احسنت به شما و زحمات شما و مشی شما که گرانپسند و گرانقدر و گرانبهره اید
تراب

عالیه
سیدمهدی

خیلی خوبه حتما امتحان کنید
سیدمهدی

سلام ما هم مثل شما سلامتی بچه مون برامون مهمه. ما هم دوست نداریم به فرزندمون واکسن بزنیم و نابودش کنیم. ولی واقعا راه حل چیه؟ مثلا شما از چه راهی استفاده کردید دلبنداتون و واکسن نزدید و مدرسه بردید؟ ما بی چاره ها باید چکار کنیم؟ کاش امام زمان زودتر ظهور کنن... یه جواب امیدبخشی بهمون بدید.
ترانه

سلام خداقوتت بخاطر مطالب مفید اینکه مفرمایدبرای درمان ناباروری 40مرتبه منظور 40بارر است ممنون
مهربان

سلام
مریم

سلام؛به نمیرسه 4 لیوان برای مدت 3 هفته خیلی. کم باشه اآیا ازدوره درمان راکامل کرد
بهنام

عالی عالی عالی ممنون
یاس

خدا قوت بنده از مطالب شما برای پایان نامه ات استفاده نمودم باتشکر
11

خیلی عالی است....
farnaz
زندگی استعماری؛ طبّ استعماری
علم، سنّت، مدرنیته(مقاله انتخابی)
تعداد: 1 میانگین: 3
[تعداد بازدید : 4531]

[نسخه چاپی]

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

و صلّی الله علی محمّد و آله الطّاهرین و لعنه الله علی اعدایهم اجمعین

 

 

علم؛ سنّت؛ مدرنیته

 

قسمت اول:


برای درک حقیقت علم، آسمانی بودن یا نبودن آن و چیستی و چگونگی آن، ابتدا باید از اعتقادات و مبانی نظری و پایه شروع کرد. این برای بنده و دیگر کسانی که در این راه قدمی هرچند کوچک برداشته اند، یک امر بدیهی و اثبات شده است که آنچه امروز آن را علم و پیشرفت می خوانند چیزی جز توسعهی جهل و اباطیل نفس اماره نیست. بشری که بعد از رنسانس خود را بی نیاز از هدایت های آسمانی دید، با کنار گذاشتن آموزه های انبیای الهی، خواست که به تنهایی راه سعادت را بپیماید.این تفکر، منجر به تولید علومی شد که بر اساس "عقل جزء نگر ابزاری"، به کشف هستی می پردازد و بدون اینکه نیازی به هدایت الهی ببینید «خود» را محور هستی تلقی می کند و هرآنچه را که «خود» بخواهد همان را درست می داند و جهان را بر اساس حاکمیت استیلا جویانهی نفس اماره به تسخیر خود در میآورد. این حرکت تجاوزگرانه، هستی را بر علیه انسان میشوراند و آمال پوچ و نابخردانهی این موجود سرکش را همچون آواری بر سرش خراب میکند. هر چند که او میخواهد از این مهلکه فرار کند، لکن: ولا یمکن الفرار من حکومتک ... اثرات و تبعات این خودسری و عدم پذیرش عبودیتِ حق که هدف آفرینش انسان است، جهنمی را پدید می آورد که خشک و تر را در خودش می سوزاند: ظهر الفساد فی البر و البحر، بما کسبت ایدی الناس ... وقتی که به این مرحله رسید آنگاه ندا میدهد که: الهی عظم البلاء و برح الخفاء و انکشف الغطاء و انقطع الرجاء و ضاقت الارض و منعت السماء ... ففرج عنا فرجا عاجلا قریبا کلمح البصر ... ... انسانی که مدتی طعم تلخ حاکمیت نفس اماره را چشیده است اینچنین سوزناک و ملتمسانه از خدا می خواهد که نجاتش دهد و این نجات، در گرو فرج آن غایبِ همیشه حاضر است ...



اما امام زمان چه می خواهد بکند؟ ... در دعای ندبه می خوانیم:



این المدّخرُ لتجدید الفرایض و السّنن ... : کجاست آن ذخیره ی الهی برای احیاء و تازه کردن واجبات و سنت های الهی؟



احیاء دوبارهی سنت های الهی، یکی از کارهایی است که آن حضرت انجام خواهد داد. یکی از آن سنت های الهی "حجامت" است ... در دعای مخصوص حجامت می خوانیم:



اللهم هذه سنتک و سنه نبیک صلواتک علیه و آله ... : خداوندا، این سنت تو و سنت پیامبر تو (که سلام و درود تو بر او و خاندان او و پیروانش باد) است ...



رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:« خمس من سنن المرسلین: الحیاء و الحلم و الحجامه و السّواک و التّعطّر: پنج چیز از سنت پیغمبرانست: حیا و حلم و حجامت و مسواک و عطر زدن.» [نهج الفصاحه مجموعه کلمات قصار حضرت رسول ، ص: 462]



حجامت، سنت الهی و سنت پیامبر اسلام و انبیاء الهی است. لکن وقتی تفکر مدرن به آن بر می خورد آن را به کناری گذاشته و انگ قدیمی بودن و کم اثر بودن را به آن میچسباند و مدعی میشود که راه های بهتری برای درمان ارایه کرده است. به راستی این واقعیت دارد؟ .. اگر با مراحل شکل گیری نطفهی تفکر مدرن و طریقهی رشد علمی این جریان آشنا شوید، متوجه می شوید که این جریان برای پیشبرد اهداف خود در جهت زمینی کردن انسان، نیاز به اسنادی دارد تا بتواند تفکر جعلی خود را موجه نشان دهد. لذا در این راه حتی از تاریخسازی و جعل نظریههای خرافی و باطل هم دریغ نداشته است. این هدف، او را تا جایی پیش میبرد که حتی حاضر می شود نسل خلیفه الله در زمین را از نسل میمون نماها بداند! تا بر این اساس بتواند پایههای تمدن جدید را محکم کند. به قول یکی از صاحبنظران:



((علی رغم آن همه شواهد زیست شناختی، که در رد و ابطال نظریهی تکامل، چه در صورت داروینی و چه در صورت نیو داروینی مطرح شده در قرن بیستم، عرضه گردیده، هنوز این انتقادات جدید، در نظرگرفته نمی شود. دلیل این امتناع هم آن است که: قول به نظریهی تکامل، یکی از ارکان جهاننگری جدید یا تجدد را تشکیل می دهد و اگر قرار باشد که نظریهی تکامل رد شود، کل ساختاری که دنیای متجدد بر آن مبتنی گردیده فرو خواهد ریخت و به ناچار باید بر حکمتِ هول انگیزِ! خالقِ مطلق در خلق صورِ متکثرِ حیات که در روی زمین و دل دریاها مشهود است گردن نهاد. تمکین در مقابل این واقعیت، ضمنا تلقی انسان جدید را نیز از دورانهای قبلی تاریخ خود، در قبال سایر تمدن ها و اَشکال زندگی، تغییر خواهد داد. به همین دلیل است که نظریهی تکامل، همچنان در غرب به عنوان یک واقعیت علمی و به عنوان یک نظریه، تدریس میشود و هرکه با آن مخالفت کند به عنوان یک دین باور تاریک اندیش، طرد خواهد شد. [جوان مسلمان و دنیای متجدد، ص271]))



پایه های تمدن مدرن، نه بر اساس حقیقت که با کتمان حقیقت، پایه ریزی شد و در جهت حذف آثار انبیا و منزوی کردن دین از هیچ دروغ و جعلی فروگذار نکرد. حال چنین تفکری در جهان گسترش یافته و حکم می راند:



(( در واقع، پذیرش نظریهی سیر خطی پیشرفت، که: انسان از عهد میمون بودن شروع کرد، ابزار ساز شد و سپس با تجربه و آزمون شخصی و اتفاق و تصادف، طی قرون و اعصار، شیوهی زندگی را آموخت و در هر قرنی از قرن سابق، پیشرفته تر شد، گریزی از پذیرش غرب، به عنوان اسوه، افق و غایت حرکت فردی و جمعی باقی نمی گذارد ... ... ... و بدین جهت است که امروزه «توسعه یافتگی» و «ترقی پیشرفت» غایت القصوای حرکت همهی جوامع، حتی جوامع اسلامی، قرار گرفته و همگان در ضرورت نظری و عملی توسعه یافته شدن و به ترقی نایل آمدن، تقریبا کمترین تردیدی ندارند. و بدون تردید اگر نگاه به مقولهی تکامل و ترقی و توسعه، از بیخ و بن عوض و اصلاح نشود، غربی شدن تمام عیار، و هضم در نظم نوین موعود غرب، سرنوشت محتوم ماست. ))[اسلام و تجدد ص 21 و22]

 

قسمت دوم:

 

دعای ندبه چه می گوید؟


این السّبب المتّصلُ بین الارضِ و السّماء: کجاست آنکه وسیلهی پیوند بین زمین و آسمان است؟

 

حال تفکر مدرن چه می خواهد بکند؟



قدسی زدایی ... قـطع اتصال با عالم ملکوت ... زمینی کردن آدم ... قطع پیوند بین زمین و آسمان .. دقیقا خلاف آنچه حضرت می خواهد انجام دهد ... پس اگر ریشه ی علوم نافع را آسمانی بداند سبب اتصال این پیوند خواهد شد و با این کار طومار تفکر باطل و جعلی خود را خواهد پیچید، پس چاره ای جز جعل نظریات دروغین و تاریخ سازی های مضحک و سپس تایید آن ها توسط علوم ساختگی و فرمایشی خود ندارد ... از طرفی می داند که کاری که تفکر دینی می خواهد انجام دهد، اتصال انسان به آسمان است. پس باید جلوی آن را بگیرد و مانع از زمینه سازی برای چنین امری شود. امری که ما از آن به اسم "ظهور" یاد می کنیم ....



براستی چه بر سر شیعه آمده که بعد از هزار و اندی سال هنوز هم امام خود را نمی خواهد؟! بنده از این زاویه به این سوال جواب می دهم: دلیل این است که ما هنوز مضطر به ظهور ولی خدا نشده ایم. اما چرا؟ .. چون تفکر مدرن، سلطهی بی چون و چرای خود را بر تمامی ابعاد زندگی ما گسترش داده و آن حالت استغنایی را که در باطن این تفکر نسبت به آموزه های آسمانی وجود دارد، به تدریج در جان ما فرو کرده. ما بر اساس آموزه های باطل تفکر مدرن، فکر می کنیم که نیازی نیست در تمامی ابعاد زندگی، از بالا هدایت بگیریم. فکر می کنیم می توانیم خودمان بسیاری از مشکلات و موانع پیش رو را برداریم و با توسل به "عقل جزء نگر ابزاری" به جای سوال از خالق هستی، کار خود را پیش ببریم. این تفکر، آموزه های وحیانی را به کناری می اندازد تا خودش بار سنگین هدایت انسان را بر دوش بگیرد. باری که قطعا کمرش را خرد خواهد کرد! .. وقتی به آموزه های انبیا می رسد، آن را خرافه می داند و اگر نتواند تاثیر آن را کتمان کند، دست آورد بشری اش می خواند تا سر فرصت از آن عبور کند، چون اگر بپذیرد که این علوم ریشه ی آسمانی دارد پس به ناچار باید مهر باطلی بر تمام ادعاهای خویش بزند. قوام تمدنش بر این اساس باطل بنا نهاده شده و جز این کار نمی تواند بکند. حال که ما به دلایلی مرعوب و مسحور این جریان طغیانگر شده ایم، بدون آگاهی، سخنانی را بلغور می کنیم که جز خود ما، دیگری را نشانه نمی رود! .. با تکرار اباطیل برآمده از نظام کفر، تیشه بر ریشه ی خود می زنیم و نمی دانیم! .. از بطن تمدن اسلامی به تطهیر لجنپراکنیهای وارثانِ "قاتلان انبیاء الهی" همت گماشته ایم و اصل خود را به فراموشی سپرده ایم ... براستی: این الطالب بذحول الانبیاء و ابناء الانبیا ...


*  *  *  *  *  *  *  *  *

 

برای اینکه بدانید مشکل تا چه حد جدیست کافیست بروید و از اطرافیان خود این سوال را بپرسید:



"آیا به نظر تو جهان امروز (در عصر غیبت امام زمانش) به سمت علم و آگاهی حرکت می کند یا نه؟ " ... جواب از همین الان معلوم است. از نظر مردم ما جهان به سمت علم، پیشرفت، آگاهی، توسعه، ترقی، ابادانی و هزار خصوصیت مثبت دیگر حرکت می کند. و همه ی این ها در حالی اتفاق می افتد که امام زمانشان در غیبت به سر می برد. این یعنی چه؟ ... ... ... واقعا در این سـوال کمی متوقف شوید و فکر کنید ... ... ... ...



چه امام باشند چه نباشند، بشر خودش می داند که از چه راهی باید برود. خودش اقتصاد تولید می کند، خودش طب می سازد. خودش جامعه را مهندسی می کند. خودش به سمت ترقی و پیشرفت حرکت می کند. خودش کشاورزی تولید می کند، برق تولید می کند، به کرات مختلف می رود و خودش و خودش و خودش ... ... ... این «خود» ها، همگی مستقل از وحی عمل می کنند و امروز همین «خود» ها هستند که تمام جهان را اداره می کنند و در هر زمینه ای نظر می دهند ... خوب مگر چه میشود؟ ... باید شنیده باشید که حضرت، منتظرِ واقعی را همچون تشنه ای دانستند که آب می خواهد. ... این فرد تا آب را نیابد تمام هم و غمش یافتن آب است. یک لحظه این تشنگی و این طلب را فراموش نمی کند تا آب را بیابد و سیراب شود ... پس این فرد مضطر به وجود "آب" است و این اضطرار را با تمام وجود حس می کند. حال اگر چنین فردی در جایی باشد که آب نیست اما مثلا نوشابه هست! آن وقت چه؟ آیا باز هم آن اضطرار قبلی را حس می کند؟ خوردن این نوشابه هرچند که جای آب را نمی گیرد اما آنقدر از او رفع عطش می کند که دیگر مضطر به آب نباشد ... تفکر مدرن در جامعه ی امروز به انسان هایی که تشنگیشان جز با آب حیات رفع نمی شود، نوشابه های سمی می خوراند و چون نگذاشته آب را بشناسند، خودشان هم این نوشابه را تنها راه رفع تشنگی می دانند و از آن تجلیل می کنند ... می خورند، مریض می شوند و ذلیلانه می میرند ... ما برای چه باید مضطر به ظهور ولی خدا شویم؟ وقتی بدون نظر خواهی از ایشان همه کار می کنیم و آن کار را درست هم می دانیم؟ حال که خودمان می توانیم مستقل از وحی پیش برویم پس خود به خود، نیاز ما به ظهور حجت خدا، همه جانبه نخواهد بود. یعنی مضطر به ایشان نخواهیم شد چون در بسیاری از ابعاد زندگی خود، بدون نیاز به ایشان می توانیم پیش برویم و مانند ممالک دیگر نیاز های خود را برطرف کنیم. در این وسط البته اندک جایی هم برای ایشان خالی کرده ایم که اگر پر شود خوب است!! ... این ها همه دست به دست هم داده اند تا ما بیش از اینکه منتظر ظهور باشیم، معتقد به ظهور شویم. عجیب این است که مسلمانان هم این توهم فراگیر را باور کرده اند و در این ظلمت انباشته، نور را طلب نمی کنند.



طب انبیا را قدیمی و کم اثر می نامیم و خودمان راه های جدید ارایه می دهیم و با تمام توان از آن دفاع می کنیم. اما وقتی نوبت به دفاع از میراث انبیا می رسد، اندک جمعیتی شاید پیدا شود که برای دفاع برخیزد و هم ایشان هستند که متهم به تحجر، تعصب و بی سوادی می شوند. چون تفکر مدرن، بازگشت به سنت ها را پسرفت و عقبگرد می داند. همان سنت هایی که حـضرت، برای احیاء آن ها می آید. و چون این تفکر، ذهن مردم ما را استحاله کرده و آن ها از این دریچه به قضایا نگاه می کنند، همان چیزی را می بینند که تفکر مدرن می خواهد.

 

قسمت سوم:


در حالی مردم ما جهان را به سوی پیشرفت علم و آگاهی مشاهده می کنند که روایات ما از عکس آن خبر می دهند:



قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: لا تقوم السّاعهُ حتی یُقبَضُ العلم: تا علم از میان نرود، ساعت [حادثه ظهور] به وقوع نخواهد پیوست. [صحیح بخاری، ج1، ص350]


من اشراط الساعه ان یَقِلَّ العلمَ و یظهر الجهل: افول علم و گسترش نادانی، از نشانه های نزدیکی ظهور است. [صحیح بخاری، ج1 ص43] [الفصول فی الاصول، ج3، ص316]


قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: ... تاسعهم القایم الذی یملاالله الارضَ نورا بعد ظلمتها و عدلا بعد جورها و علما بعد جهلها: ... نهمین آنها (از فرزندان امام حسین علیه السلام) قایم است که خداوند توسط او دنیا را بعد از تاریکی، پر از روشنایی و بعد از ستم پر از عدالت و بعد از نادانی پر از دانایی (علم) می کند. [کمال الدین و تمام النعمه، ص259]


قال علی علیه السلام: یکون ادا رُفعَ العلمُ و ظَهَرَ الجهل: (ظهور امام زمان) هنگامی است که علم رخت بندد و نادانی آشکار شود. [الزام الناصب، ص64]


قال الرضا علیه السلام: اذا رفع العلمُ من بین اظهرکم، فتوقَّعوا الفرجَ مِن تحتِ اقدامکم: هنگامی که علم از نزد شما رخت بندد، انتظار فرج را از زیر پاهایتان داشته باشید! [یعنی در هر لحظه] [اصول کافی، ج1، ص 341]




و در حالی عقل مستقل از وحی را مستعد رسیدن به علوم نافع بشری می داند که ... :




قال الصادق علیه السلام: ... فلیَذهَبِ الحَسَنَ یمیناً و شِمالاً فوَاللهِ لا یوجِدُ العلمَ الا ههنا: به خدا سوگند اگر حسن [بصری] به چپ و راست [عالم] برود، علم را جز در این خانه [اهل بیت] نخواهد یافت. [ کافی ج1 ص 17]


امام باقر علیه السلام خطاب به سلمه بن کهیل و حکم بن عتیبه: شرِّقا و غرِّبا فلا تجدانِ علماً صحیحاً الا شیینا خَرجَ مِن عندنا اهل البیت: اگر به شرق و غرب بروید، به دانش صحیح دست نمی یابید مگر آنچه از نزد ما اهل بیت صادر شده باشد. [ کافی ج1 ص 399 ]


امام صادق علیه السلام: یا یونس ان اردتَ العلمَ الصحیح فعندَنا اهلَ البیت فانا ورِثنا و اوتینا شَرعَ الحِکمه و فَصلَ الخِطاب: ای یونس! اگر طالب علم صحیح هستی، تنها نزد ما اهل بیت است. میراث دار حکمت الهی و نبوی و فصل الخطاب [سخن نهایی و حق] ما هستیم . [وسایل الشیعه ج 27 ص72]


امام باقر علیه السلام : کلُّ ما لم یَخرُج مِن هذا البیتِ فهوَ باطل: هر [حکم و دانش]ی که از خانه ما [اهل البیت] صادر نشده باشد، باطل است. [وسایل الشیعه ج 27 ص75]

 

قسمت چهارم:

 

آیا ما واقعا اینطور به دین و منابع دینی نگاه می کنیم؟ آیا علم را فقط و فقط در خانه ی اهل بیت (علیهم السلام) جستجو می کنیم؟ واقعا این حرف چقدر برای جامعه ی امروز قابل قبول است که آن چیزی که در رنسانس اتفاق افتاد، انفجار علم و تکنولوژی نافع نبود و در واقع توسعه ی جهل بر محور "نفسِ استیلا جو "و "عقل ابزاری خود اندیش" بود؟!

 

قال الصادق علیه السلام: العلمُ سَبعهٌ و عشرونَ حَرفاً فَجمیعُ ما جاءت بهَ الرُّسُلُ حَرفانِ فَلَم یَعرِفِ النُاسُ حتّی الیومَ غَیرَالحَرفَینِ، فَاِذا قامَ قایمُنا اخرَجَ الخَمسَهَ و العِشرینَ حَرفاً فَبَثَّها فی الناسِ و ضَمَّ اِلیها الحرفین: علم، 27 حرف است و تمام آنچه فرستادگان الهی، آورنده ی آن بوده اند، تنها دو حرف از آن بوده و تا به امروز بیش از دو حرف آن را نشناخته اند، اما آنوقت که قایم ما قیام کند، بیست و پنج حرف دیگر را در میان مردم، منتشر خواهد کرد و دو حرف موجود را نیز به آن ضمیمه خواهد نمود. [بحار الانوار، ج52، ص336]



این حدیث می گوید که:



اولا: آن دوحرف از علم، توسط فرستادگان الهی آورده شده و تا زمان امام صادق علیه السلام ثابت باقی مانده. پس، از دستیابی بشر به علم، بدون واسطهی رسولان الهی، سخنی نمی گوید بلکه علم را فقط همانی می داند که از آسمان نازل شده است.



در ثانی: این علم، تا زمان ظهور افزایش پیدا نمی کند و حضرت، 25 حرف دیگر را تازه در آن زمان به علم اضافه می کند. در این فاصله یعنی از زمان امام صادق علیه السلام تا زمان ظهور که هنوز نیامده، رنسانسی به وقوع پیوسته که همه آن را نقطه عطف تولید علم و فناوری می دانند اما جالب است که با این حال، چیزی به این دو حرف از علم اضافه نمی کند. و این علوم هم هیچ تعهدی به وحی ندارند و موارد جدیدی را تولید کرده اند که قبلا نمونه اش نبوده.



ثالثا: این حدیث نمی گوید که مثلا وقتی حضرت، آن 25 حرف از علم را می آورد، 2 حرف قبلی را منسوخ می کند، بلکه می گوید: " دو حرف موجود را نیز به آن ضمیمه خواهد نمود." یعنی علوم آسمانی که توسط انبیا آورده شده است، منسوخ نمی شود .. حذف نمی شود .. کهنه و کم اثر نمی شود .. به حا شیه رانده نمی شود .. به جرم قدیمی بودن طرد نمی شود ...



سنت های الهی همیشه تازه اند و همیشه بهترین و بالاترین کاربرد ها را دارند ... آیا تفکر مدرن هم اینگونه می اندیشد؟ آیا طب مدرن و پزشکان مسلمان امروزی هم اینگونه فکر می کنند؟ همانطور که قبلا ذکر کردم، امام صادق علیه السلام در جواب آن طبیب هندی می فرماید: "نه، به خدا سوگند، جز از خداوند، از دیگری نیاموخته‏ام" ... و در جای دیگر می فرماید: از پدرانم و ایشان از پیامبر، و او از جبرییل، امین وحی و او از پروردگار که مصالح همه اجسام را داند (آموخته ام) ... آیا آسمانی خواندن این علم، خنده دار است؟! .. آیا وقتی که امام علی علیه السلام، تعادل طبایع و صافی مزاج را سبب " انسانی شدن و نه حیوانی شدن" می داند، منطقی است که علمی را که این هدف را دنبال می کند، در حاشیه قرار دهیم و آن علمی را که هیچ تعهدی نسبت به این قاعده (تعادل طبایع و مزاج ها) ندارد، را در جامعه ای گسترش دهیم که هدفش " انسانی شدن و نه حیوانی شدن" است؟! ... این علم که ابزار رسیدن به این هدف است باید کنار برود و آن علمی که با جنایت های شیمیایی، جامعه ی ما را به سمت تباهی می کشاند باید عنوان "علمی بودن" را یدک بکشد؟ مگر سیستم بدن انسان از زمان امام صادق علیه السلام تا به امروز عوض شده؟ ! .. مگر در دنیای امروز تعادل طبع ها مفهوم متفاوتی با آن دوران دارد؟ .. دیروز این تعادل، انسانی می ساخت که به باب ملکی در می امد و امروز باید زیرمجموعهی مطیعی از طب مدرنی باشد که هیچ تناسبی با انسان شدن و هیچ تعهدی با کلام وحی ندارد؟ ! ... این روش علمیست؟! .. این همان روش منطقی است که غرب بر ما تحمیل کرده تا بدیهی ترین امور خود را هم به بهانهی نوشجان کردن استفراغ های علمی تفکر مدرن، دفن کنیم و ابلهانه در پی آن چیزی بدویم که جز حقارت و وابستگی برایمان به ارمغان نمی آورد.


امام علی علیه السلام: لا تزال هذه الامه بخیر مالم یلبسوا لباس العجم ، و یطعموا اطعمه العجم ، فاذا فعلوا ذلک ضربهم الله بالذل: این امت تا زمانی که لباس بیگانگان را نپوشد و غذای آنها را نخورد، پیوسته به خیر و نیکی خواهد بود و آن زمان که لباس و غذای بیگانگان را مصرف نماید، خداوند، آنها را خوار و ذلیل خواهد کرد. [بحار 79/303، از کتاب المحاسن]


و امروز ما از تفکر مدرن، لباسی ساخته ایم که بر تن فرزندان خود می کنیم تا شاید کمی آبرو بگیرند! و استفراغ های علمی غرب را همچون طعامی لذیذ نوش جان می کنیم تا مگر به واسطه ی آن عزتی بیابیم ... هم لباس خود را به ما پوشاندند و هم طعام خود را به ما نوشاندند در حالی که قرآن می فرماید: .. فلینظر الانسان الی طعامه ... پس انسان بنگرد که طعام (علم) خود را از چه منبعی می گیرد ... و ما منبع وحی را رها کردیم و به دنبال اباطیل حاصل از نفس اماره دویدیم تا مگر برسیم به آنچه آنان می خواهند برسند.

قسمت پنجم:


موضع گیری های مقام معظم رهبری در مقابل علوم انسانی (بخصوص در موارد اخیر) می تواند دریچه ای باشد برای آن هایی که باور این مسایل برایشان سخت است و بنده اینجا به برخی از بیانات قبلی ایشان در مساله جنبش علمی اشاره می کنم:





باید دین را در دانشگاه ها زنده کرد. روشن است که دانشگاه ما از اول بی دین متولد شده است. دانشگاه به سبک کنونی، از ابتدا جدای از دین متولد شده یعنی به نحوی طراحی کردند که دانشگاه بی دین زاییده بشود. البته این که فلان موسس دانشگاه یک آدم متدینی بوده یا نبوده اصلا ربطی به بحث ما ندارد. بنای دانشگاه از ابتدا یک بنای غیر دینی، بلکه ضد دینی بوده، مثل روشنفکری که در در کشور ما از ابتدا بی دین متولد شده است ... این بنا باید دگرگون شود و ما نباید بگذاریم دوباره به وضع سابق باز گردد ...
رهبر معظم انقلاب، روزنامه جمهوری اسلامی 1370/9/25



ما میبینیم که در زمینه های مختلف، تحقیق و پژوهش و رسیدن به نظریه در دنیای مادی و دنیای غرب، مبنای قابل قبول و مورد اعتمادی نبوده. به خصوص در زمینه ی علوم انسانی که در علوم تجربی و در فناوری هم اثر خودش را نشان می دهد. نگاه اسلام به انسان، به علم، به زندگی بشر، به عالم طبیعت و عالم وجود، نگاهی است که معرفت نوینی را در اختیار انسان می گذارد. این نگاه، زیر بنا و قاعده و مبنای تحقیقات علمی در غرب نبوده. تحقیقات علمی در غرب، با ستیز با آنچه آن را دین می پنداشتند، آغاز شده ... ... لذا هنوز هم کنار آمدن علم و دین برای آن ها مساله است.
رهبر معظم انقلاب در دیدار اساتید دانشگاه ها، 1383/9/26



من اطلاع دارم بخصوص در زمینه ی علوم انسانی، که بعضی از مجلات I.S.I اصلا مقاله ی محقق ما را چاپ نمی کنند، چرا؟ به خاطر اینکه با مبانی آن ها سازگار نیست ... پژوهشگر ما تحقیقی کرده و به نقطه ای رسیده ــ همان چیزی که ما می خواهیم ــ و مرزی را باز کرده که با خاستگاه این دانش ــ که غرب است، و با ارزش های آن هماهنگ است ــ سازگار نیست. لذا مقاله را چاپ نمی کنند! این هم پاسخ ساده لوحی بعضی ها که خیال می کنند دنیای لیبرال دموکراسی به معنای واقعی کلمه باز است و هر کس هر چه بخواهد می تواند بگوید. نه آن ها حتی پژوهش علمی را هم، با میزان، کار می کنند ... ... ما شنیده بودیم که زمان استالین می گفتند: حکومت استالین به پژوهشگاه های علمی خود می گوید: من این نتیجه را می خواهم در بیاورید! علم، آزاد نبود .. شاید این تهمت به استالین بوده! می گفتند ــ راست یا دروغ ــ اگر یک کاوش علمی نتیجه اش بر خلاف اصول دیالکتیک در می آمد، استالین این را قبول نمی کرد، می گفت باید طوری تحقیق کنید که به این نتیجه برسد! الان ما در دنیای لیبرال دموکراسی این را به چشم خودمان داریم میبینیم، منتها به شکل مدون و منظم و با نزاکت و اتو کشیده و کراوات بسته اش! تحقیق علمی پژوهشگر مسلمانی که در فلان موضوع بر خلاف چهار چوب داوران I.S.I حرفی زده، قابل درج در آن مجله نیست!
رهبر معظم انقلاب در دیدار وزیر علوم و روسای دانشگاه ها 1383/17/10

منبع: وبلاگ طبّ شیعه


نظرات
نظر خود را ثبت کنید

کاربر گرامی؛ سلام علیکم


به حول و قوّه الهی، از تاریخ 18 بهمن 1393، توفیق ادامه تحصیل در دوره P.h.D طبّ سنّتی در دانشکده طبّ سنّتی و مفرادت پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی را دارم. اختصاصات ذاتی دوره های P.h.D به همراه سخت گیری شیرین و علمی مسؤولین و اساتید این دانشکده، عملا بنده را تا پایان دوران تحصیل از یکی از علائق خود، یعنی ارتباط با کاربران معزّز پایگاه «طبّ شیعه» دور خواهد ساخت.

 

لذا خواهشمندم از این پس، از طرح سوال در بخش نظرات خودداری کنید چراکه به دلایل فوق، توان و وقت کافی برای پاسخگویی نخواهم داشت. البته کماکان از نظرات سازنده و نقدهای دلسوزانه شما استفاده خواهم کرد.

 

دعای خیر خود را بدرقه راه برادر کوچکتر خود در راه خدمت به بندگان خدای متعال نمایید.


با سپاس و امتنان

دکتر وحید علیان نژادی

نام :  
ایمیل :
* نظر شما
 

سایر مقالات این موضوع

واکسن؛ ایمنی‌زا یا ایمنی‌زدا؟[527بازدید]
بحران غرب پزشک زده(مقاله انتخابی)[1852بازدید]
افسانه پیشرفت(مقاله انتخابی)[1732بازدید]
خانواده بدون فرزند!(مقاله انتخابی)[1915بازدید]
منشأ ایدز؛ گفته ها و ناگفته ها(مقاله انتخابی)[2209بازدید]
واکسیناسیون از نگاهى دیگر(مقاله انتخابی)[2099بازدید]
مسلمانان و معضل تفریحات مدرن(مقاله انتخابی)[1982بازدید]
از این دارو استفاده کنید!(مقاله انتخابی)[2063بازدید]
کامپیوتر و سرعت(مقاله انتخابی)[1597بازدید]
من به شبکه متصل ام، پس هستم(مقاله انتخابی)[1435بازدید]
خطاهاى پزشکى مدرن(مقاله انتخابی)[1244بازدید]
لابى صنعت مواد غذایى چاق کننده(مقاله انتخابی)[940بازدید]
روان شناسى به مثابه دین(مقاله انتخابی)[929بازدید]
خطرات استفاده از آنتى بیوتیک ها در غذاى حیوانات(مقاله انتخابی)[962بازدید]
مردن براى اطلاعات(مقاله انتخابی)[883بازدید]
تلویزیون و زوال کودکى(مقاله انتخابی)[1062بازدید]
خانواده مستحکم و جمعیت جوان؛ دیگ‌هایی که برای غرب نجوشید[933بازدید]
«سه معجزه»؛ سلسله مقاله‌هایی پیرامون نفوذ جریانی دشمن در حوزه سلامت/ 3 بررسی رویکردهای «خطرآفرین» فرهنگستان علوم پزشکی در موضوع «سلامت معنوی»؛ آیا پزشکان می توانند «هدایت‌گر» جامعه از بعد معنوی باشند؟[1247بازدید]
«سه معجزه»؛ سلسله مقاله‌هایی پیرامون نفوذ جریانی دشمن در حوزه سلامت/ 2 علیرغم تأکیدات رهبر انقلاب مبنی بر جبران خطای تحدید نسل، «عقیم‌سازی» همچنان ادامه دارد/ دیگر از دلارهای سازمان های بین المللی برای جلوگیری از پیری جمعیت ایران خبری نیست![1291بازدید]
«سه معجزه»؛ سلسله مقاله‌هایی پیرامون نفوذ جریانی دشمن در حوزه سلامت/ 1 ناگفته‌هایی از پروژه امریکایی «تحدید نسل ایرانیان»؛ «طرح عقیم‌سازی میلیونی ایرانی ها» و معرفی ایران به عنوان الگوی برتر شیوه غیرانسانی تحدید نسل[1300بازدید]

نمایش تمامی عناوین این موضوع

آخرین مقالات

واکسن؛ ایمنی‌زا یا ایمنی‌زدا؟
مَرهَم؛ توصیه‌هایی از طبّ سنّتی ایران به راهیان سفر اربعین
بحران غرب پزشک زده(مقاله انتخابی)
افسانه پیشرفت(مقاله انتخابی)
خانواده بدون فرزند!(مقاله انتخابی)
منشأ ایدز؛ گفته ها و ناگفته ها(مقاله انتخابی)
واکسیناسیون از نگاهى دیگر(مقاله انتخابی)
مسلمانان و معضل تفریحات مدرن(مقاله انتخابی)
از این دارو استفاده کنید!(مقاله انتخابی)
کامپیوتر و سرعت(مقاله انتخابی)
من به شبکه متصل ام، پس هستم(مقاله انتخابی)
خطاهاى پزشکى مدرن(مقاله انتخابی)
لابى صنعت مواد غذایى چاق کننده(مقاله انتخابی)
روان شناسى به مثابه دین(مقاله انتخابی)
خطرات استفاده از آنتى بیوتیک ها در غذاى حیوانات(مقاله انتخابی)
مردن براى اطلاعات(مقاله انتخابی)
تلویزیون و زوال کودکى(مقاله انتخابی)
خانواده مستحکم و جمعیت جوان؛ دیگ‌هایی که برای غرب نجوشید
«سه معجزه»؛ سلسله مقاله‌هایی پیرامون نفوذ جریانی دشمن در حوزه سلامت/ 3 بررسی رویکردهای «خطرآفرین» فرهنگستان علوم پزشکی در موضوع «سلامت معنوی»؛ آیا پزشکان می توانند «هدایت‌گر» جامعه از بعد معنوی باشند؟
«سه معجزه»؛ سلسله مقاله‌هایی پیرامون نفوذ جریانی دشمن در حوزه سلامت/ 2 علیرغم تأکیدات رهبر انقلاب مبنی بر جبران خطای تحدید نسل، «عقیم‌سازی» همچنان ادامه دارد/ دیگر از دلارهای سازمان های بین المللی برای جلوگیری از پیری جمعیت ایران خبری نیست!
«سه معجزه»؛ سلسله مقاله‌هایی پیرامون نفوذ جریانی دشمن در حوزه سلامت/ 1 ناگفته‌هایی از پروژه امریکایی «تحدید نسل ایرانیان»؛ «طرح عقیم‌سازی میلیونی ایرانی ها» و معرفی ایران به عنوان الگوی برتر شیوه غیرانسانی تحدید نسل
قرن بیوتکنولوژى و گزینه هاى پیش رو(مقاله انتخابی)
شش افسانه کشاورزى صنعتى(مقاله انتخابی)
تأثیرات تلویزیون بر مغز کودکان(مقاله انتخابی)
معضل جهانى سلامت(مقاله انتخابی)
مواد شیمیایى و سلامت کودکان(مقاله انتخابی)

تحلیل آمار سایت و وبلاگ