سلام خسته نباشید اگر در بین دوره ای که داریم پیاز درمانی میکنیم اقدام به بارداری کنیم بعدش باز میتونیم ادامه بدیم یا باید مصرف پیاز رو قطع کنیم؟ یعنی اگر لقاح اتفاق بیفته ادامه ی پیازدرمانی باعث سقط میشه؟
طاهره

با سلام اگه یه مرد 35 ساله سوداوی با غلبه بلغم بخواد این رژیم رو در زمستان انجام بده چه مواردی رو باید رعایت کنه؟
محمد

سلام خانم 25 ساله هستم از پاکستان پاشنه پای چپ ام برای مدت 5 6 ماه خیلی درد داشت اربعین عازم بودم بعد از اینکه از سفر برگشتم دردم خیلی خیلی زیاد شد به پزشک فیزیو تهراپ مراجعه کردم گفتن بخاطر خار پاشنه هست، دو ماهه هر شب فیزیو تهراپ رفتم برای تهراپی و هنوزم دردم همچنین ادامه دارد، کف پاهایم هم همیشه داغه در حدی که جوراب عادی نمیتونم بپوشم لطفا راهنمایی بفرمایید.
محدثه حسینی

سلام بنده یکسال قبل دوبار آنژیو کردم وفنر نگذاشتن و گفتن گرفتگی در حد 60 درصد است. این معجون مشکلی ندارد. در ضمن می شود صبح ناشتا مصرف کرد.
رضافرامرزی

سلام. من هفته هفتم بارداری هستم و سن بچه نسبت به سونوگرافی یک هفته عقبه ضربان قلبش هم از حد نرمال ۵تا کمتره. چکار کنم
فاطمه

سلام چطور میتونم درمان با زالو رو انجام بدم.
مجید

سلام پسر من ده روزشه زردیش هم رو ۱۰.۰۷چکار کنم ؟
جعفری

سلام من کیست موئی دارم رفتم دکتر گفت باید عمل کنم فقط یکم موقع نشتن درد دارم و سواخی ایجاد نشده چکار کنم
افشین

سلام فلوراید تراپی که برای بچه های سه ساله در مرکز بهداشت ها انجام میشه ضرر داره ؟استفاده کنیم یانه ممنون؟
فاطمه

سلام خسته نباشید. دکتر باتوجه به اینکه طب سنتی با خوردن اسیدفولیک و سایر مکملها و تقویتیها بعلت عوارضشان مخالف هستند لطفا بفرمایید جایگزینهای سنتی چیا هستند. ضمن اینکه زمان مصرفشان در چه ماهی از بارداری هست، و آهن و کلسیم از مطب خودتون تهیه میکنم. تشکر فراوان.
مادر
زندگی استعماری؛ طبّ استعماری
نسل چیپس و روغن نباتی (مقاله انتخابی)
تعداد: 0 میانگین: 0
[تعداد بازدید : 2600]

[نسخه چاپی]

 

 

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم 

و صلّي الله علي محمّد و آله الطّاهرين  و لعنة الله علي اعدائهم اجمعين 

 

 

 

 

نسل چیپس و روغن نباتی

 

 

 

 
نسلی که بر خلاف پدرانش، نه توان آن خوش‌بینی جسورانه را دارد و نه تاب آن لذت‌پرستی را
 

 
نویسنده : کیت لاینز
ترجمۀ: محمد معماریان
مرجع: Guardian
از میان همۀ القابی که نثار این نسل می‌شود، معدودی از آن‌ها خوشایند است. اسمی که در سوئد برایشان انتخاب کرده‌اند، کرلینگ، نام ورزشی است که اعضاء تیم بی‌تابانه یخِ جلوی سنگشان را جارو می‌کنند تا مسیر سنگ صاف و بی‌مانع باشد. به‌ادعای منتقدان، والدینِ این نسل هر مانعی را از پیشِ روی فرزندانشان برداشته‌اند، مرزی برایشان معین نکرده‌اند، در برابر معلمی که می‌خواهد به آن‌ها انضباط یاد بدهد، از کودکانشان دفاع می‌کنند و حتی همراه آن‌ها به مصاحبۀ استخدامی می‌روند. روان‌پزشکی سوئدی می‌گوید این رُفت‌وروبِ مسیر رشد توسط والدین، نسلی از نابالغ‌های نازپرورده پدید آورده است که ضربه‌های تقریباً کوچک، مثل مُردن یک سگ یا توبیخ رئیس، روح و روانشان را از پا در می‌آورد.
 
«کِرلینگ» ورزشی است که در قرون وسطی در اسکاتلند ایجاد شد.
«کِرلینگ» ورزشی است که در قرون وسطی در اسکاتلند ایجاد شد.
 

گاردین — «نسل کِرلینگ»۱ اسمی است که سوئدی‌ها برایشان گذاشته‌اند؛ نروژی‌ها «نسل جدی»۲ و لهستانی‌ها نسل «ژان پُل دوم»۳ می‌گویند. چینی‌ها «کِن‌لائوژو»۴ می‌گویند؛ یعنی «نسل قدیمی‌خوار.» در ژاپن این نسل به‌خاطر آنکه به هیچ چیز توجه کامل نمی‌کند، سرکوفت می‌خورد: «ناگارازوکو»۵ یعنی کسانی که هر لحظه مشغول دو کارند.

 

 

 

بی‌لُطف‌ترین نام را امریکایی‌ها انتخاب کرده‌اند: «نسل هزاره»۶ و نیز بریتانیایی‌ها و استرالیایی‌ها: نسل ایگرگ۷. در گوشه‌کنار دنیا، انواع و اقسام صفت‌ها برای متولدین مابین ۱۹۸۰ تا نیمۀ دهۀ ۱۹۹۰ به کار می‌رود. 

 

 

 

برخی از این نام‌ها گویای مسائل خاصی هستند که گریبان این نسل را گرفته‌اند؛ خواه بدهکاری و خواه کمبود مسکن، بیکاری یا چیزهای ناملموس‌تری مانند ناتوانی در تصمیم‌گیری.

 

 

 

از نظر برخی همۀ این‌ها صدق می‌کند. در اسپانیا، جوانان را «نسل نه‌نه»۸ می‌نامند. ویرانۀ اقتصاد ملی، این جماعت را به برزخی کشاند که نه شغلی دارند و نه تحصیلاتی. در کشوری که جوانانش بیشترین رنج را از بحران مالی اخیر کشیده‌اند، همین تعبیر، الهام‌بخشِ نمایشی تلویزیونی به همین اسم شد.

 

 

 

میزان بیکاری جوانان اسپانیایی در سال ۲۰۱۳ با تقریباً ۵۶% به اوج خود رسید. پس از آن هم فقط کمی بهبود یافته است. تعداد اسپانیایی‌های بین ۱۸تا۲۹ سال که محرومیّت جدی۹ را تجربه کرده‌اند، با رشد بیست‌درصدی از ۸% در سال ۲۰۰۷ به ۲۸% در سال ۲۰۱۱ رسید. این، بیشترین میزان افزایش در اتحادیۀ اروپا بود.

 

 

 

در اسپانیا به آن‌ها «هزارتایی‌ها»۱۰ هم می‌گویند؛ چون متوسط درآمد ماهانۀ جوانان این کشور به یک‌هزار یورو رسیده است؛ اما دیوید گونزالوو، یکی از جوانان همین نسل، این تصور را خوش‌بینانه می‌داند: «پیش از بحران مالی ۲۰۰۸، این رقم دستمزد کمی محسوب می‌شد؛ اما الان که دستمزدهای ماهانۀ ششصد و هفتصدیورویی در کارند، مع‌الأسف این دستمزد و اینکه کسی شغل تمام‌وقت داشته باشد، یک موهبت حساب می‌شود.»

 

 

 

البته می‌شد بدتر از این هم باشد. یونان که بدتر است. آنجا نسل پانصدتایی‌ها هستند. این اسم بنا به طرح دولت برای استخدام فارغ‌التحصیلان جوان با دستمزد ماهیانه پانصد یورو انتخاب شد.

 

 

 

در آلمان به آن‌ها «نسل شاید»۱۱ می‌گویند: نسلی تحصیل‌کرده، با ارتباطات وسیع، چندزبانه، دارای ذهنیت جهانی و با بی‌شمار فرصت؛ اما چنان سردرگم میان امکان‌های فراروی خود که دل به هیچ کدام نمی‌دهند. 

سارا ماندرِ سی‌ساله تجسم تمام‌عیار نسلی است که دائم نگران ازدست‌دادن فرصت‌ها است. او شغل ثابتی در یک مؤسسۀ مالی در فرانکفورت داشت؛ اما احساس می‌کرد کاملا به دامِ سبک‌زندگی اداری۱۲ افتاده پس از کار کنار کشید تا به امریکای لاتین برود. پس از گذراندن تعطیلات و کار داوطلبانه در برزیل و اکوادور، دلتنگ ثبات و دستمزدهای بالاتر آلمان شد و به خانه برگشت. تا پا به شغل سابق گذاشت، دوباره مشتاق سبک‌زندگیِ بی‌خیال امریکای جنوبی شد و آن مسائل کاری که پیش‌تر آزارش می‌دادند، دوباره به‌سراغش آمدند. او دوباره به فکر افتاده که این کار را رها کند تا مدیر یک مهمان‌پذیر ساحلی شود.

 
الیور یگش، روزنامه‌نگاری است که واژۀ «نسل شاید» را ابداع کرده است. او می‌گوید: «ما در میانۀ دنیای شبکه‌ایِ فرصت‌ها خواب‌گردی می‌کنیم و در مواجهه با انبوه گزینه‌ها احساس ناامنی داریم... دیگر نمی‌دانیم چه باید کرد... می‌خواهیم آماده باشیم و هیچ چیزی را هیچ جا از دست ندهیم.»

 
شاید این مشکل‌ها و نگرانی‌شان دربارۀ آینده است که نسل هزاره را روی‌هم‌رفته یک نسل جدی کرده است؛ نسلی که بر خلاف پیشینیان خود، نه توان آن خوش‌بینی جسورانه را دارد و نه تاب آن لذت‌پرستی را. همین‌ها است که در سال ۲۰۱۱، تعبیر «نسل جدی» را برای این نسل نروژی‌ها به ارمغان آورد.

 
به‌هرروی، این‌ها جماعتی‌اند که دوران‌سازترین واقعۀ ژئوپلتیک زمانشان، یازدهم سپتامبر و سپس «جنگ علیه ترور» بود. تروریسم برای آن‌ها همان نقشی را دارد که تهدید جنگ هسته‌ای برای نسل انفجار جمعیت۱۳ و مُسن‌ترهای نسل ایکس۱۴ داشت. به‌جای آژیرها و جزوه‌هایی که خبر از آخرالزمان می‌دادند، این نسل با کنترل‌های امنیتی فرودگاه، بسته‌شدن مترو و هشدارهای مُداوم مقامات برای گزارش‌دادن رفتارهای مشکوک مواجه‌اند. آن‌ها با تصاویر قتل‌عام در دانشگاه‌ها، باشگاه‌ها، سربازخانه‌ها، قطارها، اتوبوس‌ها، موزه‌ها، کافه‌ها، ساحل‌ها و خیابان‌های شهر بزرگ شده‌اند. لذا ترس همه جا در دلشان است. پس از جهاتی می‌توان آن‌ها را «نسل ترور» نامید.

 
جک هوسابو، بازیگر و نویسندۀ سی‌سالۀ لندن‌نشین، دربارۀ روزی که برج‌های دوقلو فروریختند، چنین می‌گوید: «برای نسل ما مثل قتل جان اف. کندی بود... دقیقاً یادم مانده کجا بودم. البته که یادم مانده. از مدرسه به خانه آمدم و فریادهای مادرم را شنیدم. هول کردم؛ چون فکر کردم به دردسر افتاده‌ام. شوکه شده بودم.»

 
چندی بعد، تروریسم به جزء روزمرۀ زندگی تبدیل شد. در زمان بمب‌گذاری‌های لندن، هفتم ژوئن ۲۰۰۵، هوسابو ۲۱ساله بود. «در یک پیتزافروشی در بوداپست بودم که پیش‌خدمت برگشت و گفت: به لندن حمله شده است و ما جا نخوردیم. ایستگاه بعدی تروریست‌ها، لندن شده بود.» 
هوسابو دربارۀ نسل خود می‌گوید که بیم از تروریسم به افزایش نژادپرستی و ترس منجر شده است: «سوار مترو که هستید، ناگهان می‌بینید که در بحر این کس و آن کس رفته‌اید.» باوجوداین او می‌پذیرد که چنین ترسی منحصر به نسل او نیست: «اکنون نوبت اسلام‌گرایان است. قبل از آن شوروی‌ها بودند. فکر نکنم بشود نسلی را پیدا کرد که زیر سایۀ تهدید یا ترس زندگی نکرده باشد.»

 
از میان همۀ القابی که نثار این نسل می‌شود، معدودی از آن‌ها خوشایند است. اسمی که در سوئد برایشان انتخاب کرده‌اند، کرلینگ، نام ورزشی است که اعضاء تیم بی‌تابانه یخِ جلوی سنگشان را جارو می‌کنند تا مسیر سنگ صاف و بی‌مانع باشد. به ادعای منتقدان، والدینِ این نسل هر مانعی را از پیشِ روی فرزندانشان برداشته‌اند، مرزی برایشان معین نکرده‌اند، در برابر معلمی که می‌خواهد به آن‌ها انضباط یاد بدهد، از کودکانشان دفاع می‌کنند و حتی همراه آن‌ها به مصاحبۀ استخدامی می‌روند.

 
دکتر دیوید ایبرهارد، روان‌پزشک سوئدی، مدعی است: «ما دنیای آن‌ها را همه‌جوره امن کردیم. از همان ابتدا نازپرورده بارشان آوردیم.» او می‌گوید این رُفت‌وروبِ مسیر رشد توسط والدین، نسلی از نابالغ‌های نازپرورده پدید آورده است که ضربه‌های تقریباً کوچک، مثل مُردن یک سگ یا توبیخ رئیس، روح و روانشان را از پا در می‌آورد.

 
یوسوکی نیشیمورا، پسر ۲۷سالۀ دانشگاه‌رفته، نمونۀ بارزی از نسل یوتوری‌سدای یا همان نسل بیخیال در ژاپن است. او از زمان خاتمۀ تحصیلش در چند شرکت کار کرده است؛ ولی می‌گوید تردید دارد که همچنان به آیندۀ کاری منعطف و قابل‌پیش‌بینی‌اش و به زندگی در کنار والدینش ادامه دهد.

 
او نامزد ندارد و هرگز به این فکر نیفتاده که زندگی‌اش را سروسامان دهد. نسل ژاپنی‌های پس از جنگ تا حد امکان پس‌انداز می‌کردند؛ اما نیشیمورا می‌گوید هر ماه که مبلغ اندکی را به والدینش می‌دهد و مابقی را صرف شب‌گذرانی با دوستان یا موج‌سواری و ماهی‌گیری می‌کند، باقی‌ماندۀ حسابش نزدیک به صفر می‌شود.

 
او می‌گوید: «مسئله، خودخواهی نیست؛ من متعلق به نسلی هستم که چیزها را متفاوت می‌بیند... برای نسل انفجار جمعیت، نقشۀ همه چیز از پیش آماده بود. اما ما، خوب یا بد، بیشتر علاقه داریم که از این لحظۀ آزادی‌مان لذت ببریم.» ولی آزادی هم حدی دارد. نیشیمورا اسم مستعار است. او نمی‌خواهد شناخته شود.

 
در چین، سیاست این کشور است که اساساً این نسل را شکل داده است. سیاست تک‌فرزندی که در سال ۱۹۷۹ یعنی یک‌سال پیش از تولد اولین فرزندان این نسل پیاده شد، نسلی نامتوازن و عمدتاً تنها به بار آورد: تعداد پسرها ۳۳میلیون نفر بیشتر از دخترها است. فارغ از نسبت بالای مردان، این نسل چینی‌های بی‌خواهر و برادر را «امپراتورهای کوچک» می‌نامند یا به تعبیر خودشان «کِن‌لائوژو». آن‌ها نسلی هستند که قدیمی‌ها را می‌خورند؛ چون به زندگی انگل‌وار کنار والدینی راضی‌اند که فرزندانشان را عاشقانه می‌پرستند. بنا به یافته‌های یک پیمایش، ۷۰% جوان‌های چینی ایرادی نمی‌بینند که از والدینشان بخواهند برایشان خانه بخرند. 

به نظر پاول اشپیواکِ جامعه‌شناس مرگ ژان پُل دوم در سال ۲۰۰۵، پاپ لهستانی‌الاصل و تنها پاپی که لهستانی‌ها می‌شناختند، چنان شوکی بود که این نسل را متحد و تعریف کرد و نام «نسل ژان پُل دوم» را به ایشان داد.

 
اینکه «نسل ژان پُل دوم» یک پدیدۀ واقعی است یا ابداع رسانه‌ها است، محل بحث است. حکایت جوان‌هایی نقل می‌شود که در مراسم‌های یادبود او، تی‌شرت‌هایی به تن داشتند که با افتخار می‌گفت از «نسل ژان پُل دوم» هستند. دیگرانی هم هستند که در برابر این برچسب مخالفت می‌کنند. یکی از خوانندگان لهستانی گاردین گفته است: «من چنین حسی نداشتم. شاید بشود گفت لهستان یک کشور عمدتاً کاتولیک است و واکنش‌ها به مرگ پاپ وسیع بود؛ اما واقعاً ماجرای دوران‌سازی نبود. مهم بود؛ اما دوران‌ساز نه.»

 
در جوامع انگلیسی‌زبان، خلاقیت کمتری برای نام‌گذاری جوانان خرج می‌شود. به آن‌ها نسل «هزاره» می‌گویند؛ چون در خاتمۀ یک هزارۀ میلادی و شروع هزارۀ بعدی به دنیا آمدند؛ یا نسل ایگرگ می‌گویند چون پس از نسل ایکس آمدند. اگر به سبک یونانی، یعنی بر اساس مسائل اصلی‌شان، نام‌گذاری می‌شدند، باید در بریتانیا و استرالیا «نسل اجاره» و در ایالات متحده «نسل بدهی» نام می‌گرفتند.

 
جوانان بریتانیا از دو جبهه ضربه خورده‌اند: قیمت‌های سرسام‌آور خانه ازیک‌سو و دشواری‌های اشتغال ازسوی‌دیگر. در سال ۱۹۹۱، ۶۷% از افراد ۲۵تا۳۴ ساله در انگلستان صاحب‌خانه بودند. این رقم در بازۀ ۲۰۱۱تا۲۰۱۲ به ۴۳% کاهش یافته است. آن‌هایی که توان خرید خانه ندارند، باید اجاره کنند. منظرۀ غم‌انگیزی پیش چشم آن‌هایی است که اجاره می‌کنند: اجاره‌نشین‌ها به‌طور متوسط ۴۷% درآمد خالصشان را برای اجاره می‌دهند و این رقم در شهر لندن به ۷۲% می‌رسد.

 
وخیم‌تر آنکه احتمال بی‌کاری جوانان بریتانیا سه‌برابر سایر گروه‌های سنی است. این نابرابری در اکثر کشورهای دیگر نیز دیده می‌شود. در کل، ۱۴.۴% از جوانان ۱۶تا۲۴ ساله مشغول تحصیل یا کار تمام‌وقت نیستند که این رقم برای کل نیروی کار این کشور ۵.۷% است. چنین شکافی در ۲۰ سال گذشته سابقه نداشته است.

 
در استرالیا از قدیم‌الایام خانه‌ای ساده در میان یک زمین هزارمتری را «رؤیای بزرگ استرالیایی» می‌دانسته‌اند. اما هم‌اکنون جوانان راهی به بازار مسکن یا آن اسطورۀ ملی نمی‌یابند.

 
در سال ۱۹۷۵، چهار برابر متوسط درآمد سالانۀ خانوار برای خرید یک خانه در سیدنی کفایت می‌کرد. این ضریب اکنون به ۱۲ رسیده است. الکساندر آلن، جوان ۲۵ساله، فقط با قرض ۴۰هزار دلار از والدینش توانست ملکی بخرد. او مجبور بود در سه شغل کار کند تا قرضش را پس بدهد. می‌گوید: «اساساً آدم فقیری بودم.»

 
در ایالات متحده، این نسل با بدهی تعریف می‌شود. بیش از ۴۰میلیون نفر وام دانشجویی دارند: هریک به‌طور متوسط ۲۹هزار دلار و مجموعاً بیش از یک‌تریلیون دلار بدهکارند. از زمان نسل قبل تا کنون، هزینۀ تحصیلات دانشگاهی در امریکا سر به فلک کشیده است: میزان آن از ۱۹۷۸تا۲۰۱۰، نزدیک به ۱۱۲۰درصد رشد کرده است. در این بازار پرمخاطرۀ اشتغال، بازپرداخت این بدهی‌ها برای آن‌ها دشوار است. 

لوسیا دان، استاد اقتصاد در دانشگاه ایالتی اوهایو می‌گوید: «این نسل نه‌تنها وامی با بهرۀ بیشتر می‌گیرند، بلکه بازپرداخت این وام‌ها نیز برایشان بیشتر طول می‌کشد. این بچه‌های بیچاره وقتی از دانشگاه فارغ‌التحصیل می‌شوند، اندازۀ وام یک خانه بدهکارند.»

 
شاید یکی از نام‌های بسیار متناسب برای این نسل، «پژواک نسل انفجار جمعیت»۱۵ باشد: ازیک‌سو به‌واسطۀ افزایش نرخ زادولد در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، نسل ایگرگ هم‌اندازۀ نسل انفجار جمعیت (متولدین ۱۹۴۶ تا ۱۹۶۴) است و ازسوی‌دیگر، بسیاری از ارزش‌های این دو نسل مشابه‌اند. هرچند نسل هزاره نمی‌خواهد ناکامی‌های نسل انفجار جمعیت را تکرار کند و آن نسل را به‌خاطر انباشت ثروت و تخریب محیط‌زیست نکوهش می‌کند، عملاً بسیاری از خواسته‌های همان نسل را دارد: در بریتانیا و استرالیا دنبال خانه‌دارشدن است، در ایالات متحده می‌خواهد از قید وام‌هایش رها شود، در اسپانیا و یونان می‌خواهد شغل و آینده‌ای داشته باشد.

 
گویا علاوه‌بر انعطاف‌پذیری، انصاف و مدارا، یعنی صفاتی که به‌عنوان نقطۀ قوت این جوان‌ها جار زده می‌شوند، نسل هزاره از سرمایه‌داری می‌خواهد همان‌طور که برای نسل‌های پیشین خوش‌یُمن بود، به وعده‌اش به ایشان هم وفا کند.

 
آنتونیو آلامینوس، استاد دانشگاه اسپانیایی می‌نویسد: «مشکلی که جوانان اسپانیایی و بسیاری جوانان اروپایی در آماده‌سازی خود با آن مواجه‌اند، آن است که در دنیای سرمایه‌داری مصرف‌گرا، می‌خواهند مانند والدینشان زندگی کنند.» او می‌نویسد: «سرمایه‌داری از آن‌ها دل کنده است؛ ولی آن‌ها نمی‌خواهند رابطه‌شان تمام شود.»

 

 

 

این مطلب با همکاری ترجمان در صفحۀ «اندیشه» شمارۀ ۵۵۲ مجلۀ همشهری جوان، منتشر شده است.‬

 

 

 

فایل صوتی این نوشتار را اینجا بشنوید.



پی‌نوشت‌‌ها :

 


* این مطلب در تاریخ ۸ مارس ۲۰۱۶ با عنوان Generation Y, Curling or Maybe: what the world calls millennials در وب‌سایت گاردین منتشر شده است و وب‌سایت ترجمان در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۵۶ این مطلب را با عنوان «نسل چیپس و روغن نباتی» ترجمه و منتشر کرده است.

[۱] Curling Generation: به نسلی گفته می‌شود که به‌خاطر حمایت‌های والدین، هیچ‌گاه با مشکل جدی مواجه نشده‌اند. این نام برگرفته از بازی کرلینگ است که در آن، یک تکه‌سنگ روی یخ به سمت هدف هُل داده می‌شود و بازیکنان برای هدایت سنگ، مسیر پیش روی آن را جارو می‌زنند. این نسل چون کنارآمدن با ساده‌ترین مشکلات را هم یاد نگرفته‌اند، در مسیر زندگی با مشکلات جدی مواجه می‌شوند.
[۲] Generation Serious
[۳] John Paul II
[۴] Ken Lao Zu
[۵] Nagara-Zoku
[۶] Millennials
[۷] Generation Y
[۸] Generación Ni-Ni
[۹] یعنی نمی‌توانند خانه‌شان را گرم کنند و حداقل یک‌روز درمیان گوشت یا ماهی بخرند.
[۱۰] Mileuristas
[۱۱] Generation Maybe
[۱۲] Nine-to-Five Lifestyle: شغلی که زمان کار آن از ۹ صبح تا ۵ عصر است.
[۱۳] Boomers: نسلی از جوامع غربی که در سال‌های پس از جنگ سرد به دنیا آمدند. در آن زمان، جمعیت این کشورها عموماً شاهد رشد چشم‌گیری بود.
[۱۴] Generation X: نسل پس از انفجار جمعیت.
[۱۵] Echo Boomers

منبع :

ترجمان علوم انسانی



نظرات
نظر خود را ثبت کنید

کاربر گرامی؛ سلامٌ علیکم

 

لطفا پیش از ثبت نظر خود توجه داشته باشید:


تجویز دارو و پیچیدن نسخه برای بیماری و مشکلات شخصی و موردی، نیاز به شرح حال کامل و معاینه بالینی دارد که طبیعتاً از طریق ارتباط مجازی، قابل حصول نیست.

 

 

لذا خواهشمندیم از تقاضای نسخه و دارو برای بیماری های موردی، اجـتناب فرمایید.

 

سایر نکات:


❶از اعلام نشانی و تلفن درمانگاه معذوریم. درصورت تمایل از طریق پایگاه «طبیب شهر»، پزشک مورد نظر خود را جستجو کنید.

ابتدا مقالات مربوطه را مطالعه کنید و پس از اطمینان از نبود اطّلاعات مورد نظرتان، نسبت به طرح سؤال اقدام کنید. از پاسخگویی به سؤالاتی که در متن مقاله پاسخ داده شده اند معذوریم.

❸از طرح سؤال هایی که نیاز به پاسخ های خصوصی و ارسال به پست الکترونیک دارد خودداری فرمایید.

❹پاسخگویی به سؤالاتِ کلّی و نیازمند پاسخ های مفصّل در توان پایگاه نیست.

❺نشانی پست الکترونیک شما در نزد پایگاه طبّ شیعه محفوظ است.

❻هرنظر را تنها یک بار ارسال کنید و از تکرار ارسال نظرات خودداری کنید.

❼حتّی المقدور از ارسال نظرات به صورت «فینگیلیش» خودداری کنید.

❽پاسخ هاي ارائه شده، كلّي و عمومي هستند و پاسخ دقيق و تخصّصي، تنها با ويزيت بيمار امكانپذير است

 

 

با سپاس و امتنان        

دکتر وحید علیان نژادی

نام :  
ایمیل :
* نظر شما
 

سایر مقالات این موضوع

چه شد که ما آدم ها از لحاظ روانی اینقدر ضعیف و تنبل شدیم؟ (مقاله انتخابی)[400بازدید]
وقتی با فرزندت هستی، آن گوشی لعنتی‌ را بگذار کنار (مقاله انتخابی)[391بازدید]
چرا بلافاصله بعد از جشن تولد نباید فیلم‌هایش را ببینیم؟ (مقاله انتخابی)[464بازدید]
چگونه انقلاب جنسي، جامعه امريكا را براي هميشه دگرگون كرد؟ (مقاله انتخابی)[619بازدید]
هر چه فقیرتر باشی، بیشتر به صفحهٔ گوشی‌ات نگاه می‌کنی (مقاله انتخابی)[1396بازدید]
بگذارید دوباره حوصلۀ بچه‌هایتان سر برود (مقاله انتخابی)[1444بازدید]
مخترع «واقعیت مجازی» می‌گوید همین حالا شبکه‌های اجتماعی‌تان را حذف کنید! (مقاله انتخابی)[2160بازدید]
کودکی بهترین دوران برای یادگیری زبان خارجی نیست!! (مقاله انتخابی)[1872بازدید]
لطفاً کمی غیربهداشتی باشید!! (مقاله انتخابی)[1326بازدید]
برای بچه‌ها به جای تبلت بیلچه بخرید (مقاله انتخابی)[1608بازدید]
چرا برخی از زنان ایرانی پلنگ شده‌‎اند؟ (مقاله انتخابی)[1857بازدید]
بیوتروریسم؛ یک جنگ نابرابر (مقاله انتخابی)[1537بازدید]
وقتی آنلاین هستیم خودمان باشیم (مقاله انتخابی)[2412بازدید]
جامعۀ مصرف گرا (مقاله انتخابی)[2331بازدید]
چرا آدم‌های خوب در شبکه‎های اجتماعی تحمل‎ناپذیر می‌شوند؟ (مقاله انتخابی)[2162بازدید]
​تکنولوژی تراریخته؛ راهی برای افزایش محصول یا بیماری؟ (مقاله انتخابی)[2268بازدید]
ابر سربازان آینده؛ آخرین نسل از سلاح‌های زیستی (مقاله انتخابی)[2119بازدید]
زندگیِ آزمون‌زده (مقاله انتخابی)[1997بازدید]
پشت پرده اپل (مقاله انتخابی)[2175بازدید]
آیا پس از «پروژه تنظیم خانواده» نوبت به «پروژه سلامت معنوی» رسیده؟! (مقاله انتخابی)[1853بازدید]

نمایش تمامی عناوین این موضوع

آخرین مقالات

انتهای راه محصولات تراریخته، ناباروری است؟(مقاله انتخابی)
آداب زناشویی و انعقاد نطفه(مقاله انتخابی)
آرامش دیداری (مقاله انتخابی)
بالاخره روزی دماغ طبیعی هم «زیبا» خواهد شد (مقاله انتخابی)
وقتی آنلاین هستیم خودمان باشیم (مقاله انتخابی)
ورزش‌های حرام و استعماری (مقاله انتخابی)
روان‌شناسي غربي و پشت پرده معنويت (مقاله انتخابی)
سالنمای حجامت 1398 شمسی (هدیه پایگاه طبّ شیعه)
دیپلماسی ورزشی؛ ابزاری برای نفوذ آمریکا در جوامع (مقاله انتخابی)
ابر سربازان آینده؛ آخرین نسل از سلاح‌های زیستی (مقاله انتخابی)
«با لبخند کارکردن» چگونه به زنان آسیب می‌رساند؟ (مقاله انتخابی)
بگذارید دوباره حوصلۀ بچه‌هایتان سر برود (مقاله انتخابی)
کودکان ثروتمندان از طعم غذاهای سالم‌ بیشتر لذت می‌برند (مقاله انتخابی)
خواص تاثیرگذاری قارچ گانودرما تا چه حد واقعیت دارد؟ (مقاله انتخابی)
دنیای دیوانۀ صنعتِ آب‌ (مقاله انتخابی)
بزرگترین اکتشاف برای من این بود که فهمیدم ...
جذابیت و زیبایی به قیمت انواع سرطان (مقاله انتخابی)
بررسی و تحلیل سند 2030 یونسکو (مقاله انتخابی)
روزنی به پزشکی پیشگیری در طبّ کهن(مقاله انتخابی)
هشدار: من از واژۀ «چاق» استفاده می‌کنم (مقاله انتخابی)
مبارزه با حجاب، انحراف است (مقاله انتخابی)
پشت پرده اپل (مقاله انتخابی)
آیا شکر پرطرف‌دارترین مادۀ مخدر دنیاست؟ (مقاله انتخابی)
پدیدارشناسی اینستاگرام (مقاله انتخابی)
میکروتراشه‌های ضد بارداری؛ جدیدترین روش کنترل جمعیت (مقاله انتخابی)
مقاومت آنتی بیوتیکی: باکتریهای مرگبار بر می گردند (مقاله انتخابی)