سلام خسته نباشید. پسرم18ماهگیش تمام شده. خیلی ب شیر وابسته. البته امتحان کردم دیدم در طول روز حواسش ب شیرخوردن نیست.ولی مشکلم اینه ک شب ها زیاد بیدارمیشه و فقط باید سینه تودهنش باشه تا دوباره خابش ببره.کلا برای ب خاب رفتن باید حتما میک بزنه . وزن خودم خیلی اومده پایین. رسیدم ب 43.بایدچیکارکنم؟
داودی

سلام ببخشید میخوام موهامو مشکی کنم هر کار کردم موهام با حنا رنگ نمیگیرن میخواستم با حناهندی مشکی کنم موهامو آیا حنا هندی ضرر داره اگه داره چه ضرری وبازم اگه ضرر داره لطف میکنین چکار کنم باحنا رنگ مشکی کنم که رنگ بگیره
مینا

سلام اقای دکتر من 6هفته باردارم .بخاطر درد شدید فهمیدم سنگ کلیه دارم. در هر دو کلیه.که بالای5میل هم هستن کلیه راستم فعلا درد گرفته.یه سنگ 7میل داخل حالب بود که مجبور به سنگ شکن شدم.حالا برای خورد شدن بقیه سنگها چیکار کنم با توجه با باردار بودنم؟سیاه دانه اشکالی نداره؟
مریم

با عرض سلام. من حدود نه سال ناباروری داشتم و مشکل pco داشتم و انواع روش های درمانی رو انجام دادم ولی نتیجه نگرفتم به سراغ طب سنتی رفتم و با این روش پیاز درمانی اشنا شدم و خوشبختانه بعد از سه دور مصرف باردار شدم و الان یه دختر دو ساله دارم و برای بچه بعدی همه از این روش میخوام استفاده کنم. دوستان توکلتون بخدا باشه و سعی کنید .ممنون از شما اقای دکتر که این مطلب مفید رو قرار دادید. بی صبرانه در انتظار زمان بمان معجزه خبر نمیکند!!!
زکی بانو

سلام اقای دکتر همه جای بدنم درد میکنه بازوها وکتفم بیشتر وصبح ها هم که از خواب بیدار میشم بدنم خیلی خشک ممنون میشم که راهنماییم کنید
هادی

سلام ۷ماه هست زایمان کردم ولی شیرم بیش ازاندازه کم شده وداردقطع میشه توروخدامنوراهنماییکنید
نازیلا

سلام .من دایما خونریزی دارم طوری که فقط ۵روز اول بعد از پریودیم لکه بینی ندارم دکتر زیاد رفتم اما بعد از کلی آزمایش میگن مشکل نداری بعضی از خانومااین مسئله رو دارند .بیش از دو ساله برا بارداری اقدام کردم اما بچه دار نشدم لطفا راهنماییم کنید
فاطمه .ع1982

باسلام مدتیه چندلقمه غذامیخورم حالت تهوع شدیدبهم دست میده،وقتی گرسنه میشم همین حالت رودارم.آروغ زیاد خواهش میکنم راهنمایی کنید
Soheila

با سلام وخسته نباشید اقای دکتر من 30 سالمه بعد خوردن مایعات و غذا پیشانیم عرق میکنه ممنون میشم راهنمایبم کنید باتشکر
حسین

سلام و خداقوت خدمت شما عزیزان .آیا این امکان هست که از محضر علمای بزرگوار یا افراد مومن و صاحب دل تقاضا بفرمایید که مقالات کامل یا متون مختصری در مورد تاثیرات باطنی انواع خوراکها و خوردنی ها بر جسم و جان و شخصیت انسان ، مطالبی برای سایت بنگارند ؟...( شامل تاثیر انواع مواد غذایی ، و غذای دعوتی ، اهدایی و غیره )... شاید یه چیزی مثل تحقیق معجزه آب دکتر ایموتو !!
قلب سلیم
زندگی استعماری؛ طبّ استعماری
تلویزیون و زوال کودکى(مقاله انتخابی)
تعداد: 0 میانگین: 0
[تعداد بازدید : 2217]

[نسخه چاپی]

بسم الله الرّحمن الرّحیم

و صلّی الله علی محمّد و آله الطّاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین

تلویزیون و زوال کودکى


گفت وگو با نیل پستمن1 


چکیده: 

 
تلویزیون به عنوان قوى ترین و پرنفوذترین رسانه موجود، تأثیرات عظیم و همه جانبه اى بر شئون فردى و اجتماعى بشر جدید، داشته و دارد. آقاى نیل پستمن ـ رسانه شناس و جامعه شناس برجسته آمریکایى ـ در گفت وگوى زیر به تشریح یکى از این تأثیرات که او از آن با عنوان «نقش تلویزیون در زوال کودکى» یاد مى کند، مى پردازد. به اعتقاد وى، تلویزیون مرزهاى بین طفولیت و بزرگسالى را درنوردیده و دوران کودکى را که در گذشته با حفظ حریم ها و مرزهایى با دوران بزرگسالى، تحقق پیدا مى کرد، به زوال کشانده است. 



شما بر این عقیده اید که در آمریکاى شمالى، «تلویزیون» به عاملى براى زوال سریع کودکى تبدیل شده است و آن را فاجعه اى اجتماعى خوانده اید. به راستى منظور شما چیست؟ 

 
بله، اگر چه مفهوم «کودکى» احتمالاً اساسى زیست شناختى دارد، اما عمدتا خود دست ساخته اى اجتماعى است. به عنوان نمونه، همه مى دانیم که در قرون وسطا مفهومى که آن را امروزه «کودکى» مى نامیم، وجود نداشته است و مراحل زندگى، به دو مرحله «طفولیت» و «بزرگسالى» تقسیم مى شد که مرز این دوره، سن هفت سالگى بود. این الگوى اجتماعى، محصول نوعى نظام ارتباطىِ خاص آن دوران بود. مى توان مدعى شد که این نظام، عمدتا بر پایه فرهنگ افواهى بنا شده بود و عمده فعالیت هاى اجتماعى به شکل رودررو و از طریق کلام صورت مى پذیرفت. از این رو رسیدن به دوره بزرگسالى، مستلزم کسب توانایى صحبت کردن بود که عمده مردم هم این توانایى را تا سن هفت سالگى کسب مى کردند. 

 
در قرن شانزدهم، این نظام به واسطه تغییر فضاى ارتباطى بشر که خود محصول اختراع صنعت چاپ بود، با تغییراتى اساسى مواجه شد. پس از ورود صنعت چاپ به عرصه حیات بشرى، کسب مرحله بزرگسالى مستلزم باسواد شدن بود. از سوى دیگر، اصلاً بشر از لحاظ زیستى هم به گونه اى خلق شده که بتواند صحبت کند و نه این که حتما بتواند باسواد شود. سوادآموزى نیز خود نیازمند گسترش مدارس جدید بود و براى نخستین بار در طول قرن هاى گذشته، بخش خاصى از جمعیت از بقیه مردم جدا شده و به فضاهایى خاص که آن را «مدرسه» مى نامیم، فرستاده شدند تا با سواد شوند. 

 
پس از مدتى، عبارت «بچه مدرسه اى» مترادف گروه سنى خاصى شد که این گروه خود به مفهوم «کودکى» دامن زد و این مفهوم دربرگیرنده مرحله اى خاص از حیات بشرى بود که به عنوان پلى بین طفولیّت و بزرگسالى، ایفاى نقش نمود. ما بیش از 350 سال در غرب به گسترش و تثبیت مفهوم سه مرحله اى حیات یعنى طفولیت، کودکى و بزرگسالى، اهتمام ورزیده ایم و هم اکنون نیز در فضاى ارتباطى مان با پدیده اى جدید که آن را «تلویزیون» مى خوانیم، روبرو شده ایم؛ پدیده اى که به نحوى فزاینده و به شیوه هاى مختلفى، مفهوم کودکى را در معرض زوال قرار داده است. 

 
یکى از این شیوه ها آن است که این پدیده، محتواى دنیاى بزرگسالان را بدون استفاده از هرگونه نظام رمزگونه خاصى ـ آن گونه که در مورد متون مکتوب شاهد آن بوده ایم ـ به کودکان عرضه مى نماید. پیش تر بزرگسالان اسرار زندگى خود را ـ هم چون اسرار اجتماعى، سیاسى و جنسى اى که براى کودکان خود نامناسب تلقى مى نمودند ـ با استفاده از نظام هاى رمز گونه مکتوب، از دسترس آن ها دور نگه مى داشتند، اما هم اینک، تلویزیون همه این اسرار را به طور همزمان و در کمترین زمان ممکن به هر فردى و با هر فرهنگى منتقل مى نماید و در چنین فضایى است که جامعه پذیرى کودک بدون هیچ گونه کنترل و نظارتى، صورت مى پذیرد. به تدریج، همه آن دورانى که ما آن را کودکى مى نامیم، در چنین روندى رو به زوال مى رود و تمایز و تفاوت خود نسبت به دیگر دوران حیات بشرى را از دست مى دهد. 


به عنوان مثال، تا همین چندى پیش، الکلیسم صرفا به عنوان یکى از معضلات گروه بزرگسالان به حساب مى آمد و هیچ کودکى که مبتلاى به این پدیده باشد، نداشتیم، اما امروزه آمارها بیانگر رواج آن در بین نوجوانان است و این مسأله، در مورد بیمارى هاى جنسى و اصلاً خود فعالیت هاى جنسى نیز نمایان است. یقینا همه ما به نحوى نسبت به این گونه جرایم آگاهیم. خود بنده از آمارهاى جالبى مطلع ام که نمایان گر میزان گسترده ارتکاب جوانان به این گونه جرایم است و این در حالى است که تنها در سال 1959 مقوله جرم در بین جوانان زیر 18 سال به هیچ وجه مسأله اى تامل برانگیز و مهم در فرهنگ ما محسوب نمى شد. از همین رو است که استدلال مى نمایم که تلویزیون به نحوى فزاینده در حفظ و بقاى مفهوم و اندیشه کودکى ناتوان بوده و به ویژه در آمریکاى شمالى، شاهد زوال سریع این مفهوم هستیم. 


آقاى پستمن! این مطلب براى من به عنوان یک مربى جالب و البته تأمل برانگیز است، اما به عنوان یک پدر مرا سخت به وحشت انداخت. شما بر این عقیده اید که هیچ راه حل عاجلى براى این معضل وجود ندارد و مسأله آن گونه که از صحبت هاى شما بر مى آید آیا تا این حد مأیوس کننده است؟ 


البته براى والدینى که نسبت به چنین رخدادى آگاهى دارند و از وقت و امکانات مالى لازم برخوردار باشند و نیز اهتمام لازم به روند انطباق فرزندانشان با جامعه نمایند، هنوز هم امکان فراهم آوردن و گذراندن چنین دوره اى وجود دارد، اما این مهم مستلزم توجه واقعا زیاد والدین است؛ چرا که ابزار و وسایل مختلفى و به ویژه رسانه هاى گروهى و در رأس آن تلویزیون در این امر تداخل مى نمایند. البته به نظر من، مسأله اساسى آن است که والدین زیادى وجود ندارند که شرایط حاکم بر زندگى شان امکان پرداختن به چنین مسأله اى را برایشان فراهم آورد. در آمریکا ما خانواده هاى قابل توجهى که در آن ها فرزندان تواما از نعمت پدر و مادر برخوردار باشند، نداریم و حتى در خانواده هایى که چنین شرایطى مهیا باشد، هم پدر و هم مادر به نحوى مشغول کارند که طبیعتا روند جامعه پذیرى فرزندانشان به دست رسانه ها رقم مى خورد. 


به هر حال آن چه ضرورى مى نماید آن است که والدین میزان ساعات تماشاى تلویزیون کودکان و نوع برنامه هاى مناسب با آن ها را خود تعیین و تنظیم نمایند و تا حد امکان درباره آن چه که این رسانه در معرض آن ها قرار مى دهد با فرزندانشان صحبت کنند. در صورتى که والدین توجه لازم به آن چه که در حال اتفاق افتادن است نمایند، آن گاه من بر این باورم که امکان فراهم آوردن این دوره یعنى دوره کودکى براى فرزندانشان میّسر است. حال اگر به قدرى خود را گرفتار مسایل کارى کنند و شرایط حاکم بر زندگى به هر دلیلى اجازه چنین رویکردى را به آنها ندهد، یقینا شبکه هاى تلویزیونى، بازیگران، هنرپیشه ها، شخصیت هاى کارتونى، تبلیغات و دیگر برنامه هاى تلویزیونى، عهده دار این نقش مى شوند. 


افراد زیادى وجود دارند که معتقدند این مشکل با حذف تلویزیون قابل رفع است! آیا شما با این شیوه موافق هستید؟ 


فکر نمى کنم که امکان و زمینه چنین مسأله اى مهیا باشد و از این رو حقیقتا به چنین راه حلى خیلى فکر نمى کنم. بنده به عنوان یکى از منتقدین این عرصه، برآنم تا توجه خود را به مسایل ممکن و عملى معطوف نمایم. بنابراین تصور مى کنم که حداقل در برخى از کشورها مى توان به نحوى از تأثیر شدید و بى امان رسانه ها و به ویژه تلویزیون کاست. به عنوان مثال، در دانمارک اولین شبکه تلویزیونى اى که محدودیت هایى در امر تبلیغات وضع کرده، تأسیس شده است. این شبکه از تبیلغ سیگار، مشروب، آبجو، داروها، تبلیغ بانک ها و سازمان هاى سیاسى و بالاخره هر آن چه هدف خود را جوانان قرار داده است، خوددارى مى کند؛ به علاوه این که اصلاً دانمارکى ها اعتقاد ندارند که تلویزیون همه بیست و چهار ساعت شبانه روز را به پخش برنامه بگذراند. 



بشر امروز صرفا کورکورانه و بى باکانه به پیش مى رود و تنها این سؤال را طرح مى کند که این تکنولوژى جدید چه کارى انجام مى دهد؟ و سوالى را که به فراموشى سپرده آن است که اصلاً این تکنولوژى جدید با چه آسیب هایى همراه خواهد بود. 


البته، در ایالات متحده، توسل به چنین محدودیت هایى دیگر امکان پذیر نیست، چرا که اصلاً مردم این کشور تحمل آن را ندارند. به علاوه، ایدئولوژى دولت هاى حاکم و دولت هاى پیشین چیزى جز آن چه که من آن را «افراط گرایى بازار آزاد» مى نامم، نیست و طبیعتا در چنین شرایطى، احتمال نوعى سیاستگزارى اجتماعى که هدف آن محدود نمودن رشد رسانه ها باشد، وجود ندارد. 
با این وجود، در کشورهاى اروپاى غربى شاهد طرح سؤالاتى جدى درباره مسایلى هم چون آموزش، سیاست اجتماعى، عملکرد سیاسى و تأثیر تلویزیون بر حیات فرهنگى هستیم. از آن جا که هنوز در اروپا مردمى وجود دارد که به نحوى جدى به این مسایل علاقه مند مى باشند، از این رو سعى کرده ام که وقت قابل توجهى را در این کشورها سپرى کنم، اما در ایالات متحده، خواه دیگر چنین مسایلى معنا داشته باشد و یا نداشته باشد، خیلى به آن ها توجهى ندارم. 


گهگاه، مردم مرا یک فرد ضدتکنولوژى (Luddite) مى نامند و این گونه تصور مى کنند که من بر آنم تا نظام ماشین را برهم بزنم، اما قاطعانه مى گویم که این گونه که آن ها تصور مى کنند، نیست. من خواهان حضور نوعى سازوکار اجتماعى که مردم خود نوعى نظارت و کنترل بر تکنولوژى داشته باشند، هستم، اما با این وجود، آن چه بیش از پیش، شاهدم، آن است که در قبال چنین جریانى، اصلاً مردم توجهى به تأثیر تکنولوژى بر فرهنگ شان و تغییراتى که بر نیازها و بسترهاى فرهنگى شان دارد، نمى کنند. بنابراین، آن چه ضرورت دارد نه بر هم ریختن و متلاشى ساختن نظام ماشینى بلکه افزایش ـ ولو اندک ـ توجه مردم به مقوله تکنولوژى است. بشر امروز صرفا کورکورانه و بى باکانه به پیش مى رود و تنها این سؤال را طرح مى کند که این تکنولوژى جدید چه کارى انجام مى دهد؟ و سوالى را که به فراموشى سپرده آن است که اصلاً این تکنولوژى جدید با چه آسیب هایى همراه خواهد بود. 


در اثرى که هم اکنون مشغول تهیه آنم، سعى بر آن دارم تا اصول مشخص و خاصى راجع به نقش تکنولوژى در حیات فرهنگى مطرح کنم تا مردم با اتکاى به آن ها توجه خود را به این مسأله معطوف کنند. امروزه به ویژه در آمریکا، زمینه اى پیدا شده است که مردم به واسطه ظهور و حضور تکنولوژى هاى جدید و نه صرفا تکنولوژى هاى رسانه اى، تعاریف خود از مقولاتى همانند خانواده، کودکى، دانش، خلوت، دین دارى و... را تغییر دهند که این خود یک اشتباه و غفلت بزرگ است و بیش از همه چیز حکایت از آن دارد که فرهنگ مان در مسیرى خود مخرّب در حال حرکت است. 


شما در کتاب خود به برنامه ها و نمایش هاى تلویزیونى مشخصى انتقادهایى نموده اید. حال لطفا به این سؤال پاسخ دهید که آیا فرزندان خود شما این برنامه ها را مى بینند؟ 


ابدا، در منزل ما همواره کتاب هاى زیادى وجود داشته و دارد. خانه ما مملو از کتاب هایى است که یقینا نقشى موثر در رشد فرزندانم داشته است و بر این باورم که در چنین محیطى است که مى توان نگرش و مفهوم دوره کودکى را به نحوى مناسب شکل داد. البته اگر از سن و سال فرزندانم برایتان بگویم، یقینا تعجب مى کنید. فرزند بزرگم، 31 ساله است فارغ التحصیل فیزیک نجومى، پسر دومم 27 ساله و نویسنده است و بالاخره دخترم 24 ساله و یک معلم است. از آن جا که در محیط منزل ما نوعى مخالفت علیه تلویزیون وجود دارد، تفاوت چندانى در قبال تماشاى این گونه برنامه ها وجود ندارد. من معتقدم براى والدین خلق فضایى با هدف مقابله با محیطى که در آن رسانه ها غالب شده اند، هنوز هم وجود دارد. 


آیا این امکان وجود دارد که متفکرین بزرگ آینده تنها طبقه اى باشند که خود را از آثار و پیامدهاى رسانه ها و به ویژه تلویزیون مصون داشته اند و دیگران صرفا به پیروان منفعل آن ها تبدیل خواهند شد؟ 
اگر چه چنین مسأله اى وحشت آور خواهد بود، اما در پنجاه سال آینده با سوادهایى که در دوران کودکى به سوادآموزى روى آورده اند و توانایى خواندن و نوشتن را کسب مى کنند، احتمالاً بخشى از جمعیت نخبگان جامعه را شکل مى دهند؛ اما به هر حال پنجاه سال آینده، واقعا فضایى مبهم و اندوهبار خواهد بود که در آن مقوله «سواد» جایگاهى در فرهنگ ما نخواهد داشت. 



شما بدین نکته اشاره نموده اید که زوال زبان، خواه در شکل گفتار و یا نوشتار، به کاهش تفکر و افزایش آن چه که شما آن را حماقت یا کودنى مى خوانید، خواهد انجامید؛ آیا مى توان مقصر اصلى را رسانه هاى جدید و به ویژه تلویزیون برشمرد؟ 


شکى نیست که رسانه هاى تصویرى هم چون تلویزیون، فیلم ها، تبلیغات، عکس ها و تصاویر و... از قدرت واژگانى بشر کاسته اند و خود را به بخش اجتناب ناپذیر فرهنگ بشر تبدیل نموده اند و در چنین شرایطى، دیگر راه گریزى براى ما باقى نمانده است. چنین روندى یقینا با زوال استدلال، تفکر انتقادى، تحلیلى، مستقل و خالى از تعصب همراه خواهد شد. حال به میزانى که واژگان به حاشیه فرهنگ رانده شوند و تصاویر در مرکز به جایگزین آن ها تبدیل شوند، شاهد زوال طبیعى آن چه که ما آن را هوش، ذکاوت و تفکر عقلانى مى خوانیم، خواهیم بود. 


نکته اى دیگر که شما در آثارتان بدان اشاره نموده اید آن است که ما باید به جاى آن که در فرزندانمان نوعى ایمان و باور نسبت به گفته هایشان به وجود آوریم، یعنى آن گونه که نظام آموزشى موجود عمل مى کند، باید به نحوى آن ها را آموزش دهیم که به گفته هاى خود با ناباورى و عدم اعتقاد برخورد نمایند. به نظر مى رسد این موضوع مى تواند به معناى تغییرى بنیادین در برنامه هاى درسى و فعالیت مدارس تلقى شود. در این باره کمى توضیح دهید؟ 


بله، من این نظریه را ابتدا، سال هاى پیش در کتاب خود با عنوان «آموزش به مثابه فعالیتى مخرّب» و مجددا هفت سال بعد در کتابى دیگر با عنوان «آموزش به مثابه فعالیتى محتاطانه» مطرح کردم. من معتقدم که مهمترین وظیفه ما در قبال دانش آموزان، کمک به آن ها براى گسترش نوعى حس استقلال و بى طرفى و افزایش مهارت تحلیل در آن ها است تا با اتکاى به آن بتوانند به فرهنگ خود با هوشمندى، آرامش و شجاعت بنگرند و از این رو بر این اعتقادم که باید در برنامه درسى مدارس خود شاهد تجدیدنظر و بازنگرى جدى شویم. البته این بدان معنا نیست که معلمین ما باید به افراد ناراضى و متمرد تبدیل شوند، بلکه باید راهى بیابیم تا به دانش آموزان مان فکر کردن را بیاموزیم.

 

منبع: www.durord.icaap.org 


منبع :

سیاحت غرب شماره ده



نظرات
نظر خود را ثبت کنید

کاربر گرامی؛ سلامٌ علیکم

لطفا پیش از ثبت نظر خود توجه داشته باشید:

تجویز دارو و پیچیدن نسخه برای بیماری و مشکلات شخصی و موردی، نیاز به شرح حال کامل و معاینه بالینی دارد که طبیعتاً از طریق ارتباط مجازی، قابل حصول نیست.

لذا خواهشمندیم از تقاضای نسخه و دارو برای بیماری های موردی، اجتناب فرمایید.

سایر نکات

1- از اعلام نشانی و تلفن درمانگاه معذوریم. درصورت تمایل از طریق پایگاه «طبیب شهر»، پزشک مورد نظر خود را جستجو کنید.

2- ابتدا مقالات مربوطه را مطالعه کنید و پس از اطمینان از نبود اطّلاعات موردنظرتان، نسبت به طرح سؤال اقدام کنید. از پاسخگویی به سؤال هایی که در متن مقاله جواب داده شده اند معذوریم.

3- از طرح سؤال هایی که نیاز به پاسخ های خصوصی و ارسال به پست الکترونیک دارد؛ خودداری فرمایید.

4-  پاسخگویی به سؤالاتِ کلّی و نیازمند پاسخ های مفصّل در توان پایگاه نیست.

5- نشانی پست الکترونیک شما در نزد پایگاه طبّ شیعه محفوظ است.

6- هرنظر را تنها یک بار ارسال کنید و از تکرار ارسال نظرات خودداری کنید.

7- حتّی المقدور از ارسال نظرات به صورت «فینگیلیش» خودداری کنید.

8- پاسخ هاي ارائه شده، كلّي و عمومي هستند و پاسخ دقيق و تخصّصي، تنها با ويزيت بيمار امكانپذير است

 

با سپاس و امتنان

دکتر وحید علیان نژادی

نام :  
ایمیل :
* نظر شما
 

سایر مقالات این موضوع

مبارزه با حجاب، انحراف است (مقاله انتخابی)[197بازدید]
ياد بگيريم دوباره محبت بورزيم: «خانواده‌هاي از هم گسسته»، شهروندي و حمايت دولت از زوجيت (مقاله انتخابی)[305بازدید]
هشت غذايي كه كارشناسان هرگز نمي‌خورند (مقاله انتخابی)[585بازدید]
روان‌شناسي غربي و پشت پرده معنويت (مقاله انتخابی)[442بازدید]
واکسن؛ ابزار کنترلِ جمعیت در دستان بیل گیتس(مقاله انتخابی)[954بازدید]
استعمار نوین در سایه آموزش زبان انگلیسی (مقاله انتخابی)[966بازدید]
بازی با احتمالات؛ بازی با سلامت مردم-محصولات تراریخته؛ نابودگر نسل‌های آینده (مقاله انتخابی)[737بازدید]
جهان فشن؛ صنعتی استثماری برای استحمار دیگران ( مقاله انتخابی)[783بازدید]
بورس‌های تحصیلی؛ ابزاری برای نفوذ و جذب نخبگان (مقاله انتخابی)[668بازدید]
سیاست فرزند آوری: الگوی نژادپرستی اسرائیل (مقاله انتخابی)[718بازدید]
مکمل‌های ورزشی؛ رویای پوچ (مقاله انتخابی)[657بازدید]
به بهانه‌ِی سلامتی؛ به بهای مرگ (مقاله انتخابی)[819بازدید]
خطری که در آب لوله‌کشی پنهان شده است (مقاله انتخابی)[813بازدید]
انتهای راه محصولات تراریخته، ناباروری است؟(مقاله انتخابی)[570بازدید]
الفبای نفوذ! (مقاله انتخابی)[654بازدید]
بررسی و تحلیل سند 2030 یونسکو (مقاله انتخابی)[628بازدید]
اسناد اقدامات ضدبشری بورلاگ و ردپای مامور راکفلر در کشاورزی ایران(مقاله انتخابی)[569بازدید]
زندگی بطری شده؛ واقعیت‌های پنهان شده ​آب‌های معدنی (مقاله انتخابی )[957بازدید]
دانشكده‌ها و دانشگاه‌هاي ما احمق‌هاي تحصيل‌‌كرده پرورش مي‌دهند(مقاله انتخابی)[724بازدید]
آيا ما نسلي از مردان جوان بار آورده‌ايم كه نمي‌دانند چگونه مرد باشند؟(مقاله انتخابی)[749بازدید]

نمایش تمامی عناوین این موضوع

آخرین مقالات

«سه معجزه»؛ سلسله مقاله‌هایی پیرامون نفوذ جریانی دشمن در حوزه سلامت/ 1 ناگفته‌هایی از پروژه امریکایی «تحدید نسل ایرانیان»؛ «طرح عقیم‌سازی میلیونی ایرانی ها» و معرفی ایران به عنوان الگوی برتر شیوه غیرانسانی تحدید نسل
مَرهَم؛ توصیه‌هایی از طبّ سنّتی ایران به راهیان سفر اربعین
زندگی بطری شده؛ واقعیت‌های پنهان شده ​آب‌های معدنی (مقاله انتخابی )
رحم هاى مصنوعى و پایان باردارى(مقاله انتخابی)
جلوه های درمانی قرآن کریم (مقاله انتخابی)
خطرات استفاده از آنتى بیوتیک ها در غذاى حیوانات(مقاله انتخابی)
«سه معجزه»؛ سلسله مقاله‌هایی پیرامون نفوذ جریانی دشمن در حوزه سلامت/ 3 بررسی رویکردهای «خطرآفرین» فرهنگستان علوم پزشکی در موضوع «سلامت معنوی»؛ آیا پزشکان می توانند «هدایت‌گر» جامعه از بعد معنوی باشند؟
ختنه، راهى براى مقابله با ایدز(مقاله انتخابی)
روان شناسى به مثابه دین(مقاله انتخابی)
رژیم هفت خورش؛ لذّت کاهش وزن و سلامتی
بررسی و تحلیل سند 2030 یونسکو (مقاله انتخابی)
دیپلماسی ورزشی؛ ابزاری برای نفوذ آمریکا در جوامع (مقاله انتخابی)
خانواده مستحکم و جمعیت جوان؛ دیگ‌هایی که برای غرب نجوشید
قرن بیوتکنولوژى و گزینه هاى پیش رو(مقاله انتخابی)
خطری که در آب لوله‌کشی پنهان شده است (مقاله انتخابی)
رسانه و دختران (مقاله انتخابی)
سالنامه حجامت 1395 هجری شمسی؛ هدیه پایگاه طبّ شیعه
آداب زناشویی و انعقاد نطفه(مقاله انتخابی)
تدابیر فصل بهار
هشت غذايي كه كارشناسان هرگز نمي‌خورند (مقاله انتخابی)
ارزش های پست مدرن، نارضایتی از پزشکی؛ گرایش به طب مکمل
معضل جهانى سلامت(مقاله انتخابی)
اصول‌ تغذيه‌ در سيره پيامبر اعظم‌ (صلوات الله علیه و آله)(مقاله انتخابی)
کشتم شپش شپش کش شش پا را!!
انتهای راه محصولات تراریخته، ناباروری است؟(مقاله انتخابی)
نقش بینش توحیدی در سلامت انسان (مقاله انتخابی)