ممنونم مطالبتون عالی بود
Elhambanoo

سلام.خدا به همهی کسانی که این بیماری را دارند کمک کنه ان شالله....این همه راهکار رفته اید وازلین را هم تست کنید شاید نتیجه بگیرید ....
باران

باتشکرفراوان ازاین فایلهای باکیفیت وعالی. خداوند اجرتان دهد.
محمود

سلام علیکم خدا قوتتان بدهد به خاطر این تقویم ارزشمند عالیست .
احمدرضا

بسیار جالب و آموزنده بود من دیسک کمر دارم حتما آموزهای شما رو بکار خواهم برد موفق و سر بلند باشید
عذرا داوری

سلام علیکم برادر محترم ممنون از لطف شما یا علی مدد
مهدی

خیلی کامل و مفید بود ممنون از این همه توجه به مادران شیرده


الهه

با آرزوی توفیق برای شما و تمامی کسانی که به انسان و انسانیت خدمت می کنند.
مطهره

درجه یک
محمد

سلام دکتر عزیز ان شا الله دارید به پایان راه PH.D میرسید امید وارم علم تان را در مطب نگه ندارید و مجددا ارتباط تان را با عامه مردم برقرار کنید و زکات علم تان را بپردازید تا خداوند از جایی که نمیدانید بر علم تان بیفزاید مثل سالهای قبل شما را ندیده ام اما میدانم که دوست تان دارم. عباس مالک کارشناس ارشد تغذیه کارمند بیمارستان فوق تخصصی اطفال مشهد
عباس مالک
طبّ سنّتی، مبانی نظری و کلّیات
درسنامه مزاج شناسی- مقاله دوّم؛ مزاج شناسی انسانی، مفاهیم پایه
تعداد: 5 میانگین: 4.6
[تعداد بازدید : 20465]

[نسخه چاپی]

بسم الله الرّحمن الرّحیم

وصلّی الله علی محمّد و آله الطّاهرین و لعنه الله علی اعدایهم اجمعین

 


درسنامه مزاج شناسی- مقاله دوّم

مزاج شناسی انسانی؛ مفاهیم پایه

 

تذکّر: پیش نیاز فهم دقیق این مقاله، مطالعه مقاله نخست است:


درسنامه مزاج شناسی- مقاله نخست؛ مفاهیم بنیادین مزاج شناسی


خلط و روح



اخلاط در بدن انسان، معادل ارکان در طبیعت می باشند.


خلط، جسم روان و مرطوبی است كه در تن انسان جاري است و جايگاه آن در رگها و اندام توخالي مانند معده، جگر، طحال، زَهره و ... است. اخلاط كه شامل دم، بلغم، صفرا و سودا مي باشند؛ از اولین مرحله استحاله غذا(هضم و تبديل غذا) به وجود مي آيند.


درواقع، غذایی که می خوریم تحت تأثیر ترشحات دهان و معده و جویدن دندان ها و حرکات دستگاه گوارش، تبدیل به یک ماده شبیه به سوپ جو به نام کیلوس معدی می شود، سپس این ماده سوپ مانند توسط عروق ماساریقا به کبد رفته در آنجا تحت اثر حرارت و هضم کبدی تبدیل به کیموس کبدی می شود. کیموس کبدی خود شامل چهار خلط به نام سودا، بلغم، دم و صفرا می باشد. تعادل این اخلاط نقش بسیار مهمی در حفظ سلامتی انسان دارد.

 

نكته: منظور از مرطوب بودن خلط در اين تعريف، مرطوب بالفعل است، زیرا در غیر این صورت صفرا که از آن به گرم و خشک یاد می کنیم از حیطه تعریف خلط خارج می شد.


اخلاط، در تعامل و آميزش دايمي با هم هستند و اوّلين جسمي كه از آميزش آنها حاصل مي شود، اندام است. در واقع، اندام، اجسامي هستند كه از قسمت سنگين و كثيف و متراكم اخلاط، به وجود مي آيند. در عوض، روح از قسمت لطيف و بخاري اخلاط به وجود مي آيد. به اين معنا، روح طبّي يا همان روح بخاري، حدّ فاصل جسم و نفس است. نسبت روح به اخلاط، مانند نسبت اخلاط است به غذا و نسبت اندام به اخلاط، مانند نسبت موادّ دفعي است به غذا.

تعادل این اخلاط نقش بسیار مهمی در تندرستی و حفظ سلامتی دارد و هرگونه تغییر و به هم خوردن این تعادل و نیز تغییر در کیفیت این اخلاط باعث حدوث بیماری و اختلال در عملکرد بدن می شود.


تذکّر بسیار مهم: چنان که توضیح داده شد، روح بخاری که در طبّ از آن صحبت می شود، از جنس مادّه (امّا مادّه ای بسیار لطیف) است و با روح مجرّدی که در مباحث معرفتی و اخلاقی مدّنظر است متفاوت است.


اخلاط اربعه(خلط هاي چهارگانه)


برای توضیح بیشتر در مورد ماهیت تشکیل اخلاط و خصوصیات و کیفیات آنها لازم است با بعضی از تعاریف آشنا شویم:


الف- نُضج : نضج یعنی گوارش کامل و اینکه هر ماده ای بتواند قوام لازم برای استفاده شدن در بدن را پیدا کند. به بیان دیگر نضج خلط یعنی اعتدال هر خلط در کیفیت و کمیت و قوام شایسته و متناسب آن به طوری که برای تندرستی سودمند باشد.

یک خلط با غلظت بیش از حد ،هنگام نضج رقیق تر می شود و یک خلط با رقت بیش از حد، در صورت نضج یافتن غلیظ تر می شود. 


ب- هرجسم برای تشکیل شدن نیاز به اسباب و عواملی دارد که از آن به اسباب چهارگانه یاد می شود که عبارتند از:


1. سبب مادی: ماده اولیه ای که جسم از آن بوجود می آید.
2. سبب فاعلی: عاملی که روی ماده اثر کرده، جسم را ایجاد می کند.
3. سبب صوری: طرح ساختاری و شکل جسم.
4. سبب نهائی(غائی): کاربرد وهدفی که از جسم انتظار می رود. 


حال که به تعاریف نضج و اسباب چهارگانه آشنا شدیم به بررسی مختصر اخلاط چهارگانه می پردازیم :


 چنان که گفته شد، معادل اركان یا عناصر اربعه در بدن انسان، اخلاط اربعه هستند و عبارتند از:


1- خون يا دم(معادل هوا): مایعی است سرخ و گرم و مرطوب، در کبد ساخته مي شود و از راه عروق در بدن جاری است، برترین و مفید ترین اخلاط و رساننده غذا به اعضاء گرم و تر است.

خون طبيعي ناشي از كودكي، بهار، و حركات و شادي هاي معتدل؛ رنگ آن سرخ؛ بوي آن خوش؛ مزه اش شيرين و قوام آن معتدل است.

خون غیرطبیعی خوني است كه يا مزاج آن گرم تر یا سردتر شده يا با خلط فاسد مخلوط گشته است.


اسباب چهارگانه خون طبیعی:

 
1) سبب مادی : خوردنی ها و نوشیدنی های معتدل.
2) سبب فاعلی : حرارت معتدل.
3) سبب صوری : پختگی و نضج کامل و خوب.
4) سبب غائی :
- تغذیه و رشد و نمو بدن.
- گرم و تر نگهداشتن بدن.
- جایگزینی مواد مصرف شده در بدن.
- تولید روح حیوانی.



2- بلغم(معادل آب): سرد و تر و درواقع، خون نپخته يا خام است كه با ديدن حرارت به خون تبديل مي شود. در معده و کبد تولید می شود و همراه با خون در جریان است و جایگاه خاصی براي ذخيره ندارد. 

بلغم طبيعي بدون بو است و مزه اي مايل به شیریني، قوامي معتدل، رنگي سفيد و حالتي شبيه سفيده تخم مرغ دارد و چنان كه گفتيم مستعد تبدیل به خون است. وجود بلغم برای تغذيه اندامهای بلغمی مانند مغز ضروری است.

 

بلغم غیرطبیعی بر چند نوع است:

 
- مخاطی(اختلاف قوام قابل حس)
- خام(اختلاف قوام نامحسوس)
- مائی(بسیاررقیق)
-جَصّی(بسیار غلیظ)
- شور(اختلاط با مرّه صفرا)
- ترش(اختلاط با سودای ترش)
- گس(اختلاط با سودای خام)
- بیمزه(عدم تاثیر حرارت یا اختلاط با بلغم مائی) 

 
اسباب چهارگانه بلغم طبیعی:

 
1) سبب مادی : قسمت غلیظ و لزج و تر از مواد غذائی.
2) سبب فاعلی : حرارت کمتر از اعتدال.
3) سبب صوری : پختگی و نضج ناقص.
4) سبب غائی :
- آمادگی برای تبدیل شدن به خون.
- جایگزینی رطوبات بدن.
- کمک به رطوبت مفاصل و اعضای متحرک.
- مخلوط شدن با خون و تغذیه بعضی اعضاء مثل مغز و نخاع. 


3- سودا(معادل خاك): سرد و خشك و درواقع، رسوب خون است. رنگ آن سياه و تیرگی خون ناشي از آن است. در کبد تولید و در طحال ذخيره مي شود. درواقع، یک قسمت از سودا همراه خون و باعث قوام آن است و قسمت دیگر به طحال می رود و باعث تقویت دهانه معده و سبب تحریک اشتها می شود. 

سوداي طبيعي چنان كه گفتيم رسوب خون طبیعی است و طعم ترش و گَس مايل به تلخي است.

 سوداي غير طبيعي كه از سوختن ساير اخلاط حاصل مي شود بر 4 نوع است:

 
- سوختن صفرا=سودای صفراوی.
- سوختن بلغم=سودای بلغمی.
- سوختن خون=سودای خونی.
- سوختن سودای طبیعی=سودای سوداوی. 

اسباب چهارگانه سودای طبیعی

 
1) سبب مادی : قسمت غلیظ و خشک از غذاها مثل ماهی دودی.
2) سبب فاعلی : حرارت معتدل.
3) سبب صوری : غلظت و رسوب و سیاهی.
4) سبب غائی :
- تغذیه بعضی اعضاء مانند استخوان و طحال.
- برانگیختن اشتها.
- ایجاد انقباض و استحکام در بعضی از اعضاء. 

 

4- صفرا(معادل آتش): گرم و خشك و درواقع كف روي خون است. رنگ آن زرد و مزه آن تلخ است. در كبد تولید می شود و در کیسه صفرا ذخيره مي شود. خلطي است تيز و سوزاننده و مسير را براي ديگر اخلاط باز مي كند. به هضم غذا كمك مي كند، بلغم را از روده ها مي شويد، حركات روده را زياد مي كند و در نتيجه به دفع كمك مي كند و در دم و بازدم  كمك كار ریه است. 

صفراي طبيعي، سرخ مایل به زرد، سبک و رقیق، تند و تیز و تلخ است.


 صفراي غيرطبیعی بر چند قسم است:


- مِرِّه صفرا(اختلاط با بلغم رقیق)
- مُحیّ(اختلاط با بلغم غلیظ)
- محترقه(اختلاط با سودای سوخته)
- کُرّاثی(ناشی از احتراق محیّ)
- زنجاری(ناشی از احتراق کرّاثی)



اسباب چهارگانه صفرای طبیعی:


1) سبب مادی : قسمت لطیف و گرم و تند و چرب از غذا.
2) سبب فاعلی : حرارت معتدل.
3) سبب صوری : پختگی و نضج کامل و مایل به زیاد.
4) سبب غائی :
- تلطیف و ترقیق خون برای نفوذ زیاد.
- تحریک روده ها برای احساس دفع.
- تغذیه بعضی اعضاء مثل ریه و کیسه صفرا. 


مزاج هاي انساني


گفتیم که مزاج، كيفيتي است كه از واكنش متقابل دو يا چند عنصر حاصل مي شود؛ به عبارت ديگر، از واكنش متقابل اجزاي ريز موادّ متضادّ با يكديگر، كيفيت همگوني حاصل مي شود كه به آن مزاج مي گوييم.


و نیز بیان شد که معادل رکن یا عنصر در طبیعت، خلط در بدن انسان است و چون انسان از ترکیب این اخلاط به وجود می آید، بالطبع انسان ها نیز دارای طبایع یا مزاج های گوناگونی خواهند بود.


درواقع، وجود هر چهار خلط براي سلامتي انسان ضروري است. هركس بسته به اين كه در بدنش، در هنگام تعادل، كدام يك از اين اخلاط نسبت به بقيه غلبه دارد؛ داراي مزاج دموي، بلغمي، سوداوي و يا صفراوي خواهد بود.


در شخص سوداوی سردی و خشکی، در شخص بلغمی سردی و تری، در فرد دموی گرمی و تری و نهایتاً در شخص صفراوی گرمی و خشکی غلبه دارد. این کیفیات یعنی سردی و گرمی و تری و خشکی موجب بروز علایمی در فرد می گردند که در مقالات آینده مورد بحث قرار می گیرند.


تذکّر ضروری مجدّد: مزاج یا طبع را نباید با خلط یا رکن اشتباه کنید، مزاج، جسم نیست؛ بلکه کیفیت( گرمی، سردی، خشکی و تری) است.


4 رکن

خاک

آب

هوا

آتش

کیفیت های اولیه

سرد و خشک

سرد و تر

گرم و تر

گرم و خشک

مزاج های اصلی

سوداوی

بلغمی

دموی

صفراوی

اخلاط

سودا

بلغم

دم

صفرا

 

توضیحات مفصّل در مورد خصوصیات مزاج های چهارگانه انسانی را به مقالات آینده واگذار می کنیم.

 

سوء مزاج


کمبود و یا فزونی هر یک از این اخلاط نسبت به حالت تعادلی بدن، باعث سوء مزاج یا غلبه اخلاط می گردد که در این حالت برای رفع مشکل باید تدابیر مربوطه رعایت و درمان صورت پذیرد. در این خصوص سعدی علیه الرّحمه می فرماید:


چهار طبع مخالف سرکش ****** چند روزی بوند با هم خوش

چون یکی زین چهار شد غالب ****** جان شیرین برآید از قالب


انواع مزاج


از نکات بالا می توان نتیجه گرفت که چون نسبت آمیختن اخلاط با هم، بسیار متفاوت است پس مزاج هیچ دو شخصی نمی تواند عینا مثل هم باشد. (مانند اثر انگشت) درواقع هرشخص مزاج منحصر به فرد خود را دارد و حتّی دوقلوهای همسان هم از این قاعده مستثناء نیستند.


امّا برای پیشبرد بحث علمی، چاره ای از تقسیم بندی مزاج های انسانی نیست که در ادامه ذکر می شود.


اگر بدن انسان از مقادیر متناسب خاك، آب، هوا و آتش ترکیب شده باشد مزاج معتدل به وجود مي آيد و اگر یکی بر دیگری برتری داشته باشد مزاج های چهارگانه اصلی یعنی مزاج سوداوی، بلغمی، دموی و صفراوی ایجاد می شود.


تقسیم بندی دقیق تر


مزاج از ترکیب ارکان با یکدیگر پدید می آید لذا بسته به میزان ترکیب هر رکن، مزاج متفاوتی حاصل می گردد ولی اگر بخواهیم مزاج ها را دسته بندی نماییم چون تعداد چهار رکن در هم ترکیب می شوند، مزاجهای اصلی را می توان در نه طبقه به شرح ذیل دسته بندی کرد:


1- در برخی افراد، رکن آتش بیشتر از سایر ارکان است؛ این افراد مزاج گرم و خشک دارند و آن ها را صفراوی می گویند.


2- در تعدادی، رکن هوا بیش از سایر ارکان است؛ این افراد مزاج گرم و تر دارند و به آن ها دموی می گویند.


3- در عدّه ای، رکن آب فزونی دارد؛ این افراد مزاج سرد و تر دارند و لذا به آن ها بلغمی می گویند.


4- در بعضی، رکن خاک غلبه دارد؛ این افراد مزاج سرد و خشک دارند و سوداوی نامیده می شوند.


5- افرادی که دارای تعادل در ارکان هستند؛ مزاج معتدل دارند.


6- در بعضی، ارکان آتش و هوا بیشتر از سایر ارکان هستند؛ این افراد مزاج گرم دارند و از لحاظ تری و خشکی معتدلند.


7- در عدّه ای، ارکان هوا و آب بر سایر ارکان تفوّق دارند؛ این افراد مزاج تر دارند و از لحاظ گرمی و سردی معتدل هستند.


8- در تعدادی، ارکان آب و خاک غلبه پیدا کرده اند؛ این افراد مزاج سرد دارند و از لحاظ تری و خشکی معتدلند.


9- در برخی هم ارکان خاک و آتش فزونی گرفته اند؛ این افراد مزاج خشک دارند و از لحاظ گرمی و سردی معتدل هستند.


تقسیم بندی مزاج از منظری دیگر


اگر بخواهیم مزاج یک شخص واحد را از دریچه های متفاوت نگاه کنیم، تقسیم بندی های جدیدی حاصل خواهد شد:


مزاج جبلّی: یعنی مزاجی که فرد با آن به دنیا می آید؛ درواقع هر فرد از بدو تولدش دارای حرارت و رطوبت غريزي می باشد که به آن مزاج اصلي يا جبلي یا سرشتی یا مادرزادی می گویند.


(حرارت غریزی: نیروی اوّلیه حیات است که از ابتدای زندگی، در انسان وجود دارد و به تدریج تحلیل می پذیرد تا آن که در هـنـگام مرگ، زوال می یابد. از باب تشبیه، حرارت غریزی، همان روغن چراغ وجود انسان است.)


مزاج صحّی: یعنی مزاجی که فرد با آن مزاج احساس سلامتی می کند.


مزاج مرضی یا سوء مزاج: یعنی مزاجی که فرد با آن مزاج، احساس بیماری می کند.


مزاج اندام یا عضو: گذشته از این که فرد، چه مزاجی دارد، هر عضوی از بدن، مزاج مخصوص به خود را دارد مثلاً: مغز و چربی، سرد و تر؛ کبد، گرم و تر؛ استخوان و مو، سرد وخشک؛ و قلب، گرم و خشک می باشند.


به عبارت دیگر فرد چه سوداوی باشد، چه بلغمی، چه دموی و چه صفراوی؛ در هرحال، مزاج استخوان او سوداوی و قلبش صفراوی است. تفاوت در این است که مثلا میزان سودا در استخوان یک فرد سوداوی بیشتر  و متراکم تر از یک فرد دموی است و میزان صفرای قلبش کمتر از اوست.


اندام های دارای مزاج گرم( به ترتیب): 1- روان و خاستگاه آن که دل است. 2- خون 3- جگر 4- گوشت و ماهیچه 5- طحال 6- کلیه 7- رگهای ضربان دار(سرخرگ) 8- رگهای بدون ضربان(سیاهرگ) 9- پوست


اندام های دارای مزاج سرد( به ترتیب): 1- بلغم 2- پی 3- چربی 4- مو 5- استخوان 6- غضروف 7- زرد پی(رباط) 8- وتر 9- غشاء(شامّه) 10- عصب 11- نخاع 12- مغز 13- پوست


اندام های دارای مزاج مرطوب( به ترتیب): 1- بلغم 2- خون 3- چربی 4- پی 5- مغز 6- نخاع 7- گوشت، پستان و بیضه ها 8- شش 9- جگر 10- طحال 11- کلیه 12- ماهیچه 13- پوست


 اندام های دارای مزاج خشک( به ترتیب): 1- مو 2- استخوان 3- غضروف 4- زردپی 5- وتر 6- غشاء 7- سرخرگ ها 8- سیاهرگ ها 9- عصب حرکتی 10- قلب 11- عصب حسّی 12- پوست   


برای آگاهی از مزاج فرد باید دقت داشت که او در کدام یک از حالات فوق است.


مزاج سنّی: انسان در سنین مختلف مزاج های مختلفی دارد:


1- دوران رشد ونمو: از تولد تا 30 سالگی، سن رشد است و مزاج این دوره، گرم و تر می باشد. در اين مدت، رشد بدن به حد كمال مي‌رسد و حرارت و رطوبت، بر بدن غلبه دارد.


تذکّر بسیار مهم: در حقيقت، مزاج اين دوره، گرم و تر است و اين به اين معني نيست كه مثلاً فردي كه بيست سال دارد مزاج شخصي يا جبلي یا ذاتی‌اش گرم و تر است بلكه به اين معني است كه اين مقطع سني نسبت به مقاطع سني قبل و بعدش گرمي و تري زيادتري دارد؛ هرچند ممكن است مزاج جبلي‌ اين شخص سرد باشد. مثلا یک فرد سوداوی در بین دوره های عمرش، در این دوره بیشترین حرارت و گرما را نسبت به سایر دوره های زندگی خودش دارد نه نسبت به دیگران و طبیعتا در تمام طول عمر و ازجمله همین سن، مزاج پایه او سرد و خشک است.

مثلا اگر فرض کنیم سوداوی ها را کسانی درنظر بگیریم که حرارت و رطوبتشان، در یک مقیاس صد واحدی، از 10 تا بیست واحد در نوسان است، در این دوره حرارت و رطوبت آنها نزدیک بیست است اما  طبیعتا نسبت به یک فرد دموی که حرارت او در طول زندگی مثلا بین 60 تا 70 متغیر است، سردتر و خشک ترند. یعنی سوداوی در اوج گرمای زندگی هم سرد است و دموی در اوج سرمای زندگی، گرم. این موضوع در مورد تمام دوره های دیگر هم مصداق دارد.


تذکّر مهمّ: در طول هر دوره نیز نوسانات میزان گرما و رطوبت قابل مشاهده است. مثلا در همین دوره رشد و نمو می بینیم که كودك، گرم و مرطوب است امّا نوجوان و جوان، با همان ميزان حرارت، رطوبت كمتري دارند. در اين دوران خونسازي در بدن بيشتر انجام مي‌شود.


2- دوران جوانی یا شباب یا وقوف: بین 30 تا 40 سالگی و مزاج آن گرم وخشک است. آن را دوران  وقوف مي گويند چراکه نسبت به دوره قبل، حالت توقف و رکود نسبي ايجاد و رشد و نمو كمتر  می شود.


3- مرحله میانسالی یا کهولت یا جاافتادگی: از 40 تا 60 سالگی و مزاج آن سرد و خشک است. این افراد مستعد بیماری های سوداوی مانند بواسیر، واریس و اختلالات فکری هستند و به خصوص در فصل پائیز علائم آنها تشدید می شود. در اين دوره، رشد و نمو کاملاً متوقف شده؛ بدن  آرام آرام رو به  نقصان  مي گذارد و  قوای  بدني به تدريج افول پیدا می کنند.


تذکّر: برخی اطباء قديم اعتقاد دارند که این دوره، دوره سردي و تري است و نه دوره سردي و خشكي.


4- مرحله پیری یا انحطاط: بعد از 60 سالگی؛ مزاج آن سرد و تر و افراد، مستعد درد و ورم مفصلی بوده در زمستان ها بیماری های آنها تشدید می شود. اين دوره، دوره ضعف آشكار و شديد است.

 

نــــــــــكــــــــــات:


1- اعداد گفته شده برای تعیین سنین و دوره های مختلف زندگی، «حدودی» هستند و در افراد مختلف تغییر می کنند. مثلاً این که بگوييم دوره شباب دقيقاً در 30 سالگي شروع مي‌شود ممکن نیست چراکه مثلا امكان دارد که يك نفر در 28 سالگي افت ناشی از اتمام دوران رشد و نمو را احساس كند و دیگری تا 35 سالگي‌ هم این افت را احساس نكند.


این سنین حتی در مناطق مختلف و تغذیه ها و روش های متفاوت زندگی هم قابل تغییر هستند. جالب این که در روزگار فعلی که اکثر روش های زندگی ما سردی بخش شده اند، این سنین رو به کاهش هستند و بسیاری از افراد در دوره میانسالی عملا پیر و فرتوت محسوب می شوند.


2- آن چه که بیشتر اهمیت دارد و مبنای اصلی اختلافات این دوره هاست، میزان گرمی و سردی است و میزان رطوب و خشکی درجه کمتری از اهمیت را دارد.


3- این مطالب تنها نظریه های ذهنی نیستند و استفاده عینی دارند. بر مبنای این تحلیل ها، می توان ضرورت ها و تدابیر بهداشتی خاص هر دوره را شناخت و با عمل به آنها  مشکلات آن دوران را به حداقل رساند و از قابلیت هایش حداکثر استفاده را برد، چیزی که طب جدید با تمام تلاش خود تنها به گوشه هایی از آن دست یافته است.


مثلاً شخصي که مزاج سرشتی اش گرم است، در دوره هایی از زندگی که مزاج سنّی هم گرم است، حالات نامطلوبي را تجربه خواهد کرد. به همين دليل معمولاً گرم مزاجها در کودکی، نوجوانی و جوانی، سختي هاي زيادتري، هم از نظر روحي و هم از نظر جسمي محتمل می شوند يعني افراد صفراوي يا دموي مزاج را مي‌بينيم كه تا 20 الي 30 سالگي،  تندخو، بداخلاق و پرخاشگر هستند و  به دلیل تجمّع گرمي مزاج ذاتی و سنّی، مشکلات متعدّدی ازجمله جوش و کهیر و خارش دارند. رشد فکري و اخلاقی این افراد، بیشتر بعد از سپری شدن سنين گرمي آنهاست، به عبارت ديگر بعد از  30  تا 40 سالگي به رشد و شكوفایی فکري مي رسند درحالي كه تا آن سن، حالت خمودي دارند.


سرد مزاجها برعکسند، يعني در دوران ابتداي عمرشان، چون مزاج سن آنها گرم و مزاج مادرزاديشان سرد است، شكوفايي بهتري دارند امّا با رسیدن به 40 سالگي، افت محسوس جسمي و فكري پيدا مي‌كنند.


این مشکلات اگر درست تدبیر شوند به حداقل می رسند و با حفظ تفاوت های فردی، می توان شرایط مطلوبی را پیش آورد که فرد از تمام دوران زندگی ش استفاده بهینه کند. مثلا یک فرد دموی اگر تدابیر ساده تغذیه ای را رعایت کند و با حجامت در فواصل متناسب، گرما و رطوبتش را تعدیل کند، خواهد توانست از استعدادهای خویش به نحواحسن استفاده کند.


یک نکته: یادتان هست دوران نوجوانی را که معمولا پدران ما تحمل زیاد خوابیدن و حواس پرتی و پرخاشگری و ماجراجویی ما را نداشتند و ما هم حوصله زندگی یکنواخت ایشان را؟ چه قدر خوب می شد هم ما و هم والدینمان کمی مزاج شناسی بلد بودیم تا هم، یکدیگر را بهتر درک می کردیم وهم می توانستیم خودمان را به سمت تعادل پیش ببریم.

 

مؤخّره: در وبلاگ ارزشمند «طبّ و تهدید نرم» پاسخی از دکتر منتظر به سوال یکی از کاربران دیدم که به نظرم با بحث ما مناسبت داشت و لذا آن را عینا در اینجا نقل می کنم:

سوال:

 «درکتابهای سنتی می بینیم که مزاج صحی به عنوان یک مرجع برای طبابت مطرح می شود اما من جایی ندیده ام که مفهوم مزاج صحی را توضیح داده باشند. آیا این همان مزاجی است که با آن احساس صحت و سلامتی می کنیم و مشکلی نداریم؟ گاه سوء مزاج نتیجه انحراف از مزاج صحی است نه مزاج جبلی که در این حالت طبیب سعی می کند بیمار را به مزاج صحی اش برگرداند نه مزاج جبلی یعنی روش درمان در مواردی که مزاج جبلی متفاوت از مزاج صحی است نسبت به مواردی که مزاج صحی بیمار همان مزاج جبلی اش بوده فرق دارد. ممکن است با ذکر مثال این دو مورد را توضیح دهید؟با تشکر فراوان»

 

 پاسخ:

سلام بر شما و آفرین به خاطر سوال خوبی که پرسیدید. این نشان می دهد که شما اهل مطالعه و دقت در مطالب هستید. سوال خوب ارزش وقت گذاشتن را برای پاسخ دارد.

ابتدا به این جمله از کتاب هداية المتعلمين في الطب (ص 153) دقت کنید:

«آنجا كه بيمارى گرم بود و مزاج‏ صحّى‏ گرم بود تبريد قوى نبايد كردن چه بيمار از مزاج خويش دور بيرون نيامده است و هم‏ چنين آنان را كه مزاج صحّى سرد بود و بيمارى سرد آيد تسخين قوى نبايد كردن چه از مزاج خويش‏ دور بيرون نيامدست»‏[1] 

بنابراین مزاج صحی همان طور که خودتان نیز اشاره کردید، مزاج هر فرد در دوران سلامت اوست. با توضیح اخوینی اگر مزاج فردی در دوران سلامت گرم و خشک بوده و اکنون دچار نشانه های گرمی مثل جوش و کورک در پوست خود شود به این فرد نباید خنکی زیاد داد چون از ابتدا هم گرم مزاج بوده ولی اگر فردی در دوران سلامت خود سرد مزاج بوده و الان دچار امراض گرم شده انحراف او از وضعیت قبلی خود زیاد بوده و باید تدابیر و داروهای قوی تر برای او به کار برد.

اما نکته ای که احتمالا باعث سردرگمی شما شده این است که بین مزاج صحی و مزاج جبلی (مادرزادی) تزاحمی در درمان دیده اید. ریشه این تصور هم احتمالا سخن نادرست برخی مدرسین طب سنتی است که گفته اند در درمان باید فرد را به مزاج جبلی او برگردانیم. من نمی دانم این ادعا از کجا پیدا شده؟ در کتب هیچ یک از مشاهیر طب سنتی نیز این حرف را به این شکل ندیده ام. برداشت بنده این است که:

مزاج مادرزادی یک فرد ممکن است خیلی بد باشد. چنین فردی طبیعتا از همان کودکی مشکلات عدیده ای دارد و حتی ممکن است با بیماری های ژنتیکی متولد شود. در اینجا گفتن این حرف که ما باید او را در مزاج جبلی خود حفظ کنیم کاملا اشتباه خواهد بود بلکه برعکس از همان ابتدای تولد باید سعی کنیم مزاج بدی را که به ارث برده است اصلاح کنیم.

حال فرض کنید کودکی با مزاج مادرزادی سرد و مرطوب متولد شود لیکن بیمار نباشد. اگر این کودک با تدابیر طب سنتی رشد کرد و به سن 15 سالگی رسید و آن زمان مزاجش گرم و مرطوب بود، می گوییم اتفاق خوبی افتاده و توانسته ایم در این 15سال گرمی را بر مزاجش حاکم کنیم. اذعان می کنید که در اینجا این ادعا که باید او را به مزاج جبلی اش برگردانیم کاملا اشتباه و به معنی برگرداندن او به شرایط نامساعد قبلی است. حال اگر همین فرد در 15 سالگی هم مزاجش همچنان سرد و تر ولی سالم باشد، می گوییم مزاج صحی او هم سرد و تر است. اینجا فرد اگرچه سالم است ولی شرایط با ثباتی ندارد و هر لحظه امکان دارد با افزایش سن دچار غلبه بیشتر سردی و رطوبت و امراض مربوط به آن شود.

در اینجا ما نباید بگوییم فرد سالم است و او را رها کنیم بلکه باید تدابیری که باعث افزایش گرمی و کاهش تری می شود را در دستور کار قرار دهیم. منتهی بحث اینجاست که اگر این فرد دچار امراض سرد شد با توجه به سابقه ای که از او داریم، گرمی بیش از حد به او نمی دهیم چون می دانیم مزاج جبلی و مزاج صحی او هم سرد بوده است.

بنابراین ملاحظه می فرمایید که اولا مفاهیم مزاج جبلی و مزاج صحی و مزاج سن الزاما با هم تقابلی ندارند ثانیا طبیب از این مفاهیم بیشتر برای تشخیص پیش آگهی بیماری استفاده می کند به این معنا که بیمار چقدر شرایطش خوب یا بد است؟ و تا چه حد لازم است درمانهایی که برایش انتخاب می کند قوی باشد؟


مزاج زن و مرد


زنها نسبت به مردها، طبع سردتر و مرطوب تري دارند. خیلی از تفاوت های رفتاری و جسمانی مرد و زن و استعداد آنها به بیماری ها هم به همین دلیل ساده است.


مثلا در بعد ظاهری، یک زن با وزن مساوی نسبت به یک مرد، چاق تر از او به نظر می رسد چراکه رطوبت بیشتری دارد.


به لحاظ روحی، زن تمایل بیشتری به آرامش، پرهیز از هیجان و خشونت، و تمایل به اطاعت دارد تا مدیریت اما مرد در نقطه مقابل او قرار دارد. البته در این دوره و زمانه به واسطه تغییرات فاجعه بار در روش های زندگی و ازجمله تغذیه و نیز تحت تاثیر تبلیغات خیانت بار رسانه ها، نقش های زنانه و مردانه با هم درآمیخته اند که این برخلاف فطرت و مزاج انسان هاست و نتیجه آن هم بروز انواع بیماری های جسمی و روحی در زنان و مردان و به ویژه زنان است چنان که شاهد آن هستیم. درواقع، بازنده اصلی عمل بر خلاف مزاج، زن ها هستند.


به لحاظ ابتلا به بیماری ها هم به وضوح می بینیم که بیماری های سرد ازجمله انواع آرتروزها و روماتیسم ها در زنان و بیماری های گرم مثل فشار خون و سکته های قلبی در مردان شایعترند. در بین بیماری های روحی، افسردگی بیشتر سراغ بانوان می آید و پرخاشگری و رفتارهای تند و جنون آمیز در مردان شایع است.


مفهوم اعتدال مزاج


مقوله اعتدال مزاج در طبّ سنّتی بحث نسبتا مفصّلی را در بر می گیرد که ما در این مقاله به نکات مهم آن بسنده می کنیم:


اعتدال مزاج مطلق


یک معنی اعتدال مزاج می تواند این باشد که مزاج فرد در نقطه وسط کیفیات چهارگانه قرار گرفته باشد یعنی نه سرد باشد و نه گرم و نه مرطوب باشد و نه خشک. این هم وقتی حاصل می شود که عناصر چهارگانه آب و باد و خاک و آتش، به نسبتی کاملا مساوی در بدن او وجود داشته باشند.


در نگاه اوّل، شاید این وضعیت، ایده آل و مطلوب به نظر آید امّا درواقع، چنین تعادلی نه مطلوب است و نه واقعی. این نحو تعادل، یک مفهوم ذهنی است که در خارج، مصداق عینی ندارد و شما در کلّ هستی انسانی را نخواهید یافت که از هر سمت و سو، خنثی و وسط باشد. اگر چنین انسانی وجود خارجی هم می داشت انسانی بود بدون کنش و واکنش های انسانی و بدون تعامل با هستی.


اعتدال مزاج مطلوب


مطلوب بودن اعتدال مزاج انسانی باید نسبت به هدف از آن اعتدال سنجیده شود. در این حالت، ما به دنبال اعتدالی هستیم که هدف هستی انسان یعنی رشد جسمانی و سلوک روحانی مطلوب را در تمام ابعادش تامین کند و این حاصل نمی شود مگر به این که انسان دارای سطح متعادلی از گرما و رطوبت باشد نه این که از این جهات خنثی باشد. این اعتدال مزاج، واقعی و به لحاظ تئوری برای همه مردم قابل وصول است امّا در عمل، تنها و تنها حضرات معصومین(علیهم السّلام) از چنین اعدال مزاج مطلوبی برخوردار بوده و هستند و این با اعتدال روحی تامّ ایشان تناسب دارد؛ مساله ای که بر اهل علم و معرفت واضح است.


اعتدال در اخلاط


هر یک از اخلاط در بدن انسان، دست کم باید در سه حالت اعتدال داشته باشند تا عملکردهای کارکردی و ساختاری بدن به درستی انجام شود.


این سه جنبۀ اعتدال عبارتند از:


1- اعتدال در مقدار خلط.


2- اعتدال در کیفیات چهارگانه خلط. (گرمی و سردی و تری و خشکی)


3- اعتدال در قوام خلط.


مثالی برای خلط دم:


1- در مقایسۀ وزن مساوی از گوشت گوسفند و گوشت گاو در یک خورنده واحد، از گوشت گاو «مقدار زیادتری» خلط خون تولید می شود.


2- خونی که از هضم گوشت گاو در بدن حاصل می شود در مقایسه با خون حاصل شده از هضم گوشت گوسفند دارای «کیفیت سرد و خشک» است.


3- خونی که از هضم گوشت گاو در بدن حاصل می شود در مقایسه با خون حاصل شده از هضم گوشت گوسفند «قوام غلیظ تری» دارد.


به بیان دیگر، خون حاصل از هضم گوشت گوسفند، در مقدار و کیفیت و قوام اعتدال دارد یعنی مقدار خون حاصل از آن نه کم و نه زیاد است، کیفیتی گرم و تر دارد، و لطیف و معتدل القوام است.( البته به شرطی که خورنده، هاضمه سالم داشته باشد؛ شیوه پخت و مواد همراه آن و شیوه و ترتیب خوردن آن به قاعده باشد؛ و جزئیات مربوط به سن و جنس گوسفند و قسمت مورد استفاده گوشت نیز رعایت شده باشد.)


تذکّر مهم: این جنبه های اعتدالی در افراد مختلف و شرایط گوناگون، تعارف متفاوتی دارند، مثلا اعتدال خلط دم در بدن یک نوجوان دموی مفهومی دارد و در بدن یک پیرمرد سوداوی مفهومی دیگر. همان نوجوان دموی هم در دوره های مختلف زندگی، تفاوت هایی در مفهوم اعتدال تک تک اخلاط خود خواهد اشت.

 

************************************************

 

در نگارش این مقاله کمک گرفته ام از:


 1- قانون ابن سینا.

2- سلامتی و مکاتب مختلف پزشکی؛ دکتر محسن ناصری.

3- یادداشت ها و جزوات دوره آموزشی موسّسه تحقیقات حجامت ایران.

4- TIM.IR

5- HAKIMABBAS.IR 

6- TABIB-KHORASAN.IR

7- RAVAZADEH.COM

8- برخی مصاحبه ها و تالیفات دکتر انوشیروانی، دکتر افراسیابیان و دکتر کردافشار.

9- سخنرانی های مزاج شناسی استاد خیراندیش.

10- تغذیه در طب ایرانی،اسلامی؛ دکتر غلامرضا کردافشاری؛ انتشارات نسل نیکان، چاپ سی و دوّم.



نظرات
  ممنون از مطالب بسيار ارزندتون. پرسشي دارم كه اميدوارم راهنماييم فرماييد. طبع من بلغمي است. ميخواستم بدانم ايا اساسا ميشود ادمي با طبع بلغمي با لحاظ تدابير در دراز مدت، فيزيكي كاملا استخواني مانند سوداوي ها پيدا كند؟ من جثه لاغري دارم و دنبال لاغري نيستم، بلكه پرسشم تغيير ماهيت از پر گوشت بودن به استخواني شدن است. آيا به طور ريشه اي طبع بلغمي به سوداوي قابل تغيير ميباشد؟ و يا هر تدبير ديگري كه به پيدايش فيزيك استخواني كمك مينمايد بفرماييد. از شما بسيار ممنون
ارسال کننده نظر : زينب      تاریخ ارسال نظر : ۲۹ دي ۱۳۹۳
  

سلام تغییر مزاج ذاتی کار ساده ای نیست. شما همان تدابیر بلغمی ها را رعایت کنید تا بدنتان لاغرتر شود.


ارسال کننده نظر : مدیر وب سایت      تاریخ ارسال پاسخ : ۳۰ دي ۱۳۹۳



  سلام آقای دکتر خسته نباشید در طب سنتی وقتی گفته می شود که فلان شخص خونش غلیظ شده است آیا منظور فقط این است که خلط دم درون خون وی زیاد شده است یا این که هر یک از اخلاط دیگر (چه صفرا، چه سودا، چه بلغم) و یا ترکیبی از اخلاط در خون شخص زیاد شده است؟
ارسال کننده نظر : سعیده      تاریخ ارسال نظر : ۲۱ دي ۱۳۹۳
  

سلام. اصطلاحی عمومی است که موارد مختلفی را دربر می گیرد.


ارسال کننده نظر : مدیر وب سایت      تاریخ ارسال پاسخ : ۲۳ دي ۱۳۹۳



  با سلام و تشکر سايت بسيار ارزشمندی داريد مطالب دقيق و مرتب هستند. معلوم است که برای آنها وقت زيادی گذاشته می شود.
ارسال کننده نظر : اکبری      تاریخ ارسال نظر : ۱۴ دي ۱۳۹۳


  با عرض سلام و خسته نباشید ایکاش منبع دقیق گفته هاتون رو می نوشتید که اگه یکی خواست ت مقاله ازشون استفاده کنه بتونه استفاده کنه(یعنی پاراگراف به پاراگراف منبع بدید) البته منبع دقیق نه اینکه فقط به گفته بعضی اساتید استناد کنید.
ارسال کننده نظر : محمد امین صفری      تاریخ ارسال نظر : ۲ آبان ۱۳۹۳
  

سلام. در مواقع نقل مطلب مستقیم این کار انجام می شود اما این مقالات حاصل مطالعه صدها منبع و تجربه شخصی درمان هزاران بیمار هستند.


ارسال کننده نظر : مدیر وب سایت      تاریخ ارسال پاسخ : ۵ آبان ۱۳۹۳



  سلام' چگونه است که در ساکنان مناطق گرم و تر بیشتر غذاهای گرم و در مناطق سرد و تر بیشتر غذاهای سرد تولید و مصرف میشود? مثلا در جنوب ایران خرما و در شمال کشور 'برنج و ماهی?
ارسال کننده نظر : سید حسینی      تاریخ ارسال نظر : ۲۹ شهريور ۱۳۹۳
  

سلام. عکس آن هم هست مثل مرکباتی که در شمال و جنوب به دست می آید. بدن باید وضعیت جبلی خود را حفظ کند و درعین حال، از غلبه آن بر خود جلوگیری کند و این دو نوع تغذیه مخالف را می طلبد.


ارسال کننده نظر : مدیر وب سایت      تاریخ ارسال پاسخ : ۳۱ شهريور ۱۳۹۳



  سلام ، وقت بخیر و خدا قوت .... آیا گل نیلوفری که در برخی موارد توصیه می فرمایید همین است ؟(خطمی-عناب - گل نیلوفر) http://t1.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQbX_mJdXdkMhWB_0rbkYmYul4SaccIDk1mx8THD3vLZ-fQOfsM3g
ارسال کننده نظر : سویل      تاریخ ارسال نظر : ۲۴ تير ۱۳۹۳
  

سلام. خیر. به صورت خشک شده در عطاری ها موجود است.


ارسال کننده نظر : مدیر وب سایت      تاریخ ارسال پاسخ : ۲۴ تير ۱۳۹۳



  باسلام خدمت آقای دکتر بنده در کتاب ها و مقالات و سخنرانی های اساتید طب سنتی در مورد تعریف گرمی و سردی و تری و خشکی مطلبی ندیدم در حالی مبحث تعریف در منطق از مباحث مهم است آیا شما از واژه های اساسی تعریفی ارائه می فرمایید؟
ارسال کننده نظر : مصطفی      تاریخ ارسال نظر : ۶ آذر ۱۳۹۲
  

سلام، مقاله نخست را بخوانید.


ارسال کننده نظر : مدیر وب سایت      تاریخ ارسال پاسخ : ۶ آذر ۱۳۹۲



  ضمن عرض سلام و تسلیت به مناسبت فرارسیدن ایام سوگواری سیدالشهدا علیه السلام و اهل بیت و یاران گرامی ایشان، کسی که صبح ها کمی بدنش گرم تر از سایر اوقات بوده و با نزدیک شدن به ظهر سردم می شود، یا طاقت هوای معتدل دارم به طور مثال 20 تا 25 درجه نه سردتر و نه گرم تر، در خوردن نیز از تمامی غذاها استفاده میکنم لکن از لبنیات و میوه و سبزی ها بیشتر و خوراک معتدل دارم و در مصرف نمک، روغن و شیرینی جات محتاط هستم، سال 90 در فاصله بهار و تابستان 4 بار حجامت کردم، دو بار عام یک بار از کتف ها یک بار هم کمر، و تا امروز دیگر حجامت نکرده ام، در هنگام ناهار هم به طور معمول دوقاشق سرکه سیب مصرف میکنم، سالا را نیز با روغن زیتون و آبغوره، روزانه یک ساعت هم پیاده روی انجام می دهم، بنده 135 کیلو بودم که با این روش در حال حاضر 94 کیلو شده ام البته با یک سال صرف زمان، آیا من دارای مزاج گرم و تر هستم؟ برای معتدل نمودن مزاج باید چه کرد؟ به طور معمول بین شش تا هشت ساعت هم زمان استراحتم است.
ارسال کننده نظر : hadi      تاریخ ارسال نظر : ۱۸ آبان ۱۳۹۲
  

سلام، روزی سه استکان از مخلوط عرق های کاسنی و شاهتره میل کنید.پوست تخم مرغ های مصرفی را دور نریزید؛ آنها را شسته، خشک و آسیاب نموده روزی دو بار هر بار نصف قاشق چایخوری از این پودر را با کمی عسل روی زبان خود ریخته ببلعید.در یک لیوان آب، یک تا یک و نیم قاشق غذاخوری عسل حل کرده کمی آب لیموترش تازه، اضافه و میل کنید.(روزی دو بار)پودر جوانه گندم، روزی یک قاشق غذاخوری به هر نحو که مایل بودید مصرف کنید.


ارسال کننده نظر : مدیر وب سایت      تاریخ ارسال پاسخ : ۱۹ آبان ۱۳۹۲



  ضمن سلام و خسته نباشید میخواستم بدونم برای مزاج صفراوی از چه غداهایی بیشتر استفاده کنم و چه چیزهایی رو عمدتا نخورم (سن 34)خداوند حافظتان
ارسال کننده نظر : علی      تاریخ ارسال نظر : ۲۲ مهر ۱۳۹۲
  

سلام، در دو هفته آینده مقاله مفصلی روی سایت خواهم گذاشت.


ارسال کننده نظر : مدیر وب سایت      تاریخ ارسال پاسخ : ۲۵ مهر ۱۳۹۲



  سلام خدا قوت .طبق نتیجه سایت ازمون مزاج شناسی مزاج بنده گرمی 3از4 تری 1از4وغلبه بلغم دارم از شما کمک دربارهنوع تغذیه داشتم.ممنون
ارسال کننده نظر : ش      تاریخ ارسال نظر : ۱۹ مهر ۱۳۹۲
  

سلام، کمی صبر کنید در مقالات آینده مفصل بحث می شود.


ارسال کننده نظر : مدیر وب سایت      تاریخ ارسال پاسخ : ۲۱ مهر ۱۳۹۲



 
12
نظر خود را ثبت کنید

کاربر گرامی؛ سلام علیکم


به حول و قوّه الهی، از تاریخ 18 بهمن 1393، توفیق ادامه تحصیل در دوره P.h.D طبّ سنّتی در دانشکده طبّ سنّتی و مفرادت پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی را دارم. اختصاصات ذاتی دوره های P.h.D به همراه سخت گیری شیرین و علمی مسؤولین و اساتید این دانشکده، عملا بنده را تا پایان دوران تحصیل از یکی از علائق خود، یعنی ارتباط با کاربران معزّز پایگاه «طبّ شیعه» دور خواهد ساخت.

 

لذا خواهشمندم از این پس، از طرح سوال در بخش نظرات خودداری کنید چراکه به دلایل فوق، توان و وقت کافی برای پاسخگویی نخواهم داشت. البته کماکان از نظرات سازنده و نقدهای دلسوزانه شما استفاده خواهم کرد.

 

دعای خیر خود را بدرقه راه برادر کوچکتر خود در راه خدمت به بندگان خدای متعال نمایید.


با سپاس و امتنان

دکتر وحید علیان نژادی

نام :  
ایمیل :
* نظر شما
 

سایر مقالات این موضوع

تدابیر فصل تابستان[4649بازدید]
تدابیر فصل بهار[8182بازدید]
درسنامه مزاج شناسی- مقاله هفتم: راه کارهای عملی و کاربردی مزاج شناسی- آزمون های مزاج شناسی[15566بازدید]
دلایل لزوم احیای طب سنتی ایران(مقاله انتخابی)[8163بازدید]
درسنامه مزاج شناسی- مقاله ششم؛ مزاج شناسی انسانی؛ مزاج صفرا[22069بازدید]
درسنامه مزاج شناسی- مقاله پنجم؛ مزاج شناسی انسانی؛ مزاج سودا[63714بازدید]
درسنامه مزاج شناسی- مقاله چهارم؛ مزاج شناسی انسانی؛ مزاج دم[22120بازدید]
درسنامه مزاج شناسی- مقاله سوّم؛ مزاج شناسی انسانی؛ مزاج بلغم[33268بازدید]
درسنامه مزاج شناسی- مقاله دوّم؛ مزاج شناسی انسانی، مفاهیم پایه[20466بازدید]
درسنامه مزاج شناسی- مقاله نخست؛ مفاهیم بنیادین مزاج شناسی[20481بازدید]
دفاعیه دکتر حدّاد عادل از طبّ سنّتی(مقاله انتخابی)[4660بازدید]
ورزش از دیدگاه طبّ سنّتی و اسلامی[18893بازدید]
گفتگو با دکترتفسیرعلی؛ استاد دانشگاه علیگر درباره طب سنتی ایران (مقاله انتخابی)[12053بازدید]
شش اصل ضروری برای زندگانی سالم(ستّه ضروریه)[15811بازدید]
نگاهی به مبانی طبّ سنّتی ایران[9002بازدید]
چند نکته درباره طب مدرن و طب سنتی(مقاله انتخابی)[9842بازدید]

نمایش تمامی عناوین این موضوع

آخرین مقالات

سالنمای حجامت سال 1396 هجری شمسی(هدیه پایگاه طبّ شیعه)
واکسن؛ ایمنی‌زا یا ایمنی‌زدا؟
مَرهَم؛ توصیه‌هایی از طبّ سنّتی ایران به راهیان سفر اربعین
بحران غرب پزشک زده(مقاله انتخابی)
افسانه پیشرفت(مقاله انتخابی)
خانواده بدون فرزند!(مقاله انتخابی)
منشأ ایدز؛ گفته ها و ناگفته ها(مقاله انتخابی)
واکسیناسیون از نگاهى دیگر(مقاله انتخابی)
مسلمانان و معضل تفریحات مدرن(مقاله انتخابی)
از این دارو استفاده کنید!(مقاله انتخابی)
کامپیوتر و سرعت(مقاله انتخابی)
من به شبکه متصل ام، پس هستم(مقاله انتخابی)
خطاهاى پزشکى مدرن(مقاله انتخابی)
لابى صنعت مواد غذایى چاق کننده(مقاله انتخابی)
روان شناسى به مثابه دین(مقاله انتخابی)
خطرات استفاده از آنتى بیوتیک ها در غذاى حیوانات(مقاله انتخابی)
مردن براى اطلاعات(مقاله انتخابی)
تلویزیون و زوال کودکى(مقاله انتخابی)
خانواده مستحکم و جمعیت جوان؛ دیگ‌هایی که برای غرب نجوشید
«سه معجزه»؛ سلسله مقاله‌هایی پیرامون نفوذ جریانی دشمن در حوزه سلامت/ 3 بررسی رویکردهای «خطرآفرین» فرهنگستان علوم پزشکی در موضوع «سلامت معنوی»؛ آیا پزشکان می توانند «هدایت‌گر» جامعه از بعد معنوی باشند؟
«سه معجزه»؛ سلسله مقاله‌هایی پیرامون نفوذ جریانی دشمن در حوزه سلامت/ 2 علیرغم تأکیدات رهبر انقلاب مبنی بر جبران خطای تحدید نسل، «عقیم‌سازی» همچنان ادامه دارد/ دیگر از دلارهای سازمان های بین المللی برای جلوگیری از پیری جمعیت ایران خبری نیست!
«سه معجزه»؛ سلسله مقاله‌هایی پیرامون نفوذ جریانی دشمن در حوزه سلامت/ 1 ناگفته‌هایی از پروژه امریکایی «تحدید نسل ایرانیان»؛ «طرح عقیم‌سازی میلیونی ایرانی ها» و معرفی ایران به عنوان الگوی برتر شیوه غیرانسانی تحدید نسل
قرن بیوتکنولوژى و گزینه هاى پیش رو(مقاله انتخابی)
شش افسانه کشاورزى صنعتى(مقاله انتخابی)
تأثیرات تلویزیون بر مغز کودکان(مقاله انتخابی)
معضل جهانى سلامت(مقاله انتخابی)

تحلیل آمار سایت و وبلاگ