سلام من دوبار عنبر نسا دود کردم الان موهام بو گرفته هر کاری هم میکنم نمیره چکار کنم؟؟؟؟
فاطمه

سلام،در پیاز درمانی که گفته اید،در اخر که تهیه شد،آیا باید خود پیاز پخته شده رو بخوریم،یا آبی که در ظرف مانده رو بخوریم ممنون
زهرا

همچنین در انتظار مقاله استمنا که قولش را داده بودید هستیم
sa

دکتر عزیز کاش در تلگرام گروهی تشکیل می دادید تا به طور انلاین از راهنمایی های شما بهره مند شویم
sa

سلام جناب دکتر من دچار مشگل جنسی شده ام و میخواستم بدونم جهت توانبخشی چه کاری باید بکنم؟
محمدرضا

سلام آقای دکتر با تشکر از راهنمایی های مفیدتان دو سوال داشتم خدمتتان 1- طبع بزاق زالو جیست ؟آیا گرم است یا سرد؟ خشک است یا ار ؟
سینا

سلام آقای دکتر.تعدادی از مقالات شما رو کپی و در یک فایل جمع آوری و ویرایش کردم،امکان اینکه اونا رو جهت ترویج طب اسلامی-سنتی(به صورت رایگان،وهمراه با ذکر نام و سایت شما) به دیگران ارسال کنم،مانعی نداره؟ درحد استفاده شخصی چی؟
مصطفی

سلام، خسته نباشید. دکتر حجامت آلرژی در چه فصلی بهتر جواب میده؟ و این مطلب قبلا در سایت شما خوندم اما الان پیداش نمی کنم، لطف کنید بگید در کدوم بخش هست
محمدرضا

عالی بود دکتر جان
رقیه عباسپور

احسنت. حرف حق رو گفتی. خدا پدر و مادرت را بیامرزاد.
محمد قاسمی
کد : 13001
تاریخ انتشار : ۱۴ آذر ۱۳۹۷
خبرها و نظرها
Share Email
علم بومی...تنها راه آب بندی نشت نشا / گلگشتی در آخرین نوشته رضا امیرخانی

 

 

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم 

و صلّي الله علي محمّد و آله الطّاهرين  و لعنة الله علي اعدائهم اجمعين 

 

 

 

علم بومی... تنها راه آب بندی نشت نشا / گلگشتی در آخرین نوشته رضا امیرخانی

 

 

 

دانشگاه صنعتی شریف یک شعبه بد از دانشگاه های آمریکاست. در آن چیزی تدریس می شود که مسئولان دوست دارند آن را علم بنامند؛ اما این علم، ترجمه ای است نادقیق و ناکارآمد از علم تجربی غربی. بی ریشه و بی اصالت. از زیر بته به عمل آمده و پر روشن است چیزی که ریشه ندوانیده باشد، بزرگ نمی شود. از روزی که شروع کردیم به ترجمه علم، حالی مان نشد که علم تجربی غرب، بر اساس تجربه غربیان از جهان راست شده است و ما اگر بخواهیم علم تجربی داشته باشیم، دست کم باید خودمان تجربه کنیم.

 

هر بچه دبیرستانی این ملک، قوانین نیوتن را بایستی برای امتحاناتش حفظ کند. اما هیچ زمانی درنمی یابد که قانون سوم - هر علمی را عکس العملی است - عیناً از قانون علیت منتج می شود و بوعلی سینا قرن ها پیش در شفا چنین نگاشته است که اگر نبود اصطکاک، جسمی که در فلک متحرک بود، هرگز از حرکت باز نمی ایستاد...

 

هیچ وقت کسی به او قصه های شیخ اشراق، سهروردی حکیم را نشان نداده است که در آن به کرمی شب تاب طعنه می زند که «بی چاره تنگ حوصله است، خود نمی داند که آن روشنایی نفس وی هم از آفتاب است». هیچ گاه به این فکر نکرده است که چرا شتاب و نیرو و جرم در ارتباط هستند. این یکی عقلی بوده یا تجربی؟ حضرت سر آیزاک چگونه این قانون را از دل طبیعت بیرون کشیده بود؟

 

ما نه فقط از خودمان دور افتاده ایم که از غربیان نیز. قصه شیخ اشراق پیش کش؛ هیچ زمانی کسی برای ما قصه نیوتن را تعریف نکرده است که چگونه سطوح شیب دار را در زوایای مختلف می آزمود و نمودار سرعت و زمان را نقطه - نقطه رسم می کرد و شبه خطی بودن آن را در می یافت و...

 

تا این قصه را به کسی یاد ندهیم، او نمی فهمد که چگونه علم تولید می شود و به عوض تعلیم علم ترجمه ای، باید قصه گفت. به همین سادگی. باید قصه تولید علم را تعریف کرد. یعنی زندگی مولد دانش را به دانش آموزان نشان داد. همان تقدم سیره بر سنت... .

 

از کل نیوتن همین را به ما چپانده اند که یک سیب از بالای درختی - تالاپ - افتاد و همه چیز کشف شد. حالا همه سیستم آموزشی کشور هم منتظر نشسته اند تا سیبی از بالای درخت بیفتد و خورشید مشرقی به درآید... دانش آموز ما چون نحوه تولید علم غربی را نمی فهمد، زندگی علمی را نمی بیند، عادت می کند به لقمه آماده جویدن. پس دستگاه گوارشش نحیف و نحیف تر می شود؛ تا آن جا که به یک هندبوک ساده، یک حل المسائل مبتذل، یک دائرة المعارف تنگ تبدیل می شود. نه او، که استاد دانشگاه هم از متدولوژی علمی بی بهره است. ما نمی دانیم که علم چگونه تولید می شود. برای همین پای این قافله تا به حشر لنگ است.

 

روند ترجمه علم، اگر به تولید علم تبدیل نشود، روزاروز پرت و پلاتر خواهیم شد. تازه حتی با آوردن روش شناسی علم تجربی غرب هم به جایی نخواهیم رسید. دست بالا می شویم یک شعبه از شعبات بد و عقب افتاده دانشگاه های غربی. ما حتی باید روش شناسی علمی مان را نیز خود تولید کنیم و این علم از تولید سؤال آغاز می شود. ما باید بتوانیم سؤال بومی طرح کنیم تا برای یافتن جواب مجبور به تولید علم شویم. سال هاست که باب تولید سؤال علمی در این مملکت بسته شده است. از شور و نشاط علمی هیچ خبری نیست. دانشگاه هایی که در آن علم تولید نشود و زورکی تدریس شود، بدل می شوند به گورستان های علمی. باور کنیم که همیشه این گونه نبوده است...

 

بالا برویم و پایین بیاییم، معمار مسجد شاه اصفهان، اگر شیخ بهایی باشد، سهمی را می دانسته که یعنی چه. کانونش را می توانسته محاسبه کند. انعکاس صوت را درک می کرده و برای همین، منبر را عدل، وسط کانون قرار می داده. با آن ساعت خورشیدی که مثل یک کار سردستی و بی اهمیت، در حیاط پشتی جاسازی کرده است، معلوم می کند که از خط السیر خورشید اطلاع داشته است و دست کم از نوع حرکت نسبی زمین و خورشید و تغییر آن در طی روز و فصل آگاه بوده. نه فقط این که از بار گسترده شکل های سهموی و محاسبه استحکام گنبدها هم چیزکی بارش بوده. گذشته از همه اینها آن قدر ذوق هنری داشته که سردر مسجد را که هم سو با جهات اصلی شرق و غرب است آن قدر بلند بگیرد که انحراف زاویه جنوب با قبله، معماری میدان شاه اصفهان را به هم نریزد. هنوز هم وقتی وارد می شوی، آن چنان در راهرو تاب می خوری و چنان از بلندی و زیبایی بنا کف می کنی که متوجه این تغییر زاویه نمی شوی. سردر ورودی هم سو با جهات اصلی، با محراب، ثلث قائمه اختلاف دارد! این بابا یک علمی داشته است دیگر. نمی توان که همین جور کتره ای نشست و یک چنین بنایی عَلَم کرد که امروز بعد از گذشت چند قرن فقط از نگاه کردنش هوش از سر آدم می پرد...

 

مقایسه اش کنید با معمار این شیر پاکتی سه گوش که به جای مجلس شورای اسلامی به ما قالب کرده اند. یک چیز بی ریخت، جزقلی و بی هویت که نه می توانی وصلش کنی به پیرامید لوور، نه به اهرام مصر... یک چیز من درآوردی بی روح که هنوز که نو است و بنا یک ساله نشده، نمی توان با طیب خاطر جوری به گل مالی نمای آن نگاه کرد که بعد نیاز به دست مالی پیدا نشود و اگر بهایی اختلاف قبله و جنوب را در اصفهان، جوری راست و ریست می کند که به عقل جن هم نمی رسد، این بابا هم جوری این بنا را می سازد که کلی ساختمان را باید دورش خراب کرد تا بنا دیده شود. (و خدا وکیلی ما که رفتیم تا برای رؤیت مآخذ و منابع نوشتار حاضر، این بنا را ملاحظه بفرماییم، برای هزارمین بار در زندگی مان چنان محو مسجد سپه سالار شدیم که اصلاً بنای جدید را ندیدیم. راستی برای شادی روح ارباب کیخسروی زرتشتی، کارپرداز مجلس شورای ملی و میرزا مهدی خان معمار فارغ التحصیل اکول سانترال پاریس صلوات...)

 

معمار این بنای مجلس، آرشیتکت است و درس خوانده است و حکماً کلی بارش است و اگر هم با او مصاحبه کنی، از نقاشی میرو برایت ردیف می کند تا مجسمه مونه؛ اما شیخ بهایی اُمّل است و اَبُل است و پس بی سواد است و آخوند است و تا کی به تمنای وصال تو یگانه است و...

 

به پیر به پیغمبر، شیخ بهایی بیش از این آرشیتکت وطنی زندگی کرده است. زندگی یعنی این که شعر گفته است، تفلسف کرده است، شاگرد پرورانده است، کاریز نجف آباد را احیا کرده است و تقسیم کرده است، حکم فقهی داده است برای مردمی که آب از زمین شان می گذشته که چه سهمی از آب دارند و حق و حقوقشان از کجا تأدیه شود، مسجد ساخته است، خیابان طرح کرده است (جوری که هنوز هم چهار باغ پایین زیباترین خیابان اصفهان است) و در آخر هم آن قدر حالی اش بوده که در شیر و شکر در فصل «فی ذم من صرف خلاصه عمره فی العلوم الرسمیه المجازیه» و فصل بعدی، «فی العلم النافع فی المعاد»، چنین فرموده است:

 

ای کرده به علم مجازی خو

 

نشنیده ز علم حقیقی بو

 

سرگرم به فکرت یونانی

 

دل سرد ز حکمت ایمانی

 

راهی ننمود اشاراتش

 

دل شاد نشد ز بشاراتش

 

تا کی ز شفاش شفا طلبی

 

وز کاسه زهر دوا طلبی

 

تا چند چو نکبتیان مانی

 

بر سفره چرکن یونانی

 

ای مانده ز مقصد عالی دور

 

آکنده دماغ ز باد غرور

 

از علم رسوم چه می جویی

 

اندر طلبش تا کی پویی

 

تا چند زنی ز ریاضی لاف

 

تا کی بافی هزار گزاف

 

ز دوائر عشر و دقایق وی

 

هرگز نبری به حقایق پی

 

در قبر به وقت سؤال و جواب

 

نفعی ندهد به تو اسطرلاب...

 

شیخ نه فقط زیستن هفتاد ساله دنیوی، که هر دو عالم را پیش رو داشته است و این گونه است که علمش رنگ دیگری می گیرد...

 

و حالا با این استحاله اساتید، به جای آثار الباقیه عن القرون الخالیه بیرونی، بایستی منتظر آثار الخالیه عن القرون الباقیه درونی باشیم!

 

***

 

امروز پربسامدترین عبارتی که لغت نخبگان را در بردارد، همانا عبارت مهاجرت نخبگان است. دقیقاً ماننده مغز در فرار مغزها و انگار اصلاً مغزی که فرار نکند و نخبه ای که مهاجرت نکند، نه مغز است و نه نخبه! و البته عبارت نشت نشا دقیقاً به همین دلیل جعل می شود.

 

رضا امیرخانی در آخرین نوشته خود، البته نه از نوع ادبیات و رمان، نشت نشا را معادلی برای پدیده مهاجرت نخبگان یا فرار مغزها گرفته است. او معتقد است که «تعبیر فرار را هیچ گاه نپسندیده ام. فرار، بار معنایی تندی دارد. خیلی تندتر از مسافرت قانونی بر و بچه ها. از آن طرف نخبگان را نیز تعریف جامع و مانعی نمی دانم برای آنها که می روند. همه آنها که می روند در نخبگی یعنی نخبه بودن مشترک نیستند».

 

***

 

نشت نشا (جستاری در پدیده فرار مغزها) در چهارده فصل تدوین شده است و توسط مؤسسه انتشارات قدیانی، به قیمت 950 تومان منتشر شده است.

 

 

از خواندن این کتاب پشیمان نمی شوید.

 

منبع :

پایگاه اطلاع رسانی حوزه



نظرات
نظر خود را ثبت کنید

کاربر گرامی؛ سلامٌ علیکم

 

لطفا پیش از ثبت نظر خود توجه داشته باشید:

تجویز دارو و پیچیدن نسخه برای بیماری و مشکلات شخصی و موردی، نیاز به شرح حال کامل و معاینه بالینی دارد که طبیعتاً از طریق ارتباط مجازی، قابل حصول نیست.

 

 

لذا خواهشمندیم از تقاضای نسخه و دارو برای بیماری های موردی، اجـتناب فرمایید.

 

سایر نکات:

❶از اعلام نشانی و تلفن درمانگاه معذوریم. درصورت تمایل از طریق پایگاه «طبیب شهر»، پزشک مورد نظر خود را جستجو کنید.

❷ابتدا مقالات مربوطه را مطالعه کنید و پس از اطمینان از نبود اطّلاعات مورد نظرتان، نسبت به طرح سؤال اقدام کنید.از پاسخگویی به سؤال هایی که در متن مقاله جواب داده شده اند معذوریم.

❸از طرح سؤال هایی که نیاز به پاسخ های خصوصی و ارسال به پست الکترونیک دارد خودداری فرمایید.

❹پاسخگویی به سؤالاتِ کلّی و نیازمند پاسخ های مفصّل در توان پایگاه نیست.

❺نشانی پست الکترونیک شما در نزد پایگاه طبّ شیعه محفوظ است.

❻هرنظر را تنها یک بار ارسال کنید و از تکرار ارسال نظرات خودداری کنید.

❼حتّی المقدور از ارسال نظرات به صورت «فینگیلیش» خودداری کنید.

❽پاسخ هاي ارائه شده، كلّي و عمومي هستند و پاسخ دقيق و تخصّصي، تنها با ويزيت بيمار امكانپذير است

 

 

با سپاس و امتنان        

دکتر وحید علیان نژادی

نام :  
ایمیل :
* نظر شما
 

آخرین مقالات

ارزش های پست مدرن، نارضایتی از پزشکی؛ گرایش به طب مکمل[8292بازدید]
اهمیت طب و طبیب در نگاه علامه حسن زاده آملی (مقاله انتخابی)[18876بازدید]
انتفاع مؤمنین از توسل به روایات طبی ائمه (علیهم‌السّلام) (مقاله انتخابی)[14378بازدید]
مرض عقوبت(مقاله انتخابی)[12898بازدید]
غذا درمانی از دیدگاه قرآن و علم(مقاله انتخابی)[26228بازدید]
نظام بهداشت و سلامت در اسلام(مقاله انتخابی)[31900بازدید]
بهداشت روانی اعتقادی در اجتماع(مقاله انتخابی)[10895بازدید]
بررسي ناهمخوانی آيات طبّي با علوم پزشكي(مقاله انتخابی)[15089بازدید]
قرآن و بهداشت روان(مقاله انتخابی)[44561بازدید]
فطانت و هوشمندی با پرخوری جمع نمی شود!(مقاله انتخابی)[15899بازدید]
چند نکته ساده در مورد از شیر گرفتن کودک[428329بازدید]
زردی نوزادان[422079بازدید]
ارتباط عطر و اسباب بازی با چاقی کودکان (مقاله انتخابی)[5439بازدید]
علم، سنّت، مدرنیته(مقاله انتخابی)[6773بازدید]
پزشکی نوین و تردید های پیش رو(مقاله انتخابی)[6264بازدید]
آشنایی با ابعاد آشکار و پنهان ترویج همجنس بازی در جهان(مقاله انتخابی)[11622بازدید]
توصیه های طبی از مرحوم آقا فخر تهرانی [28310بازدید]
نقد طب مدرن از دیدگاه آیت الله جوادی آملی(مقاله انتخابی)[10032بازدید]
وقتی پیامبران غرب دروغ می گویند (تبارشناسی علوم جدید)(مقاله انتخابی)[9126بازدید]
اثبات کجی دیوار پزشکی مدرن(مقاله انتخابی)[6408بازدید]

از میان مقالات

ساده انگاری در مقوله «مُد»!!
حجامت شناخت؛ مقاله سوّم؛ تمهیدات حجامت
مديريت سرپايي آسيب هاي حادّ ورزشي
نفخ نوزادان(کولیک - دل پیچه)
شبیه سازى و گسست نظام اخلاقى(مقاله انتخابی)
سکسکه
دستورات حفظ سلامتی و تغذیه برای بیماران مبتلا به سرطان
جُلّاب؛ درمانگر خوش طعم و خوش رنگ
مصاحبه با استاد محمدطه طرفی (در خصوص برخی شبهات مطرح شده نسبت به برخی موارد مورد ادعای علم نجوم)(مقاله انتخابی)
بزرگترین اکتشاف برای من این بود که فهمیدم ...
درسنامه مزاج شناسی- مقاله هفتم: راه کارهای عملی و کاربردی مزاج شناسی- آزمون های مزاج شناسی
مبانی بهداشت و سلامت در قرآن(مقاله انتخابی)
خشکسالی با طعم نوشابه؛ کارخانه‌های کوکاکولا چگونه منابع آب جهان را می‌بلعند؟ +عکس و آمار (مقاله انتخابی)
صنعت قند با خریدن دانشمندان، تقصیرها را گردن چربی انداخت (مقاله انتخابی)
پلاستیک؛ فانتزی؟ (مقاله انتخابی)
کودکان ثروتمندان از طعم غذاهای سالم‌ بیشتر لذت می‌برند (مقاله انتخابی)
تزریق رعب و وحشت برای هیچ؟! ضرورت بررسی معضل تبلیغات منفی آنفلوانزای خوکی(مقاله انتخابی)
ناخنک(ظفره – Pterygium)
آیا بیماری می‌تواند مثبت و سازنده باشد؟ (مقاله انتخابی)
​تکنولوژی تراریخته؛ راهی برای افزایش محصول یا بیماری؟ (مقاله انتخابی)