سلام آقای دکتر خیلی ممنون بابت سایت بسیار مفیدتان که خود بنده از خواندن مطالب سیر نمیشوم! لطفا در مورد مخلوط عرق کاسنی و شاهتره یک مقاله بنویسید چون در بسیاری از مطالب به آن اشاره نمودید اما مطلب جداگانه ای در مورد آن در سایت نیست و نمیدانیم که میشود بصورت عادی هم مصرف کرد یا نه... ممنون از لطفتان
محمد

با عرض سلام ،سجاد فرزند دوم بنده هست و حدود دو ماه شب نمی خوابید ،بعد از انجام دستور عمل شما.دو هفته هست که شب را استراحت میکنه،راستی فرزند اول بنده شش ماه به خاطر دل درد نخوابید.از شما کمال تشکر را دارم،و واقعا راه کار شما موثر هست....
م.ع

من دوهفته خام گیاه خواری مطلق گرفتم و کاملا راضی هستم
حوریه

سلام حاج آقا من ۳ساله ازدواج کردم بچه دار نشدم ترا خدا برا منم دعا کن از دکتر خسته شدم
معصومه

سلام به آقای دکتر و همه دوستان آقای شیر محمدی در اینکه طب بوعلی سینا و طب ایرانی یکی از بهترین طبهای موجود در جهان هست شکی نیست اما بدونید که بوعلی تمام دانشش رو از ائمه و اسلام گرفته و بدون شک طب اسلامی و طب ائمه از بهترین طبهای موجود در دنیاس و جالبه که بدونید حدیثهای که راجع به طب و سلامتی و تغذیه هست بسیار بیشتر از احادیث نماز و روزه و ... هست و اصلا به عربها مربوط نیست و این طب برگرفته از اسلام و ائمه اطهار است.
علیرضا

بسیار عالی و مفید بود ممنونم
لیلااحمدی

سلام من سه بار آنژیو گرافی کردم وهرسه بار به من گفتن که مشکلی نداری البته بار سوم دکتر گفت شما دیواره های عروقت بیماره که متوجه نشدم یعنی چه ، حالا به امید خدا این معجون رو همین امشب درست کردم ومیخوام از فردا شروع کنم .خدا خودش کمک کنه که دردهای قلبی من کم بشه .انشااله نتیجه اش رو بعدا اعلام میکنم.
حبیب

سلام ممنون از اطلاعات مفیدتون
حسین

سلام من چربی خون و اسید اوریک بالا داشتم که مصرف دارو تاثیر مثبتی روش نداشت خیلی سریع بالا میرفت ولی با یک دوره استفاده از این دارو همه شاخص ها نرمال شدن این دارو کاری کرد که مواد شیمیایی تو دو سال نتونستن انجام بدن واقعا موثره هیچ ضرری هم نداره
سعید

خواهشا شماره تماسی از خودتون بزارید باتشکر
سعید کاظمی
نکته های پراکنده
مرض عقوبت(مقاله انتخابی)
تعداد: 1 میانگین: 5
[تعداد بازدید : 9613]

[نسخه چاپی]
بسم الله الرّحمن الرّحیم
و صلّی الله علی محمّد و آله الطّاهرین و لعنه الله علی اعدایهم اجمعین

 

 

نگاهی بر


مـــرض عُـقــوبَـت

و ذکر نمونه‌هایی از درمان آن توسط شیخ رجبعلی خیاط (رحمة الله علیه)



 

 

در منظر مکتب آسمانی اسلام، عالم ظاهر و عالم معنا در ارتباط و اتصال با یکدیگراند و طب اسلامی که طبی بر پایۀ اصول و مبانی معرفتشناسی اسلامی است در رویکردی که به حوزۀ تخصصی خود دارد از همین دیدگاه پیروی می‌کند. جدا دیدن عالم ظاهر و عالم معنا از خصوصیات بارز جهانبینی الحادی است که طب مدرن یکی از ثمره‌های آن محسوب می‌گردد و به علت باطل بودن مبانی معرفتشناسی این پیشۀ غربی، ابتلائات عدیده‌ای که در تضاد آشکار با معتقدات دین جامع الهی است به واسطۀ رواج این پیشه در جامعه گسترش پیدا کرده است.

یکی از ابتلائات این نگاه غلط به نظام احسن خلقت، عدم تشخیص علت حقیقی بسیاری از بیماری‌هاست که منجر به تجویز نسخه‌هایی بیهوده و بی‌ارتباط با حقیقت آن بیماری می‌گردد و نیز روش‌هایی را به جهت درمان بیماری‌ها ایجاد می‌کند که بر پایۀ جهل و عدم آگاهی از قواعد تکوینی عالَم بنا شده است. این نگاه غیر حکیمانه که حاصل عدم پذیرش سرپرستی دین در تکامل فهم انسانی از این نظام احسن است، قادر به برقراری سلامت در انسانی که نفس و روح و عمل او با جسم مادی‌اش مرتبط است، نمی‌باشد و لذا چاره‌ای جز روی آوردن به روش‌هایی که به سرکوب بیماری‌ها منجر می‌گردد ندارد. در سرکوب بیماری، در بهترین حالت، فقط ظواهری از بیماری‌ مترفع می‌گردد و نه خود بیماری. اما به علت نهادینه شدن نوع نگاه غربی، که نگاهی تک‌ساحتی به انسان و هستی است، این تغییر ظاهری، به تغییر در حال بیمار و بهبودی او تفسیر می‌گردد. در حالی که اگر نظام دانشگاهی ما بر پایۀ جهانبینی اسلامی بنا شده بود، چنین دیدگاه باطلی به هیچ عنوان مورد قبول جامعۀ علمی ما قرار نمی‌گرفت و فضای اجتماعی را به سموم معرفتی خود آغشته نمی‌کرد.

یکی از معارفی که در نگاهِ به اصطلاح علمی امروز از آن غفلت شده است، ارتباط بین ساحت‌های معنوی اعمال انسان و بیماری‌هایی است که در ظاهر بدن او پدیدار می‌گردند که از آن به «عقوبت» یاد می‌شود. امام صادق علیه السلام در حدیثی مى‌فرمایند: « ان المرضی علی وجوه شتی: مرض البلوی و مرض العقوبه و مرض جعل علت للفناء»1 یعنی: بیماری بر چند گونه است: «بیماری امتحان، بیماری عقوبت و بیماری که علت مرگ قرار داده شده است». بیماری عقوبت، کیفری است که بر اثر جرم به انسان وارد می‌گردد و جهت رفع آن نیز باید علت را به درستی شناسایی کرد. خداوند متعال در قرآن کریم تصریح می‌فرماید: « وَمَا أَصَابَكُم مِّن مُّصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ و َيَعْفُو عَن كَثِيرٍ»2 یعنی: « و هر مصيبتى به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست و [خدا] از بسيارى [گناهان‏] در مي‏گذرد». امام علی (علیه السلام) در تبیین و تفسیر این آیه می‌فرماید: « از گناهان اجتناب کنید که تمام بلاها و کمبود روزی به واسطۀ گناه است، حتی خراش برداشتن بدن و زمین خوردن و مصیبت دیدن. زیرا خداوند متعال می‌فرماید: " وَمَا أَصَابَكُم مِّن مُّصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ"»3.


آری، خداوند متعال چنین می‌فرماید، اما آنچه امروز معیار عمل ما قرار گرفته است دیدگاهی است که در پی رفع ظواهر مرض عقوبت به واسطۀ داروهای شیمیایی و جراحی است! مکتبی که بر مبنای نگاه تک‌ساحتی به انسان و هستی بنا شده باشد، از ریشه در تضاد با معرفت دینی شکل گرفته است و در عمل نیز این تقابل و مخالفت را، با روش‌های عینی خود در مناسبات انسانی آشکار می‌سازد و به جای اینکه انسان را ذیل نظام معرفتی خود به تفکر در اعمال خویش در نسبت با حقایق عالم رهنمون گردد، او را به فراموشی و غفلت از ساحت‌های معنوی و اخروی هدایت می‌کند تا انسان را به مقام "یَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِّنَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ"4 تنزّل دهد. به همین سبب است که عالَم تجدد، مصدر طبی است که شخص مبتلا به مرض عقوبت را به جای رجوع به معانی رفتار و اعمالش به علم شیمی و زیست شناسی ارجاع می‌دهد! تا بدین سبب او را در غفلتی مستمر از رجوع به حقیقت غوطه‌ور سازد و رسالت شیطانی خویش را از طریق همین راهنمایی جزئی نیز به انجام رساند. درواقع، تمام اجزاء تمدن غرب یک غایت را دنبال می‌کنند و آن قطع اتصال بین دنیا و عوالم اخروی در اندیشه و نگاه بشر است و لذا علوم مدرن، بسترهایی هستند که این ذهنیت باطل به واسطۀ حضور ایشان در جامعه گسترش می‌یابد و بدین لحاظ، طب مدرن نیز مجرایی جهت نفوذ عناصر الحادی جهانبینی باطل غرب از طریق عمل و نظر به جوامع مختلف است.


در این مجال، جهت یادآوری و فهم بهتر موضوع به ذکر نمونه‌هایی از درمان مرض عقوبت توسط عبد صالح خدا، مرحوم شیخ رجبعلی خیاط (نکوگویان) می‌پردازیم تا تذکری باشد برای ما از نگاه حکیمانۀ مکتب جامع اسلام در رویکرد به نظام احسن خلقت.
عبد صالح خدا « رجبـعلی نكـوگويان » مشهور به « جناب شـيخ » و « شيخ رجبعلی خياط » در سال 1262 هجری شمسی، در شهر تهران ديده به جهان گشود. پدرش « مشهدی باقر » يك كارگر ساده بود. هنگامی كه رجبعلی دوازده ساله شد پدرش از دنيا رفت و رجبعلی را كه از خواهر و برادر تنی بی بهره بود، تنها گذاشت.


« موقعی كه تو را در شكم داشتم شبی [ پدرت غذايی را به خانه آورد] خواستم بخورم ديدم كه تو به جنب و جوش آمدی و با پا به شكمم می‌كوبی، احساس كردم كه از اين غذا نبايد بخورم، دست نگه داشتم و از پدرت پرسيدم....؟ پدرت گفت حقيقت اين است كه اين‌ها را بدون اجازه [از مغازه ای كه كار می‌كنم] آورده‌ام! من هم از آن غذا مصرف نكردم. »


اين حكايت نشان می‌دهد كه پدر شيخ ويژگی قابل ذكری نداشته است. از جناب شيخ نقل شده است كه:

« احسان و اطعام يك ولیّ خدا توسط پدرش موجب آن گرديده كه خداوند متعال او را از صلب اين پدر خارج سازد. »
جناب شیخ با بصیرت الهی و دیدۀ باطن بین، ارتباط کارهای ناشایست و گرفتاری‌های زندگی را می‌دید و با بیان آن، گره از مشکلات و مصائب مردم باز می‌کرد و با بهره‌گیری از این روشِ سازندگی، آنان را در جهت کمالات انسانی هدایت ‌می‌نمود.


از جمله مواردی که در کتاب شریف «کیمیای محبت» مذکور گشته است مربوط به مسائلی است که ریشه در رفتار انسان و مرض عقوبت دارند که در ادامه ذکر می‌گردد.


*  يكی از شاگردان بزرگوار شيخ می‌گوید: فرزند دو ساله‌ام - كه اكنون حدود چهل سال دارد - در منزل ادرار كرده بود و مادرش چنان او را زد كه نزديك بود نفَس بچه بند بيايد. خانم پس از يك ساعت تب كرد، تب شديدی كه به پزشك مراجعه كرديم و در شرايط اقتصادی آن روز شصت تومان پول نسخه و دارو شد، ولی تب قطع نشد، بلكه شديدتر شد. مجدداً به پزشك مراجعه كرديم و اين بار چهل تومان بابت هزينه درمان پرداخت كرديم كه در آن روزگار برايم سنگين بود.

باری، شب هنگام، جناب شيخ را در ماشين سوار كردم تا به جلسه برويم همسرم نيز در ماشين بود، جناب شيخ كه سوار شد، اشاره به خانم كردم و گفتم: والده بچه‌هاست، تب كرده، دكتر هم برديم ولی تب او قطع نمی‌شود. شيخ نگاهی كرد و خطاب به همسرم فرمود: « بچه را كه آن طور نمی‌زنند، استغفار كن، از بچه دلجويی كن و چيزی برايش بخر، خوب می‌شود». چنين كرديم تب او قطع شد!

*  یکی از دوستان شیخ نقل می‌کند که: پدرش مبتلا به بیماری سختی شد که هر اقدامی برای درمان او بی‌نتیجه بود. به شیخ عرض کردم که پدرم  مریض است و یکسال است که در بستر بیماری افتاده. ایشان فرمود: «عمه داری؟» گفتم: آری. فرمود: «گرفتار عمه‌ات می‌باشد و اگر او دعا کند خوب می‌شود». از عمه‌ام خواستم پدرم را دعا کند، ایشان هم دعا کرد ولی پدرم خوب نشد. مجدداً خدمت شیخ رسیدم و عرض کردم: عمه‌ام راضی شد ولی پدر خوب نشد. شیخ دستورالعملی راجع به احسان به چهار فرزند یتیم عمه‌ام داد و گفت: « بعد به آن‌ها بگو به او دعا کنند». چنین کردم، سپس از عمه ام پرسیدم: علت ناراحتی او از پدرم چیست؟ گفت: پس از اینکه شوهرم فوت کرد پدرت من و چهار فرزندم را به خانه خودش برد. یک روز در حالی که با مادرت دعوا می‌کردیم، پدرت رسید و من و چهار فرزندم را از خانه بیرون کرد. من در آنجا خیلی دلم شکست.

بالاخره با راضی شدن عمه، حال پدرم بهتر شد ولی سلامت کامل خود را باز نیافت. بار دیگر که خدمت شیخ رسیدم جریان را گفتم. این بار دستورالعملی در مورد احسان به یکی از سادات داد که پس از آن پدرم سلامتی کامل خود را بازیافت.


*  یکی از شاگردان شیخ می‌گوید: جناب شیخ میفرمود: «بی جهت برای شما گرفتاری پیش نمی‌آید.»

یکبار سرم شکست، همراه با یکی از دوستان خدمت ایشان رسیدیم. دوستم از ایشان پرسید: ببینید چه کرده که  سرش شکسته؟ جناب شیخ توجهی کرد و فرمود: «درکارخانه، بچه ای را اذیت کرده ای». دیدم راست است.

من خمکار بودم و در آن زمان این تخصص اندک بود و خمکارها نوعاً برای صاحبکار ناز می‌کردند. پسر صاحبخانه ایرادی از کار گرفت که به جا نبود و به او هم مربوط نمی‌شد. من هم با او برخورد کردم تا آن جا که گریه‌اش گرفت. شیخ فرمود: «اگر او را راضی نکنی گرفتاری تو ادامه خواهد داشت». من رفتم و از او عذرخواهی کردم.


*  در منزل يكی از ارادتمندان شيخ، چند نفر از اداره دارايی خدمت ايشان می‌رسند. يكی از آن‌ها اظهار می‌دارد كه بدنم مبتلا به خارش شده و خوب نمی‌شود. شيخ پس از توجهی فرمود: « زن علويه‌ای را اذيت كرده‌ای».

آن شخص گفت: آخر اين‌ها آمده‌اند پشت ميز نشسته‌اند بافتنی می‌بافند، تا حرفی هم به آن‌ها می‌زنيم گريه می‌كنند!

معلوم شد كه آن زن علويه در اداره آنها شاغل بوده و او با گفتار خود آن زن را آزرده است. شيخ فرمود: « تا او راضی نشود، بدن شما بهبود نمی‌يابد. »


مشابه اين واقعه را يكی ديگر از شاگردان شيخ نقل كرده‌است. او می‌گويد: در حياط منزل يكی از دوستان در حضور  شيخ نشسته بوديم. يك صاحب منصب دولتی هم كه در جلسه شيخ شركت می‌كرد نشسته بود. او كه به دليل بيماری پايش را دراز كرده ‌بود رو به شيخ كرد و گفت: جناب شيخ! من مدتی است به اين پا درد مبتلا شده‌ام سه سال است هر كاری می‌كنم نتيجه ندارد و دارو‌ها كار ساز نيست.

شيخ مطابق شيوۀ هميشگی از حاضران خواست يك سوره حمد بخوانند، آنگاه توجهی كرد و فرمود:



« اين درد پای شما از آن روز پيدا شد كه زن ماشين‌نويسی را به دليل اين كه نامه را بد ماشين كرده‌است توبیخ كردی و سر او داد زدی، او زنی علويه بود، دلش شكست و گريه كرد. اكنون بايد بروی و او را پيدا كنی و از او دلجويی كنی تا پايت درمان شود. »


آن مرد گفت: راست می‌گويی، آن خانم ماشين‌نويس اداره بود كه من سرش داد كشيدم و اشك‌هايش درآمد.



*  در اسلام بی‌رحمی حتی نسبت به حيوانات نكوهش شده‌است. مسلمان حق ندارد حيوانی را بيازارد و يا حتی به آن ناسزا بگويد! و از اين رو پيامبر اكر (صلی الله علیه و آله وسلّم) در حديثی می‌فرمايد: « لو غفر لكم ما تأتون إلي البهائم لغفر لكم كثيراً؛ اگر ستمی كه بر حيوانات می‌كنيد بر شما بخشيده شود، بسياری از گناهان شما بخشوده شده ‌است. »
با اين كه كشتن حيوانات حلال گوشت برای مصرف، از نظر اسلام جايز است در عين حال ذبح آن‌ها آدابی دارد، كه تا حد ممكن، حيوان كمتر رنج ببيند. يكی از آداب ذبح اين است كه نبايد حيوان را در برابر چشم حيوانی مانند او سر بريد. چنان كه امام علی (علیه السلام) فرمود: « لاتذبح الشاه عند الشاه و لا الجزور عند الجزور و هو ينظر إليه؛ گوسفند را نزد گوسفند و شتر را نزد شتر ذبح نكن در حالی كه به او می‌نگرد. »


بنابر اين سر بريدن بچه حيوانات نزد مادرشان به شدت نكوهيده و حاکی از نهايت سنگدلی و بی‌رحمی است، و آثار ويرانگری بر زندگی انجام دهنده آن خواهد داشت.


يكی از شاگردان شيخ نقل می‌كند: سلّاخی نزد جناب شيخ آمد و عرض كرد: بچه‌ام در حال مردن است، چه كنم؟ شيخ فرمود: « بچه گاوی را جلوی مادرش سربريده‌ای. » سلّاخ التماس كرد بلكه برای او كاری انجام دهد. شيخ فرمود: « نمی‌شود، می‌گويد: بچه‌ام را سر بريده، بچه‌اش بايد بميرد»!


*  آیت الله فهری از آقای سید محمدرضا کشفی نقل می‌کند که: در همسایگی او قصابی بود که پسرش دل درد شدید گرفته و به آقای کشفی متوسل می‌شود. آقای کشفی او را به جناب شیخ ارجاع می‌دهد، اما شیخ به قصاب می‌گوید: «گوساله ای را در مقابل چشم مادرش ذبح کرده‌ای، بنابراین پسرت علاج ندارد.»


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1-    بحارالانوار: ج 10 ص 172
2-    سوره شوری، آیه 30
3-    خصال: 616/10، بحار الانوار: 73/350/47
4-    سوره روم، آیه 7
5-    مطالب مربوط به مرحوم شیخ رجبعلی خیاط از کتاب «کیمیای محبت» اثر آیت‌الله محمد محمدی ری‌شهری اخذ گردیده است.


نظرات
  عالیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
ارسال کننده نظر : فهیمه درستکار      تاریخ ارسال نظر : ۴ تير ۱۳۹۴


  با سلام.اجرکم عندالله.بسیار مطالب مفید است انشاالله تعدادشان از این که هست بیشتر شود.تندرست باشد. التماس دعا
ارسال کننده نظر : فهیمه درستکار      تاریخ ارسال نظر : ۴ تير ۱۳۹۴


  سلام.بعد از فوت بابا مامانم تنها شد موند با ۵ تا بچه که همه ازدواجکرده بودن سه تا پسر دسته گل که هیچکدوم قبول نکردن مامانو نگهدارن،شوهرای ما ۲تا آبجی هم گفتن ۳تا داداش دارین وظیفه ما دامادا نیست نگهش داریم،(البته هر جوری هست بهش میرسیم)مامان روزگارش میگذره خداش بزرگه،ولی برادرام به بد روزی افتادن بد....ولی جالبه نمیفهمن از کجا میخورن؟؟!!!
ارسال کننده نظر : زهرا      تاریخ ارسال نظر : ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۴


  عاااااالییییی
ارسال کننده نظر : سلام      تاریخ ارسال نظر : ۲۲ شهريور ۱۳۹۳


  با سلام من خانمی هستم که در نوجوانی چند بارفیلم های ناجور دیدم و بعد از آن خود ارضایی می کردم هرچه می کردم نمی توانستم از این کار زشت دست بکشم حتی بعد از ازدواج هم .بعد از به دنیا آوردن یک بچه هم ادامه داشت تا اینکه دچار بیماری نازایی شدم .اکنون سال هاست که توبه کرده ام اما بار گناه همچنان بر دوشم سنگینی میکند.احساس میکنم خدا از من رو برگردانده است چه باید بکنم خواهشنا راهنمایی کنید
ارسال کننده نظر : توبه      تاریخ ارسال نظر : ۱۲ مرداد ۱۳۹۳
  

سلام. خدا از بنده توبه کار روی برنمی گرداند. مقاله ناباروری را بخوانید.


ارسال کننده نظر : مدیر وب سایت      تاریخ ارسال پاسخ : ۱۳ مرداد ۱۳۹۳



  سلام.حقا که مرض عقوبت حقیقت دارد.بنده یک زمانی مدت بسیار کوتاهی مبتلا به عمل شنیع اس... بودم و بعد خدا لطف کرد و توفیق توبه به من داد.هر چند همین که منو از این الودگی نجات داده خودش رحمت بی پایانش رو میرسونه اما حتی با وجود توبه اثار ان الودگی ها هنوز توی روحمه و لحظه ای عذاب وجدان وخجالت از خدا از یادم نمیره.اعتمادبه نفسم خیلی کم شده و از همه مهم تر لذت عبادت ازم گرفته شده. هیچ گناه و پرده دری هر چند به ظاهر شیرین باشه به این کدورت قلب نمیارزه.نمیدونم چطور میشه رها شد از این اثار گناه. ترو خدا همه خوانندگان مومن ومهربان این سایت وشما برای بخششم دعا کنید.
ارسال کننده نظر : ...      تاریخ ارسال نظر : ۲۸ تير ۱۳۹۳


  عالی بود من خودم یک روز با خانمی سیده بحثی کردم با این که ظاهرا حق با من بود وایشان ناراحت شده وگریه کردندبعد از آن هم خودم هم فرزندم مریضی سختی گرفتیم توبه کردم بعد چند سال دوباره یک روز غیبتی کردم از ایشان به عرض چند ثانیه دوباره بر سرفرزندم بلایی سرش آمد این درس عبرتی شد تا دوباره با ذزیه حضرت زهرا س مدارا وخوبی کنم انشالله خداوند توبه ام رابپذیرد وبه شما توفیق بیشتر تا ما را آگاهتر کنید
ارسال کننده نظر : عالیه      تاریخ ارسال نظر : ۲۵ آذر ۱۳۹۲


  سلام. انصافا عالی ست. لا حول و لا قوه الا بالله. قطعا شما برای رضای خدا با این حجم کار چنین مقالاتی هم می گذارید که اصل خیرخواهی خداوند را برای بشر در خصوص انجام واجبات و ترک محرمات به تصویر می کشد. با این روحیه و نفس جهادی تان التماس دعا که فقط حرف خدا را باشیم و بس. با سپاس. تنتا ن و روحتان سلامت ان شاء الله
ارسال کننده نظر : زهرا      تاریخ ارسال نظر : ۲۴ آذر ۱۳۹۲


  سلام. انصافا عالی ست. لا حول و لا قوه الا بالله. قطعا شما برای رضای خدا با این حجم کار چنین مقالاتی هم می گذارید که اصل خیرخواهی خداوند را برای بشر در خصوص انجام واجبات و ترک محرمات به تصویر می کشد. با این روحیه و نفس جهادی تان التماس دعا که فقط حرف خدا را باشیم و بس. با سپاس. تنت و روحتان سلامت ان شاء الله
ارسال کننده نظر : زهرا      تاریخ ارسال نظر : ۲۴ آذر ۱۳۹۲


  سلام. آقای دکتر مقاله صفرا رو آیا گذاشتد؟ کدام قسمت است پیدا نمی کنم؟ ممنون
ارسال کننده نظر : خ-خ      تاریخ ارسال نظر : ۲۲ آذر ۱۳۹۲
  

سلام، طب سنتی مبانی نظری و کلیات


ارسال کننده نظر : مدیر وب سایت      تاریخ ارسال پاسخ : ۲۴ آذر ۱۳۹۲



 
12
نظر خود را ثبت کنید

کاربر گرامی؛ سلام علیکم


به حول و قوّه الهی، از تاریخ 18 بهمن 1393، توفیق ادامه تحصیل در دوره P.h.D طبّ سنّتی در دانشکده طبّ سنّتی و مفرادت پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی را دارم. اختصاصات ذاتی دوره های P.h.D به همراه سخت گیری زیاده از حدّ مسوولین و اساتید این دانشکده، عملا بنده را از یکی از علائق خود، یعنی ارتباط با کاربران معزّز پایگاه «طبّ شیعه» دور خواهد ساخت.

 

لذا خواهشمندم از این پس، از طرح سوال در بخش نظرات خودداری کنید چراکه به دلایل فوق، توان و وقت کافی برای پاسخگویی نخواهم داشت. البته کماکان از نظرات سازنده و نقدهای دلسوزانه شما استفاده خواهم کرد.

 

دعای خیر خود را بدرقه راه برادر کوچکتر خود در راه خدمت به بندگان خدای متعال نمایید.


با سپاس و امتنان

دکتر وحید علیان نژادی

نام :  
ایمیل :
* نظر شما
 

آخرین مقالات

واکسن؛ ایمنی‌زا یا ایمنی‌زدا؟
مَرهَم؛ توصیه‌هایی از طبّ سنّتی ایران به راهیان سفر اربعین
بحران غرب پزشک زده(مقاله انتخابی)
افسانه پیشرفت(مقاله انتخابی)
خانواده بدون فرزند!(مقاله انتخابی)
منشأ ایدز؛ گفته ها و ناگفته ها(مقاله انتخابی)
واکسیناسیون از نگاهى دیگر(مقاله انتخابی)
مسلمانان و معضل تفریحات مدرن(مقاله انتخابی)
از این دارو استفاده کنید!(مقاله انتخابی)
کامپیوتر و سرعت(مقاله انتخابی)
من به شبکه متصل ام، پس هستم(مقاله انتخابی)
خطاهاى پزشکى مدرن(مقاله انتخابی)
لابى صنعت مواد غذایى چاق کننده(مقاله انتخابی)
روان شناسى به مثابه دین(مقاله انتخابی)
خطرات استفاده از آنتى بیوتیک ها در غذاى حیوانات(مقاله انتخابی)
مردن براى اطلاعات(مقاله انتخابی)
تلویزیون و زوال کودکى(مقاله انتخابی)
خانواده مستحکم و جمعیت جوان؛ دیگ‌هایی که برای غرب نجوشید
«سه معجزه»؛ سلسله مقاله‌هایی پیرامون نفوذ جریانی دشمن در حوزه سلامت/ 3 بررسی رویکردهای «خطرآفرین» فرهنگستان علوم پزشکی در موضوع «سلامت معنوی»؛ آیا پزشکان می توانند «هدایت‌گر» جامعه از بعد معنوی باشند؟
«سه معجزه»؛ سلسله مقاله‌هایی پیرامون نفوذ جریانی دشمن در حوزه سلامت/ 2 علیرغم تأکیدات رهبر انقلاب مبنی بر جبران خطای تحدید نسل، «عقیم‌سازی» همچنان ادامه دارد/ دیگر از دلارهای سازمان های بین المللی برای جلوگیری از پیری جمعیت ایران خبری نیست!
«سه معجزه»؛ سلسله مقاله‌هایی پیرامون نفوذ جریانی دشمن در حوزه سلامت/ 1 ناگفته‌هایی از پروژه امریکایی «تحدید نسل ایرانیان»؛ «طرح عقیم‌سازی میلیونی ایرانی ها» و معرفی ایران به عنوان الگوی برتر شیوه غیرانسانی تحدید نسل
قرن بیوتکنولوژى و گزینه هاى پیش رو(مقاله انتخابی)
شش افسانه کشاورزى صنعتى(مقاله انتخابی)
تأثیرات تلویزیون بر مغز کودکان(مقاله انتخابی)
معضل جهانى سلامت(مقاله انتخابی)
مواد شیمیایى و سلامت کودکان(مقاله انتخابی)

تحلیل آمار سایت و وبلاگ

رزرو هتل در مشهد، هتل مشهد، زائر هشت