زیستى(مقاله انتخابی)
بنیان گزار ورزش جدید(مقاله انتخابی)
خاکروبه های شفابخش(1)؛ پوست انار
سالنمای حجامت سال 1396 هجری شمسی(هدیه پایگاه طبّ شیعه)
تدابیر فصل تابستان
خطرات استفاده از آنتى بیوتیک ها در غذاى حیوانات(مقاله انتخابی)
آیا ماهی غذای سلامتی است؟!
دانشكده‌ها و دانشگاه‌هاي ما احمق‌هاي تحصيل‌‌كرده پرورش مي‌دهند(مقاله انتخابی)
تأثیرات تلویزیون بر مغز کودکان(مقاله انتخابی)
سوکرالوز؛ سمّی شیرین (مقاله انتخابی)
خانواده مستحکم و جمعیت جوان؛ دیگ‌هایی که برای غرب نجوشید
الفبای نفوذ! (مقاله انتخابی)
ختنه، راهى براى مقابله با ایدز(مقاله انتخابی)
خطری که در آب لوله‌کشی پنهان شده است (مقاله انتخابی)
اسناد اقدامات ضدبشری بورلاگ و ردپای مامور راکفلر در کشاورزی ایران(مقاله انتخابی)