ممنون
نصرت کشاورز

ممنونم از شما بابت همه موارد پاسخ داده شده


نصرت کشاورز

کاش اقای نخودکی اثفهانی رنده بود و بیماری من را درمان می کرد
مهدی

سلام آقای دکتر صبحتون بخیر بنده توی مطب چند با خدمتتون رسیدم این هفته هم چندین باز با کطبتون تماس گرفتم برای گرفتن وقت که خانم منشی فرمودن چهرشنبه زنگ بزنم الانم که چهارشنبه ست و زنگ زدم بعد از کلی پشت خط موندن ساعت نه و بیست دقیقه پیام ظبط شده اومد که وقت دهی تکمیل شده ! آقای دکتر خودتون قضاوت بفرمایین الان برای وقت گرفتن من چه کنم؟
رقیه عباسپور

بسم الله بنظرم امثلل اینگونه نسخ پزشکی حتما باید قبلا تست شده باشد ونتیجه آزمایش ها با تایید مجمع نظام پزشکی اعلام گردد ، که اگر آنها راه درمان باشند ، انصاف نیست مردم مطلع نشوند واگر نیست نباید طرح گردند
سیدمسعود

با عرض سلام من تخمدان پلی کیستیک دارم و یک سال است برای بارداری اقدام کردم و نتیجه نگرفتم . روش انجام بادکش رو بلدم فقط میخواستم ببینم چند روز و آیا پشت سر هم باید باشه؟لطفا تعداد روز و نحوه ی روزها رو دقیق بفرمایید
صفری

سلام علیکم با سپاس فراوان از توضیح بی کم و کاست جنابعالی که تمامی زوایای این مرض مرموز را روشن فرموده بودید. آقای دکتر بنده هم دچار چربی خون و چربی خون هستم و مشکل بزرگتری هم در گوارش دارم بطوری که عمل گوارش بدرستی انجام نمیشه و دفع صورت نمیگیره که خود این مسئله خیلی اذیتم میکنه همش سنگینم حال بدی دارم پوستم میخواره سوزش داره و ..... بدترین حالو دارم اقای دکتر سوالم اینه که بحث گوارش ربطی به چربی خون دارد؟
balaban

باسلام .ممنون از جوابی که دادین. میخواستم بدونم ایا در طول دوره پیاز درمانی میشه برا بارداری اقدام کرد یا نه؟
مولایی

سلام خدا خیرتون بده که این مقاله گذاشتید. دختر من 3 ماهشه،طب خیلی گرمی داره، ما هنوز نمیتونیم از پنپرس استفاده کنیم تا یه مدتی از پارچه ی پنبه ای استفاده میکردم ولی راستش خیلی سخت بود. میخواستم شما کرمی یا یه پنپرسی معرفی کنید که بدنم دخترم له نشه. یاعلی
فاطمه

مطالبتون عاليه ممنون از مطالبتون
نرگس سادات كامياب شريفي
زندگی استعماری؛ طبّ استعماری
جهان فشن؛ صنعتی استثماری برای استحمار دیگران ( مقاله انتخابی)
تعداد: 1 میانگین: 5
[تعداد بازدید : 901]

[نسخه چاپی]

 

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم 

و صلّي الله علي محمّد و آله الطّاهرين  و لعنة الله علي اعدائهم اجمعين 

 

 

 

 

 

 

جهان فشن؛ صنعتی استثماری برای استحمار دیگران 

 

 

 

 

 

 

با کمال تاسف باید بیان داشت صنعت فشن به دلیل جذابیت وافری که در حوزه بصری و حسی دارد موجب شده است تا ابعاد پنهان این صنعت پر سود و خشن در پس پرده غفلت باقی بماند. به بیانی مستحکم‌تر می‌توان مدعی شد سرمایه‌داران جهانی، خواهان دیده نشدن عقبه صنعت فشن نزد جهانیان هستند و با رسانه‌های پرقدرت خود سعی در اغوا کردن انسان‌ها دارند تا از این طریق بتوانند علاوه بر افزودن به سرمایه‌‌های خود، بشریت را به سمت و سوی زندگی مصرف گرا سوق داده تا بتوانند با سرگرم کردن مردم توسط انواع شارلاتان بازی‌ها مقاصد خود را به بهترین شکل ممکن به ثمر برسانند.

 

 

 

 

 

مقدمه

 

 

 

 

 

فشن (Fashion) یا مد (Mode)، صنعتی به ظاهر زیبا و رنگارنگ اما به غایت بی‌رحم و استثمارگر است. شاید با دیدن این واژگان تعجب کنید، اما واقعیت آن است که در پس پرده صنعت فشن، جهانی متفاوت با ظاهر زیبا و جذاب آن قرار دارد که کمتر کسی از آن باخبر است.

 

 

 

پر واضح است که تمامی این سیکل به نفع معدود کلان سرمایه داران جهانی و ابر طبقه مسلط بر این صنعت است که می‌توانند محصولات خود را با حداکثر قیمت و با حداقل هزینه تمام شده به فروش برساند.

 

 

 

 

پس از حضور و راهبری صندوق جهانی پول (IMF) و بانک جهانی بود که برنامه های خصوصی سازی و کاستن از حمایت‌های دولتی آغاز شد و نتیجه اش رشد ناگهانی بیکاری، گرایش گسترده به واردات و نابودی صنایع محلی بود.


 

 

 

 

 

این کمپانی ها حداقل امکانات عادی را از کارگران بنگلادشی دریغ کرده و با بی‌رحمی تمام کارگران را به بردگی خود درآورده اند. برندهای معروفی نظیر، گپ (Gap)، والمارت (Walmart)، زارا (Zara)، اِچ اند اِم (H&M)، لاسنزا (La Senza)، ویکتوریا سکرت (Victoria's Secret)، رالف لاورن (Ralph Lauren) و بسیاری دیگر از کمپانی‌های نامی، محصولات خود را در این کشور به تولید می‌رسانند.

 

 

 

 

 

 

در نوامبر سال 2012 میلادی بر اثر آتش سوزی در کارخانه‌‌ی تزرین فشنز (Tazreen Fashions) در داکا 112 نفر کشته شدند.در این کارخانه  سه هزار کارگر که اکثر آنان از زنان جوان  فقیر روستاهای اطراف بودند صرفا برای گرفتن ۳۰ یورو در ماه قربانی شرکت‌های نامداری چون دیسنی (Disney)، والمارت و گروه فرانسوی تدی اسمیت (Teddy Smith) شدند.

 

 

 

 

 

 

بدترین فاجعه در قطب صنعت برده‌داری فشن، مربوط به سال 2013 میلادی است. در این سال کارخانه‌ی نساجی رانا پلازا(Rana Plaza) به دلیل فرسودگی و  نداشتن حداقل الزامات ایمنی دچار حریق و تخریب شد که این مسئله منجر به کشته شدن 1134 نفر از کارگران که عموم آنان از زنان فقیر بودند شد. 

 

 

 

 

 

 

 

فرانکل با رویکردی انتقادی و طنز آلود به صنعت فشن، بخشی از استحمار و شقاوت دست اندرکاران رسانه‌ای این صنعت را به نمایش گذاشت. کارگردان در این فیلم با روگرفتی از مجله مشهور وگ(Vogue magazine) که مجله ای فعال در صنعت فشن است، از شخصیت آنا وینتور(Anna Wintour)، الهام گرفته است.

 

 

 

 

 

 

 

امروزه کلان سرمایه‌داران جهانی و حامیان اقتصاد لیبرالی نه تنها کارگران بنگلادشی و هندی و چینی را به بردگی خود در آورده و رحمی به آنان نمی‌کنند، بلکه تمامی مردم جهان و به طور خاص شهروندان اروپایی و آمریکایی را نیز تحت این ظلم گسترده قرار داده اند.

 

 

 

اگر بخواهیم مد را به شکل کلاسیک آن تعریف نماییم، باید بگوییم: "نوعی پوشش که در هر دوره زمانی با وضعیت اجتماعی و فرهنگی آن جامعه تطابق یافته و در میان مردمان آن سرزمین نهادینه شده است". از 150 سال پیش و بعد از ورود جهان به دنیای مدرن و آغاز جدیِ صنعت مد در کشورهای فرانسه و انگلیس، این تعریف آرام آرام کارایی خود را از دست داد و دچار تطوّر شد. اگر اکنون به طور موجز و جامع بخواهیم مد در دنیای کنونی را توصیف نماییم باید آن را امری اقتصادی و تزئینی بدانیم که پیروی مداوم از آن صرفا برای ارضای حالات روحی، روانی و برای جا نماندن از رشد پر سرعت این صنعت است. می‌توان مد را در بخشی از سبک زندگی آمریکایی خلاصه کرد؛ سبکی از زندگی که معضلات فراوانی برای بشریت به دنبال داشته است.

 

 

 

 

شوربختانه باید بیان داشت  امروزه پوشاک در اکثر نقاط جهان و بالاخص کشور‌های شمالی کره زمین، صرفا وسیله‌ای برای پوشش محسوب نمی‌شود بلکه به نوعی مسابقه برای عقب نماندن از مد روز تبدیل شده است. امروزه فشن و  یا مد سالانه توسط بخش مشخصی از اعضای یک گروه اجتماعی که عموما از مشاهیر هستند در کشور‌های اروپایی و آمریکایی استفاده شده و توسط کلان سرمایه داران تولید و به وسیله رسانه‌ها تبلیغ گسترده می‌شود. جذابیت و ماهیت اغواگرانه این صنعت سبب شده است تا فشن بودن جزء لاینفک زندگی مردم جهان شود. هم اکنون در کشورهای توسعه یافته و اکثر کشور‌های در حال توسعه مراکز خرید سر به فلک کشیده و پاساژ‌های لوکس، ارائه کننده محصولاتِ برند‌های نامی و معروف هستند؛ برند‌هایی، که رسانه‌های پرقدرت جهانی با رنگ و لعابی وصف ناپذیر و با تبلیغات چکشی، مردم را به سمتِ خریدِ هرچه بیشترِ محصولات آن برند‌ها سوق می‌دهند. امروزه دیگر مد از الگوی سال خارج شده بلکه به شکل فست فشن (Fast Fashion) و مدهای هفتگی و فصلی در آمده است. در فست فشن لباس‌ها به صورتی طراحی می شوند که با سرعت هر چه تمام‌تر از مرحله نمایش در فشن‌شوها به مغازه ها برسند که این امر علاوه بر تسریع مراحل تولید تا فروش، همراه با صرفه جویی در هزینه‌ها و کاهش قیمت‌ها است که باعث افزایش فروش محصولات می‌شود.

 

 


 

 

 

 

متاسفانه عموم مردم جهان از رویدادهای رخداده در این سیکل بی خبرند و کمتر کسی از مردم می‌داند که این صنعت برای پویایی خود به بی‌رحمانه ترین شکل ممکن به استثمار کشور‌های فقیر پرداخته و با دامن زدن به مصرف‌زدگی، حرص و طمع ، انواع معضلات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و امنیتی را گریبانگیر بشریت کرده است. واضح است که تمامی این چرخه به نفع معدود کلان سرمایه داران جهانی و ابر طبقه مسلط بر این صنعت است که می‌تواند محصولات خود را با حداکثر قیمت و با حداقل هزینه تمام شده به فروش برساند.

 

 

 

 

 

با کمال تاسف باید بیان داشت صنعت فشن به دلیل جذابیت وافری که در حوزه بصری و حسی دارد موجب شده است تا ابعاد پنهان این صنعت پر سود و خشن در پس پرده غفلت باقی بماند. به بیانی مستحکم‌تر می‌توان مدعی شد سرمایه‌داران جهانی، خواهان دیده نشدن عقبه صنعت فشن نزد جهانیان هستند و با رسانه‌های پرقدرت خود سعی در اغوا کردن انسان‌ها دارند تا از این طریق بتوانند علاوه بر افزودن به سرمایه‌‌های خود، بشریت را به سمت و سوی زندگی مصرف گرا سوق داده تا بتوانند با سرگرم کردن مردم توسط انواع شارلاتان بازی‌ها مقاصد خود را به بهترین شکل ممکن به ثمر برسانند.

 

 

 

 

 

بخش پنهان صنعت فشن و مد را می‌توان به دو جستار استثمار و استحمار تقسیم کرد که برای بررسی دقیق این دو مفهوم باید در ابتدا نیم نگاهی به ابعاد اقتصادی صنعت مد انداخته و با بررسی نمونه‌‌هایی از بیگاری و استثمار کمپانی های بزرگ فشن از کشور‌های فقیر بتوانیم بخشی از رذالت نظام کاپیتالیسم را آشکار کرده و در ادامه با دقت بیشتر نحوه استحمار صنعت فشن و مدیریت افکار عمومی و بالاخص مردم کشور‌های شمالی کره زمین و مردم غرب را مورد ملاحظه قرار دهیم.

 

 

 

 

 

استثمار صنعت فشن از کشور‌های جنوب

 

 

 

 

شاید هیچ گاه چارلز فردریک ورث(Charles Frederick Worth) طراح نامی انگلیسی و آغازگر فشن و صاحب صنعت مد پاریس در نیمه دوم قرن 19 و ملقب به پدر طراحی سطح عالی لباس زنانه(Haute couture)، حتی به ذهنش خطور نمی‌کرد که 150 سال بعد، صنعت مد یا فشن تبدیل به بازاری  سه هزار میلیارد دلاری شود و دو درصد از کل تولید ناخالص جهانی را از آن خود کند.[3]

 

 

 

 

 

 

 

 

هم اکنون ارزش صنعت مد زنانه، مد مردانه، کالاهای لوکس مد و بازار لباس‌های بچه‌گانه به ترتیب 621، 402، 339و 186 میلیارد دلار است. اعداد و ارقامی که هر یک از بودجه سالیانه بسیاری کشور‌ها به مراتب بیشتر است. این ارقام شگفت انگیز  نشان دهنده حجم عظیم گردش سرمایه در این صنعت است.[4] طبق آمار ارائه شده توسط  پایگاه خبری فشن‌یونایتد در سال 2014 میلادی افراد مشغول به کار در این صنعت به 57.8 میلیون نفر رسیده است.

 

 

 

 

آمارهای ارائه شده نشان‌گر این امر بدیهی بوده که چشمان زیادی خیره بر تشعشعات طمع بر انگیز این صنعت دوخته شده است. بی‌شک کمپانی‌های فعال و صاحب نفوذ در این صنعت برای رقابت با یکدیگر و سود افزایی بیشتر از هر گونه تکنیکی برای افزایش سود خود استفاده می‌کنند؛ از جمله روش ‌هایی که کمپانی‌های صنعت فشن اتخاذ کرده اند انتقال محل تولید محصولاتشان به کشور‌های فقیر است. کمپانی‌ها در این کشور‌ها با دادن دستمزد ناچیز به کارگران و استفاده از مواد اولیه ارزان مثل پنبه و الیاف مصنوعی، می‌توانند قیمت های خود را به طرز چشم گیری کاهش داده و به موازی آن بر فروش خود بی‌افزایند. این کشور‌های فقیر که در طول قرن‌‌‌های گذشته توسط دول اروپایی استعمار و استثمار شده بودند امروز نیز به نوع دیگری زیر یوغ دول غربی و کمپانی‌های چند ملیتی هستند و به دلیل ضعف مفرطی که در حوزه اقتصادی دارند چاره‌ای جز پذیرش تمامی شرایط تحمیلی به خود را نداشته و برای به دست آوردن مبلغی ناچیز مجبور به بردگی کشور‌های غربی هستند.

 

 

 

 

 

 

 

از جمله کشور‌هایی که بیش از دیگر کشورها آسیب جدی به آن وارد شده کشور مسلمان بنگلادش است. بنگلادش 128 میلیونی در صادرات لباس، رتبه دوم جهانی را داراست. صنعت 26 میلیارد دلاری لباس بنگلادش، 80 درصد صادرات این کشور را تشکیل می‌دهد. بین 4 تا 5 میلیون نفر در 5000 هزار کارخانه تولید پوشاک مشغول به کار هستند که بیش از 80 درصد آنان زنان هستند. گفتنی است که بنگلادش در اواخر قرن بیستم شرایط کاملا متفاوتی با امروز داشته است به گفته استاد دانشگاه جهانگیرنگار  «بنگلادش تا پیش از سالهای میانی ۱۹۸۰ با صنعت پوشاک درگیر نبوده است. این تولید الیاف کنف بود که در ردۀ نخست ثروت کشور قرار داشت. پس از حضور و راهبری صندوق جهانی پول (IMF) و بانک جهانی بود که برنامه های خصوصی سازی و کاستن از حمایتهای دولتی آغاز شد و نتیجه‌اش رشد ناگهانی بیکاری، گرایش گسترده به واردات و نابودی صنایع محلی بود. دیوانسالاران حزب‌های قدرتمند سیاسی، ارتشیان، درجه داران پلیس و فرزندان خانواده های مرفه به استقبال این فرصت طلایی شتافتند.»

 

 


 

 

 

 

 

در سال‌های اخیر، شرکت‌های فعال در صنعت فشن از طریق تحمیل قراردادهای مختلف به شرکت‌های واقع در این کشور‌ نظرات خود را به آنان تحمیل می‌کنند. این کمپانی‌ها حداقل امکانات عادی را از کارگران بنگلادشی دریغ کرده و با بی‌رحمی تمام، کارگران را به بردگی خود درآورده اند. برندهای معروفی نظیر، گپ(Gap)، والمارت(Walmart)، زارا(Zara)، اِچ اند اِم(H&M)، لاسنزا(La Senza)، ویکتوریا سکرت(Victoria's Secret)، رالف لاورن(Ralph Lauren) و بسیاری دیگر از کمپانی‌های نامی محصولات خود را در این کشور تولید می‌کنند. این کار موجب می‌شود مسئولیت هر گونه اتفاقی از دوش این برند‌ها برداشته شده و مشکلات احتمالی‌ که در شرکت‌های طرف قراردادشان پیش می‌آید به آن‌ها منتقل نشود.

 

 

 


حقوق پایین، محیط نا امن کاری و رعایت نشدن استاندارد‌های لازم در کارخانه ‌های تولید پوشاک در سال‌های اخیر مشکلات فراوانی را برای مردمان این کشور به وجود آورده است. در سال 2005 میلادی کارخانه‌ای که مشغول تولید سفارشات لاسنزا بود به دلیل فقدان مسائل ایمنی 64 نفر را به کام مرگ کشاند. کمپانی والمارت در سال 2008 میلادی به ازای 19 ساعت کار، ماهانه تنها 20 دلار به کارگران پرداخت می‌کرد. در نوامبر سال 2012 میلادی بر اثر آتش سوزی در کارخانه‌‌ تزرین فشن(Tazreen Fashions) در داکا 112 نفر کشته شدند. در این کارخانه  سه هزار کارگر که اکثر آنان از زنان جوان  فقیر روستاهای اطراف بودند صرفا برای گرفتن ۳۰ یورو در ماه قربانی شرکت‌های نامداری چون دیسنی (Disney)، والمارت و گروه فرانسوی تدی اسمیت (Teddy Smith) شدند.  در این کارخانه فرآورده هایی کبه شدت قابل اشتعال بودند در زیرزمین این ساختمان و درکنار راه پله ها قرار داده شده بودند و راه‌های گریز در ساختمان نیز برای جلوگیری از دستبرد به کالاها بسته شده بود،که پیامد این بی‌تفاوتی منتج به آن شد که قربانیان زنده زنده در اتش سوختند و یا از پنجره‌ها سقوط کردند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بدترین فاجعه در قطب صنعت برده‌داری فشن، مربوط به سال 2013 میلادی است. در این سال کارخانه‌ نساجی رانا پلازا(Rana Plaza) به دلیل فرسودگی و  نداشتن حداقل الزامات ایمنی دچار حریق و سپس تخریب شد که این مسئله منجر به کشته شدن 1134 نفر از کارگران که عموم آنان از زنان فقیر بودند شد. این حادثه، اعتراض‌ها و راهپیمایی‌های فراوانی را در اعتراض به شرایط ناامن محیط‌های کاری و استثمار کارگران از سوی شرکت‌های چند ملیتی در داخل و خارج آن کشور در پی داشت که عموم این اعتراضات متاسفانه بعد از گذشت چند سال مثمر ثمر نبود و همچنان آتش سوزی‌ها و تخریب این دست کارخانجات ادامه دارد و در آخرین نمونه آن به سال2016 میلادی 21 نفر کشته و 70 نفر زخمی شدند.

 

 


تمام این‌ها در حالی است که کمپانی‌ها در صورت قرارداد با کارگاه‌های تولید پوشاک در کشور‌های خود باید تمامی کارگران را از بیمه بهداشت و درمان تا بازنشستگی تامین کرده و حداقل ها را برای کارگران تامین کنند اما متاسفانه فرهنگ استثمار که قرن‌هاست با  تمدن غرب عجین شده صرفا به دنبال بیشترین بهره‌گیری از ملت های ضعیف است.

 

 

 

 

 

 

 

 موارد ذکر شده تنها بخشی از سیاهی‌ها و شقاوت‌های صنعت فشن در جهان کاپیتالیسم است. جهانی که سرمایه‌داران و صاحبان کمپانی‌های چند ملیتی برای رسیدن به سود حداکثری حاضر به انجام هر عمل بی‌شرمانه‌ای بوده و دست به هر خباثتی می‌زنند. کارگران بنگلادشی قربانی سرمایه‌دارانی هستند که با  اغواگری در سطح جهان، مدل‌های خود را بر استیج‌ها فرستاده و آنان نیز با نمایش گذاشتن لباس‌های پرزرق و برق، دانسته و یا ندانسته آحاد بشریت را در تله مصرف گرایی انداخته تا مردمان غافل از همه جا را با ولع هر چه تمام‌تر به محصولاتی که با گوشت و خون مردم بنگلادش تهیه شده است آراسته کنند و بعد از اندک استفاده‌ای نیز به دور انداخته شوند. قابل ذکر است که کلان سرمایه‌داران و کمپانی‌های صنعت فشن برای کامل کردن حلقه ثروت اندوزی خود نیازمند فروش بیشتر محصولات خود در کشور‌های توسعه یافته یا همان کشور‌های غربی هستند، به این جهت کمپانی‌های فعال در این صنعت برای به پایان رساندن حلقه تولید خود باید علاوه بر سیاست استثمار، سیاست استحمار را نیز در پیش گیرند.

  

 

 


 

محصولات تولید شده در کارخانه‌‌های ناامن بنگلادش که در فروشگاه‌‌های لوکس H&M در حال فروش است

 

 

 

 

استحمار صنعت فشن از کشور‌های شمالی

 

 

 

 

برای پیاده سازی سیاست استحمار که هدف نهایی آن فروش هر چه بیشتر محصولات تولید شده در کشور‌هایی نظیر بنگلادش است، ابرسرمایه‌داران صنعت فشن با توسل به قدرت رسانه، سعی دارند که به روز بودن و مانند مد روز رفتار کردن را تبدیل به بخشی از هویت وجودی مردم کرده تا بتوانند هر گاه که اراده کردند محصولات خود را در کمترین زمان ممکن به فروش برسانند. آنان برای تحقق بخشیدن این مسئله انواع تولیدات خود را بر تن مانکن‌ها و مشاهیر عمومی کرده و به شکل هفتگی، ماهانه، فصلی و سالانه آنان را به بازار عرضه می‌کنند و مردمانی که دل در گرو مدل‌های محبوب خود دارند و توسط اسلحه تبلیغات و انواع شامورتی بازی‌ها نظیر حراج ‌‌های گوناگون به استحمار درآمده اند نیز ناخودآگاه در درون خود غلیانی از احساسات را حس کرده و برای خرید محصولات تبلیغ شده کمپانی‌های مشهور و نامی تحریک می شوند.

 

 

 

 

 

متاسفانه تلاش‌های چند ده ساله این کمپانی‌ها نه تنها در کشور‌های غربی بلکه  در کشور‌های دیگر دنیا نیز به ثمر نشسته است و امروزه  مد و فشن در تمامی نقاط جهان جزء جدایی ناپذیر سبک زندگی تمامی آحاد مردم جهان شده است و این مقوله معضلات بسیار زیادی در حوزه فرهنگی و اجتماعی را برای بشریت به بار آورده است.

 

 

 

 


در مورد این موضوع، کارگردان معروف سینمای آمریکا، دیوید فرانکل(David Frankel) در سال 2006 میلادی فیلمی تحت عنوان "شیطان پرادا می‌پوشد" (The Devil Wears Prada) را در انتقاد از صنعت فشن تولید کرد و آن را به نمایش گذاشت.

 

 


 

 

 

 

 

 

در این فیلم، فرانکل با رویکردی انتقادی و طنز آلود به صنعت فشن، بخشی از استحمار و شقاوت دست اندرکاران رسانه‌ای این صنعت را به نمایش گذاشته است. کارگردان در این فیلم با روگرفتی از مجله مشهور وگ (Vogue magazine) که مجله ای فعال در صنعت فشن است، از شخصیت آنا وینتور (Anna Wintour)، الهام گرفته است.مجله وگ مجله‌ای است با قدمت 124 ساله. به جرأت می‌توان این مجله را یکی از فرمانروایان سرنوشت ساز جهان فشن دانست که در جهت دادن به سبک زندگی مردم و دیکته کردن هر نوع الگویی به جهانیان متبحر است. وگ به دلیل اعتبار بیش از یک قرنی خود، طرفداران زیادی را جذب حود کرده و میلیون‌ها زن جوان آرزوی فعالیت در این مجله را دارند. اعتبار مجله تا آن حد است که به سادگی می‌تواند هر گونه استعدادی را به اوج برده و یا آن را به چاه ذلت برساند. امری که فرانکل نیز در فیلم خود آن را به خوبی نشان می‌دهد.

 

 

 


در واقع مساله این است که کارگردان با ساخت چنین فیلمی علاوه بر به تصویر کشیدن فضای رسانه‌ای صنعت فشن نقدهای خود را در قالب فیلم سینمایی به مخاطب بیان کرده است. در این فیلم دختری به نام آندرا که اساسا میل و رغبتی به مد ندارد و صرفا به دنبال پیدا کردن کار و افزایش تجربه است وارد این حوزه شده و آرام آرام به دلیل مشغله زیاد، تمامی دوستان و گذشته خود را از دست می‌دهد. جدای از به تصویر کشیدن تلخی فعالیت در این صنعت که علی‌رغم ظاهر زیبای آن روح آدمی را سخت و کدر می‌کند کارگردان به طور گذرا به مسئله تبدیل شدن  لاغری و زیبایی در صنعت فشن در بین بسیاری از دختران و زنان به یک ارزش نیز اشاره می‌کند.

 

 

 

 


متاسفانه شیوه  الگوسازی کمپانی‌ها و رسانه‌های فعال در صنعت فشن، پوشاندن انواع لباس‌ها بر تن مدل‌ها و مانکن‌ها است. جثه لاغر اندام مدل‌ها موجب شده است تا بسیاری از دختران جهان غرب و حتی شرق به دلیل این همانی سازی خود با مدل‌ها دچار معضلات جسمی و روانی شده و با اختلالات گوناگونی مواجه شوند.

 

 

 

 


از جمله اختلال‌‌های شایع در این عرصه، اختلال خوردن است. به نظر می‌رسد هر چه الگوی مد و تصاویر تلویزیونی زنان کوچک‌تر می‌شود دختران نوجوان ناخرسندتر می‌شوند. طبق یکی از مهمترین تحقیقات انجام شده هم اکنون تنها 15 درصد دختران از آنچه هستند احساس خوبی دارند و کمتر کسی با این نکته مخالف است که اختلال‌های خوردن در زنان به دلیل هویت نقش جنسی شایع تر است یا در آماری دیگر سه و نیم میلیون نفر از زنان در کشور انگلیس دچار اختلال خوردن هستند.

 

 

 


 

 

 

 

 

متاسفانه استحمار صنعت فشن که در طول استثمار این صنعت و با هدف افزایش فروش محصولات کمپانی‌های نامی بوده، قربانی‌های زیادی را تا کنون گرفته است. امروزه کلان سرمایه‌داران جهانی و حامیان اقتصاد لیبرالی نه تنها کارگران بنگلادشی و هندی و چینی را به بردگی خود در آورده و رحمی به آنان نمی‌کنند بلکه تمامی مردم جهان و به طور خاص شهروندان اروپایی و آمریکایی را نیز تحت این ظلم گسترده قرار داده اند، اعترافی که کارگردان فیلم شیطان پرادا می‌پوشد نیز به شکل بسیار تلطیف شده ای به تصویر کشیده است.

 

 

 

 

نتیجه‌گیری

 

 

 

 

صحبت انتقادی از دنیای به شدت خوش رنگ و لعاب فشن و بیان ابعاد پنهان این صنعت به دلیل ظاهر فریبکار آن امری بسیار سخت تلقی می‌شود و دشوار‌تر از آن این است که بتوان افکار عمومی جامعه را  به این باور رساند که در پس پرده صنعت فشن و یا مد با دنیایی به شدت خشن، بی‌رحم و به غایت استثمارگر مواجهیم که در قرن 21 پرچم دار برده‌داری مدرن است. هر چند آگاه سازی در این باره بسیار سخت است اما گام اول برای نشان دادن شقاوت سرمایه‌گذاران این صنعت روشن‌گری و روشن کردن بخش در سایه قرار گرفته صنعت فشن است. صحبت از بنگلادش و کشور‌های فقیر که تحت سلطه صنعت استثمارگران قرار دارند و بعد از آن استحمار جهانیان توسط صاحبان این صنعت که مبارزه با آن به مراتب سخت تر و پرفراز و نشیب از مسئله استثمار است به ذکاوت و زیرکی فراوان در حوزه رسانه نیاز دارد.  آگاه سازی درباره کمپانی‌هایی که محصولات آنان از گوشت و خون  مردمان مسلمان بنگلادش و امثال آنها تهیه شده و همچنین بصیرت افزایی برای مردمانی که شوق فراوانی برای به دست آوردن لباس‌های مدام در حال به روز شدن دارند،  گام نخست برای رهایی از حصار استثمار و استحمار است.

 

 

 

 


 

 

مقالات مرتبط :

 

*

*

*

*


 


 

 

[1] http://www.investopedia.com/terms/f/fast-fashion.asp

[2] https://books.google.com/books?id=e3Sd_mikSP4C&pg=PA7#v=onepage&q&f=false

[3] http://www.thefashionglobe.com/modern-day-slavery-in-the-fashion-industry

[4] https://fashionunited.com/global-fashion-industry-statistics

[5] https://www.dandc.eu/en/article/working-conditions-bangladeshi-seamstresses-are-often-poor-even-when-expensive-branded

[6] https://ir.mondediplo.com/article2017.html

[7] http://www.therichest.com/rich-list/most-shocking/10-major-clothing-brands-caught-in-shocking-sweatshop-scandals/

[8] http://www.nytimes.com/2012/11/26/world/asia/bangladesh-fire-kills-more-than-100-and-injures-many.html

[9] http://www.imdb.com/title/tt0458352/

[10] https://web.archive.org/web/20061116035153/http://enjoyment.independent.co.uk/film/reviews/

[11] روانشناسی مرضی کودک، ترجمه محد مظفری مکی آبادی، صفحه 505

[12] https://i-d.vice.com/en_gb/article/how-the-fashion-industry-affects-the-bodies-of-young-women

منبع :

پایگاه علم و دانش پژوهی هادی



نظرات
نظر خود را ثبت کنید

کاربر گرامی؛ سلامٌ علیکم

لطفا پیش از ثبت نظر خود توجه داشته باشید:

تجویز دارو و پیچیدن نسخه برای بیماری و مشکلات شخصی و موردی، نیاز به شرح حال کامل و معاینه بالینی دارد که طبیعتاً از طریق ارتباط مجازی، قابل حصول نیست.

لذا خواهشمندیم از تقاضای نسخه و دارو برای بیماری های موردی، اجتناب فرمایید.

سایر نکات

1- از اعلام نشانی و تلفن درمانگاه معذوریم. درصورت تمایل از طریق پایگاه «طبیب شهر»، پزشک مورد نظر خود را جستجو کنید.

2- ابتدا مقالات مربوطه را مطالعه کنید و پس از اطمینان از نبود اطّلاعات موردنظرتان، نسبت به طرح سؤال اقدام کنید. از پاسخگویی به سؤال هایی که در متن مقاله جواب داده شده اند معذوریم.

3- از طرح سؤال هایی که نیاز به پاسخ های خصوصی و ارسال به پست الکترونیک دارد؛ خودداری فرمایید.

4-  پاسخگویی به سؤالاتِ کلّی و نیازمند پاسخ های مفصّل در توان پایگاه نیست.

5- نشانی پست الکترونیک شما در نزد پایگاه طبّ شیعه محفوظ است.

6- هرنظر را تنها یک بار ارسال کنید و از تکرار ارسال نظرات خودداری کنید.

7- حتّی المقدور از ارسال نظرات به صورت «فینگیلیش» خودداری کنید.

8- پاسخ هاي ارائه شده، كلّي و عمومي هستند و پاسخ دقيق و تخصّصي، تنها با ويزيت بيمار امكانپذير است

 

با سپاس و امتنان

دکتر وحید علیان نژادی

نام :  
ایمیل :
* نظر شما
 

سایر مقالات این موضوع

جذابیت و زیبایی به قیمت انواع سرطان (مقاله انتخابی)[34بازدید]
میکروتراشه‌های ضد بارداری؛ جدیدترین روش کنترل جمعیت (مقاله انتخابی)[99بازدید]
به نام نوزادان به کام ابرشرکت‌ها (مقاله انتخابی)[150بازدید]
مبارزه با حجاب، انحراف است (مقاله انتخابی)[341بازدید]
ياد بگيريم دوباره محبت بورزيم: «خانواده‌هاي از هم گسسته»، شهروندي و حمايت دولت از زوجيت (مقاله انتخابی)[443بازدید]
هشت غذايي كه كارشناسان هرگز نمي‌خورند (مقاله انتخابی)[777بازدید]
روان‌شناسي غربي و پشت پرده معنويت (مقاله انتخابی)[597بازدید]
واکسن؛ ابزار کنترلِ جمعیت در دستان بیل گیتس(مقاله انتخابی)[1120بازدید]
استعمار نوین در سایه آموزش زبان انگلیسی (مقاله انتخابی)[1130بازدید]
بازی با احتمالات؛ بازی با سلامت مردم-محصولات تراریخته؛ نابودگر نسل‌های آینده (مقاله انتخابی)[855بازدید]
جهان فشن؛ صنعتی استثماری برای استحمار دیگران ( مقاله انتخابی)[902بازدید]
بورس‌های تحصیلی؛ ابزاری برای نفوذ و جذب نخبگان (مقاله انتخابی)[787بازدید]
سیاست فرزند آوری: الگوی نژادپرستی اسرائیل (مقاله انتخابی)[858بازدید]
مکمل‌های ورزشی؛ رویای پوچ (مقاله انتخابی)[762بازدید]
به بهانه‌ِی سلامتی؛ به بهای مرگ (مقاله انتخابی)[927بازدید]
خطری که در آب لوله‌کشی پنهان شده است (مقاله انتخابی)[971بازدید]
انتهای راه محصولات تراریخته، ناباروری است؟(مقاله انتخابی)[673بازدید]
الفبای نفوذ! (مقاله انتخابی)[781بازدید]
بررسی و تحلیل سند 2030 یونسکو (مقاله انتخابی)[761بازدید]
اسناد اقدامات ضدبشری بورلاگ و ردپای مامور راکفلر در کشاورزی ایران(مقاله انتخابی)[669بازدید]

نمایش تمامی عناوین این موضوع

آخرین مقالات

جلوه های درمانی قرآن کریم (مقاله انتخابی)
من به شبکه متصل ام، پس هستم(مقاله انتخابی)
کبد چرب
اسناد اقدامات ضدبشری بورلاگ و ردپای مامور راکفلر در کشاورزی ایران(مقاله انتخابی)
جنایتی هولناک در پرونده غرب؛ پشت پرده آلوده کردن مردم ایران به ایدز توسط فرانسه + تصاویر و فیلم(مقاله انتخابی)
تاثیر مدرنیته و نوسازی بر افزایش سن ازدواج دختران ایرانی(مقاله انتخابی)
دستورات حفظ سلامتی و تغذیه برای بیماران مبتلا به سرطان
تأثیر امواج الکترومغناطیس بر بخش‌های مختلف بدن(مقاله انتخابی)
بازی با احتمالات؛ بازی با سلامت مردم-محصولات تراریخته؛ نابودگر نسل‌های آینده (مقاله انتخابی)
«سه معجزه»؛ سلسله مقاله‌هایی پیرامون نفوذ جریانی دشمن در حوزه سلامت/ 2 علیرغم تأکیدات رهبر انقلاب مبنی بر جبران خطای تحدید نسل، «عقیم‌سازی» همچنان ادامه دارد/ دیگر از دلارهای سازمان های بین المللی برای جلوگیری از پیری جمعیت ایران خبری نیست!
سالنامه حجامت 1395 هجری شمسی؛ هدیه پایگاه طبّ شیعه
استعمار نوین در سایه آموزش زبان انگلیسی (مقاله انتخابی)
بحرانی به‌نام جمعیت‌شناسان؛ کسانی که آهنگ رشد جمعيت «صفر» را به نظام پیشنهاد می‌دهند + تصاویر(مقاله انتخابی)
واکسن؛ ابزار کنترلِ جمعیت در دستان بیل گیتس(مقاله انتخابی)
خطرات استفاده از آنتى بیوتیک ها در غذاى حیوانات(مقاله انتخابی)
جذابیت و زیبایی به قیمت انواع سرطان (مقاله انتخابی)
استفاده نابجا از آنتى بیوتیک؛ مقصر کیست؟(مقاله انتخابی)
مک دونالدیسم(مقاله انتخابی)
روان شناسى به مثابه دین(مقاله انتخابی)
مردن براى اطلاعات(مقاله انتخابی)
چگونه سكس، بمب‌ها و برگرها جهان ما را شكل داده‌اند؟(مقاله انتخابی)
جُلّاب؛ درمانگر خوش طعم و خوش رنگ
اصول‌ تغذيه‌ در سيره پيامبر اعظم‌ (صلوات الله علیه و آله)(مقاله انتخابی)
نقش بینش توحیدی در سلامت انسان (مقاله انتخابی)
عوارض ناشناخته محصولات دستکارى شده ژنتیکى(مقاله انتخابی)
به نام نوزادان به کام ابرشرکت‌ها (مقاله انتخابی)